تبليغاتX
چشم انداز - نبرد ایران وما
 

سیاسی ۱۷۸

نبرد ایران وما

(چگونه یک حرکت می تواند این جو را تفسیر کند؟)

 

اکنون نبرد مشترک برای قلب های ایرانیان وافکار آنها جایی است که نبرد کلی عقیده  باشد.در مقابل دموکراسی ،حکومت ستمگرانه،ملاقات های دیکته شده ی جغرافیای خاورمیانه،مکان هایی مانند عراق،سوریه،عربستان سعودی ودیگر دولت های  عرب تکه های پازلی است که چهره های برجسته آن  نه با سنت های ارزشمند ایالتی ،حک شده اند وریشه های بزرگ اشغال قدرت فارس سرزمین ایرانیان به دوره های  امپراطوری هخامنشی،اشکانی وساسانیان برمی گردد.نزدیک به 70 میلیون نفر سرزمین های بین ثروت نفت دریای خزر  وثروت نفت خلیج فارس را که ایران مفصل کلی جهان مسلمان است را تصرف کرده اند.

قدرت ایرانیان چه نرم چه سخت از مدیترانه تا هندوراس احساس شد ودر عوض تاثیر ایران در غرب لبنان  وغزه قسمتی از یک سنت تاریخی امپراطوری است که نقش شیعه با نفوذ قانونی قدرت روحانی،تظاهرات در تهران ودیگر شهرها صلاحیت پیدا نمود وایران در خاور میانه مکان جارزدن  یک میدا تاریخ جدید وسیاست های مرکز آسیا می باشد.

موسسات دولتی ایران باوجود نیتهای شایع ضد لیبرالی شان مهمترین ساختارصداکننده ها در جهان عرب می باشند.

زمانی که شاه سقوط کرد هرج ومرج به دنبال آن نیامد ،در ظرف هفته ها یک  سیستم بورکراتیک شیعه فضای خالی را پرکرد.وارتباط را سفسطه نمود ومذهب وهرگونه فرهنگ بالا را عادلانه انعکاس نداد.

ایران یک حکومت ستمگرانه  مانند صدام حسین در عراق با وجود آیت الله ها نیست آن یک سیستم پیچیده با انتخاب پارلمانی وقوه مجریه  است. همچنین جنبش وحرکت دموکراسی ایران قابل توجه غرب در انضباط سازمانی ونحوه دقیق استفاده کردن از تکنولوژی است .دوره های توسعه ایران  به ترکیه بیشترتا سوریه وعراق  نزدیک است،مادامی که  دو گروه توانایی انفجار در داخل را دارند.

ایران یک وابستگی  داخلی داردو هر گونه سختگیری را روی همسایگان خود داشته است ودرآینده یک ایران دموکراتیک می تواند حس خیر اندیشی داشته باشد چنانکه یک حکومت خدایی در ایران مانند جوخه های  کشتار نفوذ وقدرت در بغداد  می تواند خطرناک باشد.

ایران مرکز سرنوشت خاورمیانه است که حتی خواهان تغییر در رفتار رژیم است. علاوه برآن که یک درجه اختلاف مختصرنسبت به عراق،لبنان،اسرائیل یا ایالت متحده دارد واین میتواند تاثیر دراماتیکی روی این ناحیه داشته باشد،دقیقا مانند یک رهبر رادیکال ایرانی می تواند نیرو به "دنیای عرب"بدهد  ویک اصلاح طلب ایرانی می تواند به نیروها سازمان ببخشد واما بورژوازی عرب دراین میان  غیرشفاف است.این راه نمایش کاندیدای ریاست جمهوری میرحسین موسوی است اما دیگر رادیکال ها ولو اینکه با مهربانی وبا سطح بالاتری وظاهری مناسبتر در سطح خارجی نسبت به محمود احمدی نژاد داشته باشند موضوع را کاملا از دست می دهند.

چنانکه در ایالت شوروی سابق تغییر در ایران می تواند فقط از داخل صورت گیرد وآن  جز با میر حسین موسوی یا فردی مانند میخائیل گورباچف میسر نمی شود.

نیاز دارد که با حسن نیت روز  روشنی را در سیستم  فراهم کند ورخنه ها را افشا کند وفقط یک حامی وفدارد وثابت از جمهوری اسلامی مانند موسوی که حتی اکنون که وی رهبر یک جنبش دموکراتیک است، می تواند اعتماد را به  رقابت های انتخاباتی باز گرداند.

جنگ سرد تمام شدنی نیست چنانکه در چند روز گذشته شاهد آن بوده ایم،نبرد ایرانیان برای دموکراسی که اکنون مرکز سیاست خارجی مان است  مانند دموکراسی در غرب اروپا  در دهه 1980 بوده است.

حیاتی وحساس است که ما نگاهی روی  هدف اصلی از تغییر رژیم در عراق  بدهیم،هر کسی که از جنگ حمایت کند مانند صدام حسین سقوط می کند.

 گرچه نتیجه دموکراسی  عرب های سنی ثابت وپایدار شد اما شروع یکتاتوری محض وهرج ومرج ...  دست شیعه را  در این ناحیه قوی تر می کند.واین لازم است ونیاز بدی به نظر نمی رسد، در11 سپتامبر تروریست ها نیز چشمه ای از این گونه سرکشی ها  داشتند  زیرا ایالت های

سرسخت دیکتاتوری مانند سنی های   مصر وعربستان سعودی که شدت عمل  وناسازگاری ها  ومخالفت آنان بسیار زیاد بود و باموازنه قدرت  دراین ناحیه وحضور شیعیان ایران وبا اصلاحات آرام  شده بود وامید آن است که ایران هرگونه شورشی را در عراق برای تغییر تحمل کند واشغال عراق به شیوه ای کاملا مناسب صورت گرفته است  وبا اینحال نه فقط در ایران در هر گیرودار وآشوب دموکراتیک این حوادث اتفاق می افتد اما در مصر وعربستان سعودی هر دو کاملا سریع اصلاح یافتند.

در سال های اخیر یک پیوستگی ضد ایرانی از سوی اسرائیل پدیدار شد که دیکتاتورهای عرب سنی از آن خسته شده بودند.چرا که سراسر تاریخ ایرانیان ،یهودی ها وفارس ها یک نوع پیوستگی در برابر توده های عرب ودیگر مردمان مرزهای ایران به سمت غرب وجنوب دارند.در دیدارهای که من با کشور ایران داشته ام احساس کردم که ایران با عربستان سعودی مخالفت دارد برای مثال اسرائیل یک دشمن زهرآگین از یهودی ها ممکن است توسط  شهرت رژیم روحانی ها خاموش شود وحداقل در همین اندازه ومقدار دوام بیشتری نخواهد آورد در صورتی که محمد رضا شاه پهلوی پیوستگی مجازی خود را با اسرائیل حفظ کرد ورهبران آینده ایرانیان باید به دنیا وجهان از موقعیت جغرافیایی خود نگاه کنند چنانکه شاه اینگونه نگاه می کرد.بدون این موارد رادیکالیسم جهان سوم با ملاها در دوره ی خمینی  اشباع شده بود .

اما در آینده  نبردی پنهان بین  عرب های سنی مذهب وایرانیان شیعه برای تضاد خاموش استراتژیکی با اسرائیل  احساس می شود که  می تواند  فقظ با فشار قوی  روی اسرائیل  به واگذاری سرزمین های وست بانک تاثیر بگذارد.هرگز زمان بهتری  برای پیش رفتن به سمت صلح بین اسرائیل-فلسطین وجود ندارد حتی اگر نیاز به فروریزی ائتلاف اسرائیل وتصفیه ی این فرآیندها باشد.

خاورمیانه به دوره ی ریزش عمیقی وارد شده است واین دوره با انتخابات عراق بیشتر وسعت یافته وبعد از آن انتخابات دولت لبنان می باشد وایران شانس بهتری به چیره شدن در این ناحیه تحت نقش پویا  ودموکراتیک از آنچه تحت نظر تحصیل کرده ها ی نادان (احمدی نژاد) باشد ،دارد وآن می تواند برای ایالت متحده خیلی خوب باشد.  

موفق باشید

نویسنده:رابرت .دی.کاپلان

منبع:واشینگتن پست چهارشنبه 24 ژوئن 2009

مترجم:زهرا شریف زاده

 

+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در چهارشنبه دهم تیر 1388 و ساعت 15:37 |