سیاسی ۱۷۳
دنیای گسترده تر
قسمت پنجم

اسرائیل همچنین به شدت در جهان گسترده تر وچهارمین ناحیه نهایی نیز خوب عمل کرد .اسرائیل همیشه به منابع خارجی سلاح ها وتکنولوژی احتیاج داشته است.او در امنیت ملی نیاز به پیشرفت در ظرفیت وتوانایی صنعتی خانگی خود دارد.اولین حامی او اتحاد جماهیر شوروی بود که هر گونه سود را در پایگاه خاورمیانه امیدوارکننده می سازد واین امر سریعا توسط فرانسه پیگیری شد که مانند پیوستن اسرائیل به الجزیره ودر مقابل مصر بود وبالاخره در سال 1967 ایالت متحده به حمایت اسرائیل آمد و واشینگتن اسرائیل را تهدیدی برای سوریه که می تواند تهدیدکننده از عقب باشد دید واین در حالی است که اتحاد شوروی تهدید کننده ترکیه از شمال بود چراکه ترکیه تنها مسیر رسیدن به مدیترانه ای ها می باشد وسوریه تهدیدی برای ترکیه می باشد.
مصر همچنین در ردیف شوروی ها از سال 1965 به سمت جلو قرار گرفت ومدت های طولانی ایالت متحده در ارتباطات کاری به اسرائیل نزدیک بود. و وابستگی برای مسائل مهم اسرائیل تنزل یافت وبیشتر سال ها به کمک ایالت متحده سالیانه به طور نسبی به 5/2 بیلیون دلار رسید وپایدار باقی مانده است. وهرگز برای افزایش تورم تنظیم نشده بود وقسمتی از محصولات خانگی بزرگ اسرائیلی از 20 درصد در سال 1974 به زیر 2 درصد در امروز رسید.وابستگی اسرائیل به ایالت متحده کاهش یافته است و وابستگی خارج شده درحال حاضر تسهیلات حاشیه ای محسوب می شود.
اسرائیل در زمینه اقتصادی کمک کمی نیاز دارد وعقیده وفکر وابستگی به ایالت متحده در واقع نوعی پاسخگویی ایالت متحده برای امنیت اسرائیل می باشد.از طرف دیگر بیشتر جنبه روانشناختی دارد واز جهت سیاسی اسرائیل به دید اقتصادی ونیاز به امنیت می نگرد.
بنابراین اسرائیل تهدیدها ویا وابستگی های جدی ندارد وبه دو دلیل زیر می باشد:
1-فراگیری سلاح های هسته ای توسط چنین قدرتی نمی تواند ترساننده باشد واین در حالی است که ملت اقدام به خودکشی وعملیات انتحاری را فراهم نمود تا اسرائیل را خراب کند .ولفاظی مسلم ایرانیان به ظاهر ملتی را خلق نمود که در زمان ها مانند یک ملت باشند .اما معلوم است که ایرانیان دور از داشتن سلاح قابل تحویل می باشندو اینکه در خاورمیانه نه تحت قالب لفاظی بلکه به طور جدی باید در نظر گرفته شود وتهدید ایرانیان موردی نیست که اسرائیل مجبور به ارتباط با جناح راست باشد.
2-هر گونه تهدید از ضرورت قدرت اصلی ظاهر شده به مداخله آشکارا ویا نهان در این ناحیه برای منافع خودشان می باشد والبته تهدید ناحیه ای به اسرائیل دوباره دیده خواهد شد وکاندیدای اصلی برای این نقش روسیه است.
در طی جنگ سرد شوروی ها یک استراتژی تحلیل منافع امریکا را درآن ناحیه دنبال کردند والبته شوروی ها ایالت ها و گروه هایی را که می توانند مستقیما تهدیدی برای اسرائیل باشند فعال نمودند و تهدید نظامی مهمی برای اسرائیل روی مرزها وجود ندارد مگر اینکه مصر راغب و مسلح خوبی باشد.از نیمه های سال 1970 حتی اگر رئیس جمهور مصر حسنی مبارک مرده بود و توسط دشمن رژیم از اسرائیل جایگزین می شد مصر هیچ کدام را نمی داشت.
کیرو چیزی نمی تواند انجام دهد مگر اینکه یک حامی توانا در آموزش ومسلح نظامی داشته باشد . واقعیت این است که ایران وسوریه به همین اندازه بزرگ است بدون دسترسی به تکنولوژی بالا نظامی وبا دسترسی این کشور(ایران)به تمام مکان های معادل ناحیه ای ماهیت گفتگوهای ایران ترساننده است .
بعد از سقوط ،اتحاد جماهیر شوروی برای مداخله کردن در خاورمیانه آماده نشده بودند وراهی که شوروی ها داشتند چینی ها مطلقا منافعی درتلاش وستیز با ابالت متحده در خاورمیانه نداشتند وحتی برای چینی ها معادل یک درصد از مصرف نفت ایالت متحده محاسبه نشده بود،و ایالت متحده برای خرید نفت در خاورمیانه ارزان تراست تا اینکه ستیز وکشمکش ژئوپلیتیکی با شراکت در تجارت اصلی چینین ها بکار گرفته شود.حتی اگر منافع قدرت اروپایی هادر کار باشد نمی تواند نقش بدست آوردن صنعت نظامی شخصی شان را بازی نمایند واروپا مانند یک اسطوره کامل ژئوپلیتیکی می باشد.تنها کشوری که می تواند تهدیدموازنه قدرت را درآسمان ژئوپلیتیکی اسرائیل باشد روسیه است.
اسرائیل می ترسد که اگر روسیه در یک ستیز وکشمکش با ایالت متحده گرفتار شود چرا که مسکو به رژیم های خاورمیانه که دشمن ایالت متحده هستند کمک خواهد کرد ومانند یک اهرم برای آنها خواهد بود واین مسئله راباایران وسوریه شروع می کند تا اسرائیلی ها را بترساند واسرائیلی ها عقیده دارند که روسیه ای ها یکبار این نوع واکنش را در مصر مخفیانه وپنهانی انجام داده است ونهایتا رژیم مبارک از انتخاب بک دوست در جهت منافع خودشان ومسلح کردن انها خسته شد. اساسا اسرائیل ازایران ترس ندارد وتنها ترس آن از تجدید تسلیحات ایران
می باشد ودراین میان انگیزه ودشمنی مصر توسط یک قدرت بزرگ برمی گردد.
ادامه دارد............





