سیاسی ۱۶۵
قسمت سوم

واین یک دکترین اساسی برای مداخله در چنین کشورها می باشد اگر روسیه به آن نیاز پیدا کند ودر پنجمین نکته یک بحران وجود دارد چنانکه این مورد در کشورهای دیگر هم وجود دارد.
در روسیه نواحی وجود دارد که منفعت های امتیاز دار دارد ودر دیگر جاهای روسیه ای ها منفعت های ویژه وبخصوصی دارند ودر اتحاد جماهیر شوروی ارتباطات دوستانه ای با این ایالت ها وجود داشت.
و وارد شدن به این نواحی که به طور بنیادی رژیم های طرفدار روسیه را خراب می کنند مانند یک تهدید به منفعت های روسیه خواهد بود.
بنابراین تضاد گرجستان یک حادثه ایزوله شدن ومجزا شدن نبود گرچه مددو می گوید که روسیه در یک تعریف عمومی از سیستم جهانی وناحیه ای آن را بکار گرفته است وصحیح نخواه دبود که بگوییم روسیه سعی در زنده کردن اتحاد جماهیر شوروری ویا امپراتوری روسیه را دارد.
بلکه صحیح آن است که بگوییم روسیه در پی خلق یک ساختار جدید ارتباطات در جغرافیای سابق با یک ساختار موسسه جدید با مسکو در مرکز می باشد.
روسیه ای ها به طور جهانی می خواهند از قدرت منطقه ای جدید وسرمایه های هسته ای اساسی روسیه استفاده نمایند واین سبب می شود در قسمتی از سیستم جهانی ایالت متحده برتری خود را از دست بدهد.
حداقل میتوانیم بگوییم هدف های جاه طلبانه وبلند همتی وجود دارد اما روسیه ای ها عقیده دارند که ایالت متحده از موازنه در جهان اسلام واینکه در این مکان ها فرصت هایی وجود دارد،دم می زند. واگر آنها سریع حرکت کنند یک واقعیت جدید قبل از اینکه ایالت متحده آماده عکس العمل شود ،ایجاد می گردد.
اروپا نه قدرتنظامی قوی ونه پایداری فعال روسیه رادارند .علاوه براین اروپایی ها وابستگی سنگینی روی گاز طبیعی روسیه وتهیه آن درطی سال ها از این کشور هستند و این در حالی است که روسیه می تواند بدون فروش آن زنده بماند و بعید به نظر می رسد که اروپایی ها بتوانند بدون خرید آن زنده بمانند.اروپایی ها نه یک عامل اساسی دراین معادله دارند ونه احتمال آنکه مهم باشند وجود دارد.
واین ها سبب شده تا ایالت متحده بشدت یک موقعیت سخت استراتژی را ترک کند.ایالت متحده بااتحاد جماهیر شوروی بعد ازسال 1945 مخالفت نمود نه فقط به دلایل ایدئولوژی بلکه به دلایل ژئو پلتیکی بود.
اگر اتحاد شوروی از احاطه وتسلط همه اروپا شکسته شده بود اما کل قدرت اقتصادی در دسترس است وپیوسته با مردم عجین شده است وبه شوروی اجازه خواهد داد که با ساختن ناوی برتری دریایی خود را تغییر بدهند وایالت متحده را در مخاطره منطقه ای قرار دهند .
سیاست ایالت متحده در طی جنگ های جهانی اول ودوم وجنگ سرد به صورت نظامی بوده است ومانع تسلط هر قدرتی از مناطق وسیعی از روسیه گردید. برای ایالت متحده مهمترین وظیفه در سرتاسر قرن بیستم همین بود.
جنگ ایالت متحده وجهادی ها در یک کالبد وچارچوب استراتژیک بر پا شده بود و این منظور بود که برتری خود را به روسیه نشان بدهد .
شکست آلمان در جنگ جهانی دوم وشکست اتحاد جماهیر شوروی در جنگ سرد این معنی را می دهد که آنجا ادعایی برای روسیه نبود وایالت متحده آزاد روی برتری خود متمرکز شده بود.
شکست اسلامگراهای رادیکال هدف تهدید به این استراتژی وبردباری عمومی امریکا بود وتلاشی برای احیاء کردن قدرت عمده روسیه ای نبود.
ایالت متحده اکنون چهره های یک وضع دشوار استراتژی عظیم می باشد واختیارات نظامی آن در برابر روسیه محدود شده است در حالی که ی توانست با انتخاب ناوی وکشتی های جنگی 4 روزنه دریایی اعم ازدریای ژاپن ودریای سیاه وبالتیک و بارنت را برای روسیه بلوکه کند.
نیروهای نظامی ایالت متحده بسیار گسترده است ومی تواند بدون مشارکت هم پیمانانش پتانسیل قوی ایجاد نماید اما این کار را نخواهد کرد و شدیدا غیر ممکن است که شورای ناتو هم رای به حمایت محاصره روسیه در طی عملیات جنگی شود.
اما مادامی که محاصره مطمئنا به روسیه ضربه خواهد زد وروسیه در نهایت یک سرزمین قدرتمند بوده وتوانایی ترابری را نیز دارد واین بدان معنی است که می تواند پتانسیلی بدست اورد .
واین در حالی است که کلید کشتی های خوب در سرتاسر اروپا یا بندرهای ترکیه ویا بندرهای ایرانیان به دست روسیه ای ها می بشد.
مهمترین عمل آشکار ایالت متحده در برابر روسیه بی نتیجه خواهد بود ودر طی جنگ سرد شوروی ها به منافع جهانی امریکا نه با فرستادن سربازان شوروی بلکه با حمایت رژیم های واحزاب با سلاح ها وکمک های اقتصادی حمله نمود. روسیه یک گروه 500000 نفری از سربازان ایالت متحده را بدون کوچکترین خطر عمده برای نیروهای روسیه محدود نمود
ودر سرتاسر دنیا شوروی ها برنامه های انهدام وکمک دوستانه رژیم ها ایالت متحده را مجبور کرد تا طرفداری از رژیم های طرفدار شوروری را بپذیرد مانند کوبا .
ادامه دارد................



