تبليغاتX
چشم انداز
سیاسی ۱۵۳ 

 

چه کسانی پشت قیمت های بالا قرار دارند؟

 

 

 

آیا از قیمت های بالا بنزین وافزایش ارزش وقیمت مواد غذایی خسته

 شده اید؟

خوب ،یک راه حل در اینجاست!!اجازه بدهید که محتکرین را رها کنیم .

سیاستمدارانی از جمله جان مک کین وباراک اوباما  توپ های لجن وخزنده مالی را  برای ستون بندی داخلی تجارت کالاها و هل دادن قیمت ها در بر هم زدن وبرچسب های غیرمعمول مقصر می دانند.

اگر ساده باشد، ترساندن محتکرین واکنش دیگری برای سپر بلا قرار دادن ومهم ترین ایستادگی در برابر موضوع افزایش قیمت هاست.

راهنمایی سیاستمداران  به آنچه اتفاق افتاده است یا قابل فهم نیست  یا نمی خواهند به همدستی خود در جرم اعتراف نمایند.

قیمت های مواد خام در سراسر مرزها از سال 2002 تا 2007 منفجر شد به طوری که نفت 177 درصد،غلات 70 درصد،مس 360 درصد وآلومینیم 95 درصد افزایش یافت.

اما دقیقا یک نکته وجود دارد ،آیا محتکرین علت واقعی افزایش قیمت ها هستند؟اگر اینگونه است چرا بعضی قیمت ها از دیگر کالا ها بیشتر  بالا رفته است؟وموضوع پولاد چیست؟قیمت آن 117 درصد افزایش یافت ودر سال 2008 بیشتر افزایش یافت.گرچه پولاد کالای تجارت برای بازرگانان نیست.

یک توضیح بهتر این است که سرمایه گذاری اساسی روی تقاضا ها ودرخواست هاست،اما ایالت متحده  آهسته حرکت کرد واقتصاد جهانی توسعه یافت.از سال 2007 رشد سالیانه به طور متوسط 6/4 درصد بوده است وبالاترین قیمت ها از دهه 1960 نگه داشته شد.

اقتصادانی مانند میکائیل موسی می گوید:

ماهیت مواد خام (غذا وانرژی و..)اقتصاد را گسترده تر نگه می دارد  وبه طور قطع ویقین افراط نیست.هنگامی که فشار تقاضای بالا وغیرمنتظره تولید را از مسیر خود خارج می کند قیمت ها افزایش می یابد چنانکه خریداران برای تقاضاهای کمیاب  کوشش می کنند وآن موردی است که اتفاق افتاده است.

قبلا پیش بینی نشده بود که رشد نرخ سالیانه  در چین 10 درصد برای بیشتر از یک دهه می باشد وتولیدکنندگان کالا دقیقا وبه اندازه کافی درصنعت سرمایه گذاری کردندوبعد از آن خرید جهانی دربرابر محدویت های تولید تکان ناگهانی خورد.

در 1991 ظرفیت مازاد نفت دنیا در مصرف جهانی بالغ بر 5 میلیون بشکه در روز جمع آوری شد واین در حالی بود که 76 میلیون بشکه در روز تولید می شد.اکنون مازاد آن 2 میلیون بشکه در روز می باشد وبیشتر آن نفت سولفور دار که ارزش تصفیه کردن هم ندارد ودر حال حاضر مصرف جهانی 86 میلیون بشکه در روز است.

یا گرفتن فلزاتی بدون آهن مانند مس وآلومینیم می باشد که یک دوره طولانی سرمایه گذاری روی این صنایع داشته ایم.یک اقتصاد دان به نام جان مادرسول برای بعضی از فلزها می گوید بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی تولیدات بیشتر این فلزات  افت نمود ومانند قبل در ساخت تانک ها وهواپیماها وکشتی ها  به کار برده شدوقیمت ها سقوط کرداما مادرسول می گوید:

شتاب  رشد در چین وهند هر گونه تهدید را محو نمود وچین اکنون برای بالای 80 درصد افزایش سالیانه  در استفاده از بعضی فلزات محاسبه می کند.

افزایش قیمت کالا تغییر میکند زیرا تجارت ها تغییر می کند.برنج مانند فلز روی نیست ومحتکرین نقش کمی را در این افزایش قیمت بازی می کنند.

چه کسانی در ریشه های تخریب هستند؟خوب، اغلب آنها اداره کردن وجوه مقرری ویا دانشگاه وحمایت های اساسی را انجام نمی دهند.

بازرگانی شان باید قیمت ها را پایین بیاورد اگر انها در ذخایر ویا املاک واقعی سرمایه گذاری کرده بودند،اما در این میان سرمایه گذاری روی کالاها متفاوت است .سرمایه گذاران معمولا نفت یا غلات خوب را نمی خرند ودر عوض

"قراردادهای آینده" را تجارت می کنندکه شروطی روی قیمت خواهد بود وبه قول معروف قراردادهای  6 ماه می باشد.

برای هر تاجر شرط از یک طرف روی  قیمت های بالا ودیگر شرط ها روی قیمت های پایین است ،این تجارت ها با هم ترکیب می شوند.

درتجارت موجود همه سرمایه گذاری ها(خریدها وفروش ها)می توانند در افزایش وصعود تجارت وبازرگانی  سود داشته باشد وهمه می توانند در تجارت ورشکستگی را هم به دنبال داشته باشند.

در تجارت های آینده سود تاجر مساوی با ازدست دادن سود دیگران است وقراردادهای آینده قادر است مصرف کنندگان تجارتی وتولید کنندگان کالاها را احاطه نماید.خط های هوایی می توانند در قیمت های سوخت با خریدن نفت آینده وکشاورزان در قیمت فروش برای غلاتشان با فروش غلات آینده قفل شوند.

مراکز تجاری مشغول فعالیت هستند  زیرا بازی کنندگان بسیار زیاد مالی،

محتکرین در آن برای پول می توانند جوانب دیگر تجارت  را احاطه  نمایند.

اما تاجران بی عقل غیر مستقیم روی درخواست مواد خام تاثیر

 می گذارند،در عمل  قیمت های بالای  آینده  باید تقاضاهای طبیعی را با  اعمال احتکار کاهش دهد اما چنین چیزی اتفاق نیفتاده است.فهرست اموال معتدل به نظر می رسد وذخیره های گندم دنیا در مقایسه با مصرف کنندگان رو به کمبود است.

اخیرا کمپانی غول پیکر استخراج معدن ریوتینتو  قیمت متوسط 85 درصدی را در سنگ معدن آهن برای مشتریان چینی باز نمود  که اظهار نمایند  تقاضاوعرضه رو ی تجارت آینده طبیعی نیست.

درخواست قاطع  این است که گرچه این افزا یش قیمت ادامه خواهد داشت وبه سهولت تقاضا وسرمایه گذاری ها  در ظرفیت جدید درخواست توسعه فروکش خواهد نمود.

قیمت برای بعضی کالا ها (سرب ونیکل)پایین کشیده شده است ،آیا نفت بعدی آن خواهد بود؟سیاستمداران  به تنظیم محکم تجارت های آینده قول داده اند.

دولت  با افزایش الکل معمولی  که اساس آن غلات است د رافزایش قیمت های غذایی  حاصل از گندم نقش داشته است  ویک سوم این سال ها ایالت متحده محصول غلات صرف الکل شده است.

از طرف دیگر منع حفر چاه نفت در ایالت متحده محدود به تولیدات جهانی شده وتاثیر زیادی روی قیمت ها داشته است.

اگر سیاستمداران از موردی خواستند انتقاد نمایند وروی آن شنانه روند آنها باید از خودشان شروع کنند.

موفق باشید

نویسنده:رابرت .جی.ساموئل سون واشینگتن پست  اول جولای 2008

مترجم:زهرا شریف زاده

+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در جمعه چهاردهم تیر 1387 و ساعت 12:2 |
سیاسی ۱۵۲

 

فرصت های از دست رفته ی بوش چه بود؟

 

ریاست جمهوری  جرج دبلیو بوش به نظر می رسد که از پا درآمده است اما

 حیله هاو  فریب های وی خطرناک است.تصمیم وی در  اختیار مهمترین بخش های توسعه جهان  وبخصوص نیروی  نظامی قدرتمند باقی می ماندوآنچه را که باید آزاد در نظر بگیرد میانه روی می کند.

ما می توانیم فقط امیدوار باشیم که او هنوز تمایل به توافق بادیکتاتورکره شمالی  کیم جونگ تو مبنی بر اتمی نکردن  می باشد تکبر ولاف زدن وی سبب شده است که   کره  شمالی برای ارتباط  از ساختن بیشتر سلاح های هسته ای باز ماند.

وبوش به نسبت یک به سه در معامله حول محور شیطانی اش خواهد بود واین در حالی است که پیونگ یانگ هسته ایی رفت وبوش ناظر وتماشایی بیش نبود.

چنانکه زیان های دیگر این حکایت را نیز می دانیم از جمله عراق که اکنون یک  باتلاق  ولجن زار خونی است وبیش از 4000 نفر امریکایی درآن جا زندگی

می کنند ودر این میان ایران قدرتمند تر از هر زمانی حتی قوی تر از زمان شاه ظاهر شده است ومیراث بوش در صحنه روزگار در ابوغریب وگوانتانامو وزندان های محرمانه CIA  ومرزهای آبی تعریف شده است وموفقیتش استوار بر یک کار بزرگ خواهد بود وآن کار پایداری بر اخلاق وچهره  امریکایی اش خواهد بود.

اما اگر بوش  با درماندگی ویا زحمت وآزار ویا شک وتردیدتزکیه شده باشد او  آن را نشان نداده است.او گفته است که انتظار حمایت جهانی را داشته است واین خطرناک است که او  از سیاستی در اقتصاد حمایت می کند که بخشی از این سیاست اقتصادی در دوره ریاست جمهوری بعدی حمایت نخواهد شد.!!

بزرگترین درخواست این بود که بوش آن چه که جان مک کین دال بر تقلید از آهنگ گروه پسران ساحل دریا بود انجام دهد به طوری که  بوش  به شوخی  در تقلید از این آهنگ گفت:

بمب ایران،بمب،بمب،بمب

بوش قاطع بود در گفتن اینکه ایران نمی تواند اجازه توسعه سلاح های هسته ای را داشته باشدوحتی می گفت ایرانیان در توسعه تسهیلات هسته ای ضعیف نیستند وسرعت تولید غنی سازی اورانیم به اندازه سوخت مورد نیاز برای یک بمب می باشد اما متخصصین معتقدند که ایران نزدیک به تولید سلاح هسته ایی نیستند وشکی نیست که درآینده می توانند موفق شوند.

رئیس جمهور احمدی نژاد مکررا گفته است که:

برنامه هسته ایی ایران اهداف اکید ومحض صلح امیز را دارد.

آیا بوش شانس این را خواهدداشت که رئیس جمهور آینده بویژه اگر باراک اوباما باشد یا حتی جان مک کین درخواست ایران را در دوره سیاه وسفید ببیند؟

در گزارش مجله نیویورک روز یکشنبه آمده است که حکومت بوش  در کنگره سال گذشته مبلغی بالغ بر 400 میلیون دلار برای توسعه دادن پوشش عملیات نظامی داخل ایران برای یک مبارزه هدف دار در بی ثبات کردن دولت وجمع شدن اطلاعات هسته ایی در ایران  هزینه کرده است.وحکومت بوش سریع این گفته ی بوش را رد نمود وگفت:"نیروها برای عملیات سرتاسر مرز عراق با ایران بوده است"اما ما میدانیم حقیقت ماجرا این نبود وچیز دیگری است.

درک اندازه گیری های آن سخت نیست،فاجعه ومصیبت نهانی دلالت از حمله ایالت متحده روی مکان های غنی سازی ودیگر تاسیسات هسته ای ایران

می باشد ودر ضمن بوش سخت مشغول فعالیت است که بتواند پیوندی روی یک توافق بلند مدت  برای حضور نیروهای ایالت متحده درعراق  قبل از واگذاری پستش به رئیس جمهور ی آینده انجام دهد. وبحث اصلی واساسی در مورد نظامیان ایالت متحده می باشد که بتوانند  دولت عراق را کنترل کنند.

بوش با رئیس جمهور عراق جلال طالبانی در کاخ سفید در هفته گذشته ملاقاتی داشت وطالبانی گفت:امیدوار است که این توافقات به زودی تکمیل شود .

حکومت بوش مانند همیشه به تنهایی میخواهد قدرت تضمین یک ارتباط را بگیرد ومایل به گرفتن توافق وتصویب  از جانب کنگره نمی باشد.

بوش یک رئیس جمهور شکست خورده است چرا که او چند ماه قبل عهد کرد که پیمان صلح اسرائیل وفلسطین را فراهم می سازد در حالی بود که تدبیر لازم این نبود.

اکنون خجالتی در این کوتاهی وقصور نیست چرا که پیشینانش  بهتر از او انجام ندادند.

اعتراض به صلح های جیمی کارتر وکمپ دیوید از جمله شکست های قبلی

رئیس جمهور ها می باشد.با تمام تلاشش شایداو پیروزنشود به عنوان مثال در افغانستان طالبان تجدید حیات نموده اند وجنگ جدیدی برای مقابله با

 اسامه بن لادن لازم است ولادن کسی است که به ما (امریکا)حمله خواهدکرد.

موفق باشید

نویسنده:یوگن رابینسون 1 جولای 2008 واشینگتن پست

مترجم:زهرا شریف زاده

+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 و ساعت 0:48 |
سیاسی ۱۵۱

                               گفتگوی با ایران بهترین گزینه است

 

 

 

هنگامی که ایران  در مورد موضوع سیاست خارجه اش تعهدی را امضاء نمود

 باراک اوباما بهره کافی را از این انتقاد گرفت.

پیش بینی رقیب جمهوری خواه وی جان مک کین،گفته ی اوباما مبنی بر گفتگوی مستقیم با ایران را رد می کند مادامی که سیاست خارجه ی اوباما  چیزی بیشتر از توافقات یکجانبه بوش(گاوباز)نمی باشد.

تعجب وحیرت  انگیز تر آن است که  بعضی اروپایی ها  می گویند اوباما  پیشنهاد تغییر در سیاست  ایالت متحده را دارد وآنها موافقت  کردند که انجمن بین المللی نباید خط ومسیر مقامات رسمی نه مذاکره باایران  را ترک کنند چرا که ممکن است مقام خود را از دست بدهند.مگر اینکه تهران غنی سازی اورانیم را به حالت تعویق درآورد.

در این ماه مقامات رسمی اروپایی کاندید نشدند وگفتند که در ماموریت کسلر "انها قویا  ادامه ماجرا را احساس نموده اند"ویک تحلیل گر فرانسه حتی متهم کردکه اوبامایکجانبه عمل می کند و امنیت شرایط کنسول را رها کرده است.

هر دو این انتقادها اشتباه هستند  در حقیقت عدم تمایل ایالت متحده به گفتگو با ایران بدون هیچ شرایط  قبلی روی رسایی کامل تقسیم موضوعات دو کشور می باشد وبهترین امیدواری  را به خلاصی یک شکست سیاسی  با انجام دادن واحد و هماهنگ ایالت متحده می داند نه انجام دادن آن در مسیرهای جداگانه.

دلیل مک کین این است که گفتگو با ایران این کشور را جسورتر می کند و واقعیت های سالهای 1971 و72 را حذف می نماید وایران را قویا به سمت

بمب هسته ای نزدیک می کند.

مذاکره با ادعای مک کین یکی شد ونتیجه اش این بود  که ایران  فقط سلاح هسته ای وجود دارد واشاره نمود که اگر سیاست جاری کاری انجام ندهد آن گزینه نتیجه اش بمب ایران خواهد بود،مادامی که واقعا اروپایی ها از بمب  طرفدارنکردند وبعضی ها پافشاری نمودند که ایران اهداف شان را پذیرفته اند وغنی سازی اورانیم را قبل از مذاکرات به حالت تعویق در آورده است.

ریشه این وضعیت رویگردانی ایران وایستادگی ایران را با یک توافق قبلی که با اروپا در مورد تعلیق گذاشتن غنی سازی داشته است، دربرخواهد داشت.واین غیر قابل فهم است.

اما به طور معمول هدفها تابع ومطیع کردن مذاکرات است نه شرط قبلی.

در حقیقت اروپایی ها  برای همه ی نیت ها واهداف اغلب تمایل  مذاکره با ایران هستند.ودر این میان روسیه وچین ارتباطات دیپلماتیک کامل با تهران دارند واروپایی ها نیز با مسکو وبی جینگ ارتباط دارند واز جانب واشینگتن مکرر لیستی از سودها مهیا شده است که اگر غنی سازی به تعویق درآید وایران باآن موافقت کند به آنها خواهد رسید.

اکنون برخورد درست خاتمه دادن به رفتار  غیرمتعارف ایالت متحده  است نه اینکه

 پای میز مذاکره بنشینند  وقصه وافسانه بگویند تا ایران عمل غنی سازی را ترک

 کند این گفتگوها مذاکره نیستند .

آیا هر کسی فکر می کندکه مذاکرات  شش جانبه  کره شمالی را درگیر ساخت تا بتواند  هر گونه پیشرفتی را فراهم سازد .یا ایالت متحده هر گونه مشارکتی را رد کرد و پافشاری نمود که کره شمالی تا عاری از سلاح هسته ای یونگ بیون نشود اجازه هر گونه مذاکره ای ندارد؟

هدفهای منع گسترش امریکا واروپا در موضع ایران مساوی با این خواهدبود که

 ایرانی با سلاح های هسته ای وآنهم با ظرفیت تولید آن را خواهیم داشت.

آنچه که منتقدین اوباما انجام ندادند در نظر گرفتن  واقعی کردن جریمه حقیقی

 برای ایران  به شکل اقتصاد ومجازات های مالی است که می تواند حتی مذاکرات را  افزایش بده نه  اینکه  مذاکره را نپذیرد.

ادعاها این است که نیت های شورای امنیت سازمان ملل شکسته خواهد شدو به بد جلوه دادن آنچه که نیت های حقیقی است می پردازد.آنها می گویند که ایران باید برای شکست در تعویق غنی سازی جریمه شود وتاعمل تعویق را انجام ندهد ما نمی توانیم باتهران صحبت کنیم.

قبل از قول دادن ایران ایالت متحده باید نزدیکی خود را با اروپا وروسیه وچین

 تعدیل نماید چنانکه می دانیم یک گفتگو باید تصمیم مان را برای رسیدن به

 اهداف مشترک وتوسعه یک توافق عام روی گفتگوهای مرتب ومختصر ومفید وجریمه ها و توافق های  ممکن با ایران تقویت نماید.

یک مورد آشکار برای ما بعد از بحث وسیع در ماه هایاخیر با مقامات رسمی ارشد دراروپای غربی ومسکو بی جینگ این است که بعضی کنایه ها ناشی از توانایی اصلاحات وشرایط قبلی است و چشم انداز تمایل امریکا به گفتگو با ایران گسترده تر است.

براستی بعضی مقامات رسمی ارشد اروپایی به ما خصوصی  گفته اند که انها عقیده ندارند که شرط توقف قابل تصرف است.یک تغییر در سیاست ایالت متحده   مذاکره نزدیک با اروپایی ها را توسعه می دهد  ومی توانند پوششی برای رها کردن شرط قبلی غیر واقعی بدست بیاورند.

بعضی ها می گویند که گفتگو با ایران بیهوده است زیرا رهبران ایران تصمیم به توسعه سلاح های هسته ای گرفتند واگر انجام دهند ایالت متحده وهم پیمانانش ایران ورهبران آنها را متقاعد خواهند نمود.ومردم ایران چنین سیاستی را که قیمت بالا را در بر خواه دداشت نمی پذیرند وفرصت های بزرگ را از دست می دهند.

مختصرا ارتش هسته ای ایران یک ریسک جدی است وما نمی توانیم  برای خودمان از ابزار موجود نتیجه بگیریم که به رفع موانع موجود کمک کند.

در آخر اگر ایران از تمایل ما نسبت به قبول کردن جلوگیری نماید ما به درخواست متحدین خود در پیوستن به درجه های محکم تری اعتماد خواهیم کرد(خشونت وزورهمانا تهدید جنگ وحملات نظامی می باشد).

ادعاهای ایران که فقط استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای  وقواعد تکنولوژی هسته ای را جستجو می کندنه بمب را یک رهیافت جدید ایالت متحده این است که پیشنهاد ایرانیان را تست نماید.

موفق باشید

نویسنده:آو دالر وفلیپ گردن واشینگتن پست 29 ژوئن 2008

مترجم:زهرا شریف زاده 

+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در سه شنبه یازدهم تیر 1387 و ساعت 22:42 |
سیاسی ۱۵۰

راه اشتباه پس زدن رشد نفت

 

 

قیمت بالای نفت مانند قدم زدن در تابستان زیر ماه می باشد و

می توان افراد مستدل  نرمال را به انجام کارهای  احمقانه وا داشت وسود مالیات های حاصل  از ثروت های بادآورده در کمپانی های نفت امریکا سیاست اقتصادی را چند دهه گذشته کاملا بی اعتبار

می سازد.

طی یک گزارش از سرویس تحقیقات کنگره در سال 2006 سندی از جیمی کارتر  بدست آمد که نشان داد مالیات ها کمتر از یک چهارم بوده وانتظار می رفت منافع دولت مادامی که بازده نفت خانگی بین

یک ود ودهم درصد و8 درصد باشد و افزایش وابستگی  واردات  نفت  رابین 3 درصد تا 13 درصد رقم زد.

نوعی از  اقتصاد سرمایه داری فرسوده در توجه به  بحران های انرژی جهانی دید که کمپانی های امریکا مشکل دارند حتی اگر مجازات آنها منتهی به  وابستگی بزرگتر روی نفت کشورهای خارج شود.

وهمچنین ساده است که باور کنیم این وابستگی با انجام فعالیت نرمال  روی بازار انرژی عنوان شد.واین بازارها معرفی شدند ویک اقتصاددان گفت:

"بزرگترین ثروت انتقال دنیا هرگزشناخته نشده است".

در یک سال منافع  نفت وتولیدات طبیعی گاز ایالت ها  ودلت های خلیج فارس دوبرابر شده است و در آن ناحیه صدها بیلیون دلار به سرمایه های ملت ها اضافه شده است.

وعده های اخیر سعودی به افزایش محصولات نفت به سهولت قیمت ها کمک خواهد کرد  وهمچنین سود بخش برای سازش  یک وابستگی

می باشد.

در باره چه مقدار پول گفتگو  شده است؟زیرا کشورهای سلطنتی  خلیج مرموز هستند وتقریبا متفاوت می باشند ویک دست نیستند.

حکومت پادشاهی عربستان سعودی اعلام کرد که مقامات رسمی متجواز از 300 بیلیون دلار را کنار گذاشتند اما رقم واقعی احتمالا بیشتر از آن است واین شامل ثروت منحصر به فرد پادشاهی  است.

بارات ست سر از کالج در کنسول ارتباطات خارجی تخمین زده است شاید 5/1 تریلیون دلار  از ثروت پادشاه برای روزهای مبادا کنار گذاشته شده است.

این کشور با این پول چه انجام می هد؟

عمده ترین آن خرید اوراق قرضه ملی از کشورهای وساطت کننده مالی انگلیس وسوئیس می باشد واین کشور همچنین سعی دارد بی عدالتی وغضب جهانی را در انتقال این ثروت عظیم به بعضی از

 امو رخیریه  خنثی سازد .

عربستان سعودی اخیرا التزام 500 میلیون دلاری را برای برنامه جهانی غذایی داده است وسال گذشته اعضای اتحادیه عرب قول 700 میلیون دلار را برای رفع قحطی فلسطینیان اختصاص دادند .

کشورهای تولید کننده نفت  درخاورمیانه هستند و این کشورها وارد کننده های بزرگ غذا ومحصولاتی مانند آب وغلات می باشند بنابراین عذبستان سعودی ،امارات متحده عربی ودیگران شروع به استفاده از دلارهای نفت نمودند وبه خرید واجاره کشتزارها پرداختند.در کشورهای دیگر ملت هایی مانند مصر،پاکستان،کلمبیا وفلیپین به امنیت غذایی خودشان اطمینان دارند واین ممکن است تقریبا منتهی به بی ثباتی سیاسی در کشورهای تولید کننده غذا شود چنانچه شهروندان امریکایی  می پرسند چرا ما در حال فرستادن نیازهای اساسی به سعودی هستیم در حالی خودمان دچار  کمبود غذا  وتورم هستیم؟وبوسیله واگذاری محصولاتشان وبستن زمین های قابل کشت به دیگر کشورها برای خودشان استفاده می کنند .

محصولات نفت  بازار جهانی  غذا را محکم تر می سازد وبالا رفتن ارزش وقیمت غذا را تسریع می کند.

روی کمک برای فلسطینیان کشورهای عرب التزام دادند که همیشه هستند چرا که اعضای اتحاد عرب هنوز  به قول شان نسبت به محمود عباس صادق هستند.وسعودی ها بهتر وبیشتر این امر را  انجام داده اند.

اما 170 میلیون دلار در یک سال نیاز به چشم انداز دارد یک گزارشگر از ساندی تایمز لندن  نوشت که:

پادشاه سعودی فهد در آمادگی برای تعطیلات تابستان 2002 خود مبلغی  بالغ بر 200 میلیون دلار جهت نو کردن قصر مرمر که شبیه ودر واقع المثنی کاخ سفید است هزینه نموده است.

بمراتب استوارترین شکل بخشش از دهه 1970 با پیشرفت وهابیسم ها بوده است واقلیت آن اسلامی ها  بودند  که به سمت افراط گرایی وضد سامی گرایی کشانده شدند ودر میان  این توزیع جهانی ،لباس های سفید ،مسجدها ،مبلغین مذهبی هزینه ای بالغ بر 75 بیلیون دلار هزینه شد.

برای ما نباید  متحیر کننده باشد که محصولات نفتی ،سودهایشان وافراطی ها  وایدئولوژی هایشان با پولمان تعقیب وپی گیری شود اما  انتقال ثروت به بعضی ملت ها ی نیازمند دنیا وجهان را خراب می کند ودر مواجه با این مشکل  با افزایش سریع در میزان سوخت خودروها و

افزایش فوری  و متناوب نفت  گرفتار خواهیم  شد .(جای تعجب برای ملتی است که  کشورهای امریکا وانگلیس ثروت ملت محروم ونفت خیز جهان را تصرف می کنند  وبه قتل وغارت ملل محروم بر می خیزند بعد دم از ثروت خودشان می زنند )

موفق باشید

نویسنده:میخائیل جرسن منبع:واشینگتن پست 25 ژوئن 2008

مترجم:زهرا شریف زاده

+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در شنبه هشتم تیر 1387 و ساعت 0:19 |