تبليغاتX
چشم انداز
سیاسی ۱۴۶

نفت وتهاجم صلح جویانه سعودی

 

سعودی ها گروهی بودند که از ادیان مختلف در 4 ژوئن با حضور 400 نفر از دانشگاهیان اسلامی از تما دنیا گرد هم آمدند  وپادشاه سعودی عبدالله کنفرانس را با ریاست کنسول شورای سعودی صالح بن هاما که کرسی  ریاست  کنفرانس ادیان مختلف را به عهده داشت ،آغاز نمود  ودر این کنفرانس نیز علی اکبر هاشمی رفسنجانی ر هبر  قدرتمند ودارای نفوذ ایران که ریاست  مجمع  تشخیص مصلحت نظام را به عهده دارد به طور ویژه از طرف سفیر سعودی در ایران چهارشنبه گذشته طی  این پیام که:

پادشاه  سعودی عقیده دارند شما قدمت بزرگی در جهان اسلام  وایران دارید.....که به سفیر ابلاغ شده بود ، دعوت شد هاشمی  عضوی است که می تواند رهبری را به سمت عالی حرکت دهد.

اما القاعده این کنفرانس را محکوم نمود وسخنگوی آنان ابو یحیی ال لیبی  از طریق یک نوار ویدئویی گفت:

عبدالله کسی است که  دعوت شده است تا از توحید  توسط روحانیون متملق دفاع کند وپرچم برادری بین مذاهب  برافراشته سازد وفکر میکند آن قدر عاقل شده است که بتواند جنگ ها را متوقف سازد ویا موانع علت های  دشمنی بین مذاهب ومردم رابردارد.او رفت وگفت:

به نام خدا

"اگر شما قهرمانانه  در برابر ستمگران سرکش پایداری نکنید روزی خواهد آمد که زنگ کلیساها در قلب شبه جزیره عرب به صدا در خواهد آمد"

در گذشته سعودی ها خیلی دقیق بودند نه اینکه القاعده یا پادشاه محافظه کار خود را هل بدهند اکنون بسیار دور شده اند.

یک دلیل برای تغییر این است که باید تمرکزشان را بر روحانیون محافظه کار سعودی روی شیعه بویژه ایران وحزب الله افزایش دهند.

22 رهبر روحانی محافظه کار روی محکوم کردن شیعه بحث کردند  به طوری که گفتند  دنیای عرب ودشمنی سنی ها بی ثبات شده است.

مهم تر اینکه آنها ادعا نمودند  ایران وحزب الله فقط وانمود به دشمنی با ایالت متحده ویهود نمودند وگفتند اگر شیعیان کشور دارند ولی هرگونه اهانت واجرا را در قوانین شان روی سنی ها کنترل نموده اند.اما ایالت متحده ویهود ستیزه وفساد وخرابی را در بین مسلمانان کاشتند وامنیت را در کشورهای اسلامی مانند یمن بی ثبات نمودند.واین نظرات با بیانات  الایمن الظواهری در چند هفته قبل  موازی شد.

از محافظه کاران نترسید برای فهمیدن همه ی اینها ما نیاز به شروع یک حقیقت آشکار داریم که دولت سعودی دولت ترس از محافظه کاران مخالف نیست.باید به خاطر آورد  که فعالیت القاعده در عربستان سعودی  در سال های 2003 و2004  عظیم بود بعد از آن سعودی ها مشارکت وهمکاری خود را با ایالت متحده افزایش دادند واین فعالیت ها را حذف نمودند وخانواده پادشاهی کار بزرگی در کاهش شکافت داخلی  رهبران قبیله ای انجام داد دولت سعودی بایدبیشتر مراقب باشد نه اینکه هل بدهد که از اصل موضوع دور خواهد شد.

برگزار نمودن جلسات گفتگوی ادیان مختلف ومطالعه آنها  سبب عبور از این خط خواهد شد در واقع امریکا  مایل به فعال تر شدن نقش سعودی ها می باشد تا نقش ایران در این میان کم رنگ تر شود. اما خود سعودی چنین فکری نمی کنند .

سه دلیل برای این موضوع وجود دارد:

1- القاعده داخل عربستان سعودی ونواحی مرزی  زمین گیر شده است وایالت متحده رجز می خواند که القاعده درعراق حکومت می کند واین گزافه گویی بیش نیست.

حال آن که می دانیم القاعده در عربستان سعودی وعراق به علت یک شکاف در میان محافظه کاران سنی  در حال اداره کردن وحکومت کردن است .سنی های محافظه کار در اجتماعات محلی شرکت دارند والقاعده  یک گروه بین المللی است  که از این اجتماعات بیرون آمده است چنانکه فایده ترس آنها  از رهبران سنی محلی که  احتمالا ارزشهای خداشناختی با رهبران القاعده در دراز مدت به اشتراک گذاشته اند،این است  که نه میخواهند  مانند رهبران  اشتراکی جابه جا شوند  ونه می خواهند  ببینند اجتماع شان خراب شده است وهمین عامل سبب شد تا القاعده در مباحث جداگانه خداشناختی موقعیت را به سمت دورتری رهنمود کند.

 

2-مورد دوم که به مراتب بسیار مهم است پول سعودی ها می باشد با توجه به قیمت های جاری نفت سعودی ها پول دار می باشند به طوری که در شبه جزیره عرب وبعضی جاهای دیگر برای خود با پول دوست می خرند در واقع این  پول است که  بین  مرزهای سنتی وفرقه ای نقش اصلی را بازی می کند.

در حال حاضر سعودی ها می توانند شک های خداشناختی را با سودهای خیلی بزرگ وهدایا بپوشانند  گرچه دولت سعودی در سال 2004  بهره مند نبود ولی اکنون دلش نمی خواهد آن دوره تکرار شود بنابراین با دقت وقدرت تمام  باید عرب های سنی داخل را به هم ربط دهد  تا تمام سنی ها ی دنیا بتوانند از پول مانند یک سند استفاده نمایند  ومعنی آن این است که سنی های محافظه کار به صورت نرمال  با این کنفرانس ها کمتر مخالفت خواهند کرد ومایل به بازگشایی چنین کنفرانس هایی هستند.

 

3-شکاف عمیقی بین شیعه وسنی در تاریخ  وجود دارد،جنگ ها بین هم مذهبی ها  مانند کاتولیک ها رامان وپروتستان های وحشی وجود داشته است وبی اعتمادی بین این دوهنوز وجود دارد.

شکاف بینسنی وشیعه نیز مانند شکاف کاتولیک وپروتستان می باشد که بین خداشناختی وعلاقه مندی های ملی حلقه زده است.

وایران که عمده آنان شیعه هستند  به سنی ها اطمینان نکرد وبه آنان  که ثروت زیاد اما ضعف نظامی دارند ،تکیه نکرد ودر عوض سعودی ها در پیوستگی آنان با امریکا تحت فشار قرار داد.

 

با یک نگاه ویژه به عدم مدیریت تهران در اقتصاد ایران وبویژه صنعت نفت که سبب شد تا بزرگترین سودهای موج قیمت نفت را ازدست بدهند سعودی ها را نگران نمود که تنش های داخلی  وجاه طلبی ایران علتی خواهد شد که تهران بالاخره فعالیت های ویرانگرانه وخرابکارانه ای را توسط شیعیان در شبه جزیره عرب ولبنان انجام دهد،از این رو روحانیون محافظه کار سعودی حملاتشان را روی ایران وحزب الله  بدون هر گونه مجازات رسمی  متمرکز کردند اما بوضوح  دولت ایران با این مجازات ها از فعالیت باز نخواهد ایستاد.

موفق باشید

منبع:استارت فور

نویسنده:جرج فریدمن 5 ژوئن 2008

مترجم:زهرا شریف زاده

+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در جمعه هفدهم خرداد 1387 و ساعت 0:29 |
سیاسی ۱۴۵

 

رئیس جمهور سیاه

 

 

2 کلمه ممکن در یک حلقه

 

"رئیس جمهور سیاه" دو کلمه ی عمیق است که هنوز با هم در تناقض هستند  وغیرممکن است این دو کلمه ی ضد ونقیض در یک جا ،در یک جمله،در یک متن،یا کشور با هم جمع شوندمگر اینکه  با یک سوال مشخص ونشان دار استنباط گردد.

"رئیس جمهور سیاه؟" در این قرن؟!!!!

"رئیس جمهور سیاه "شاید کلمه ای به مانند یک کلمه خارجی  مانند رئیس جمهور سبز باشد وهنوز یک رئیس جمهور سیاه  یک احتمال واضح وآشکار به نظر

 می رسد آن هم با نامزد ریاست جمهوری دموکرات ها سن باراک اوباما همراه شده است.

"رئیس جمهور سیاه" دو کلمه ای است که شور وهیجان ترس،توقع بزرگ،ترس زیاد،عدم درک،قدرت وممکن های گسترده بزرگی را به همراه می آورد.

برای بعضی ها این دو کلمه "رئیس جمهور سیاه" سمبل نشانه  پردازی کردن یک سقف شیشه ای است که با سنگ های بیهوده  متلاشی شده وبه قطعات ریزی درآمده  وروی دیگران افتاده است.

"رئیس جمهورسیاه"کلمه ای است که امیدواری مخفی بشر را با خود به همراه دارد  اگر همه ی زحمات مردم جمع آوری شود این پیروزی اتفاق خواهد افتاد.

راجر ویلکنز در مورد رئیس جمهور سیاه از پروفسور بازنشسته دانشگاه جرج ماسن

می پرسد:

آیا هنوز راسیسم (نژاد پرستی ) در جامعه وجود دارد؟وپروفسور در پاسخ می گوید:

البته وجود دارد اما آن نزدیک به سطح نژاد پرستی که ایده ای را در مورد این کلمه "رئیس جمهور سیاه "بسازد،نیست.

ودر ادامه می گوید:

"رئیس جمهور سیاه" چیزی نیست که اگر یک روز صبح من از خواب بیدار شدم ورادیو را روشن کردم واین دو کلمه را شنیدم دندانم خواهد افتاد.این تدریجی است ،هنگامی که من  آن را بشنوم من فکر می کنم که دیگران به 25 سال گذشته در این مورد فکر می کنند  ومن تصورم این است که ما راه طولانی را پیموده ایم.

ویلکنز اضافه می کند:

یک خوشحالی عمیق وبا شکوه وجود دارد زمانی که گوش می دهم به کلمات سیاه ورئیس جمهور.وتایید می کنم که  قدم زدن،نفس کشیدن این شخص  نسل های افریقا را در بدنش وروحش حمل می کند.

وهنوز برای دیگران سمبولی از انواع مختلف  از جمله سمبل ترس وجود دارد."جرالدین فرارو"اولین زن سیاه  کاندیدای معاونت رئیس جمهوری گفته است:

اوباما فقط  یک کاندیدای ریاست جمهوری است زیرا او سیاه است.

واو   در نوشته های خود از"نژادپرستی وارونه"یاد کرد وگفت که بعضی سفیدها  از تحت نظر بودن توسط یک  رئیس جمهور سیاه می ترسند.آنها تغییر عقیده دادند وگفتند انتظار آن را دارند که شاید تهدیدی از ترس باشد چه می شود کرد آنها سفید هستند.

علاوه برا این آنها  معتقدند که اوباما آنها را نمی فهمد ودرک نمی کند  ومشکلاتشان را نیز درک نخواهد کرد.

"رئیس جمهور سیاه "یک کلاه سیاه قدیمی است که در فیلم ها ونمایش های تلویزیونی  دیده شده است وهمچنین چهره های آنها را در دفتر ریاست جمهوری امریکا نشان دادند .(جک خنده  داری به نظر می رسد).

حتی در باره رئیس جمهور سیاه این ایده وجود دارد که ازان به عنوان یک زنجیر سنگی یاد شده است به طوری که هر وقت این کلمه روی سایت های جستجو می شود این پیام ظاهر می گردد که:

"سناتور اوباما  هنوز  نیت هایش را برای حکومت ارائه نداده است"

این درست راهی است که ما می گوییم امریکا نیاز به تغییر دارد وما می توانیم به چیزی نه بیشتر از این فکر کنیم  که تغییر در نژاد گرایی ،نظام بی روح  از یک رئیس جمهور سیاه را نشان  دهد(نیاز به تغییر نگرش نسبت به سیاه وسفید باید ایجاد شود).

به علت  پاسخش به بعضی سفید ها او را فرا نژادی نامیدند.این مرد "اوباما"کس یاست که مانند یک رئیس جمهورسیاه رقابت می کند ومادرش سفید پوست است ومردم هنوز اور ا اولین نامزد ریاست جمهوری سیاه می نامند .آیا فرا نژادی دستور قاعده سقوط روزهای جیم کرو می باشد؟

این رقابت کشدار از سال ها قبل از زمان تونی موریسن حاصل شد که بیل کلینتون را اولین رئیس جمهور سیاه کشور نامید واین توهینی برای مردان سیاه بود ومقایسه وبرابری کلینتون وخلاف هایش وچسباندن این کلمات با هم چندان زیبا به نظر نمی رسد.

در ژانویه در طی یک مصاحبه  از اوباما پرسیده شد که آیا بیل کلینتون اولین رئیس جمهور سیاه بود؟

اوباما در حالی که با دهان بسته خنده می کرد چنین پاسخ داد:

بیل کلینتون وابستگی  بزرگی با اجتماعات افریقایی های امریکا داشت اما رئیس جمهور سیاه نبود.وماه ها بعد مردم احساس رئیس جمهور سیاه را از دست دادند چرا که فقط یک طعمه برای عنوان ریاست جمهوری اش بود که بعدها لغو شد.

آرتیس آلن 74 ساله بازنشسته در حالی که به خط راه آهن در دفتر کارش در سیلور اسپرینگ  تکیه زده بود وگوشت تکه می کرد  با تعمق روی این دو کلمه"رئیس جمهور سیاه" آن را به دوران بچگی اش انعکاس داد.

وگفت "رئیس جمهور سیاه"نه

هنگامی که من در جرجیا  بزرگ شدم تبعیض زیاد بود ومن به خاطر دارم مردی با شتابان می دوید تا رای به رئیس جمهوری بدهد وآنها گفتند مردم سیاه نمی توانند رای بدهند.در حالی بود که من 13 ساله بودم وپدرم سیاسی نبود  واین مرد درک مطلب از این دو کلمه را سیاسی دانست.

آلن گفت:آنچه  در حال حاضر مرا متعجب  کرده است این است که عموم مردم سفید برای  مردان سیاه رای می دهند  واین واقعا متحیر کننده است.

چند خیابان پایین تر از علی سلام 32 ساله  که یک سلمانی داشت در مورد این دو کلمه پرسیده شد که رئیس جمهور سیاه سمبل چیست؟علی پاسخ داد:

موقعیت های ممتاز بهترین رویاها در امریکا است  ومن به آن عشق می ورزم وعقیده دارم می تواند اتفاق بیفتد گرچه شاید من در طول زندگی ام آن را نبینم.گرچه من صحبت های مالکم ایکس را شنیدم وبه او اعتقاد داشتم.

استون وارن 16 ساله دانشجوی سال سوم دبیرستان آرچی بیشاپ کارل می گوید:این کلمات انقلابی است ومن فکر نمی کنم تا زمانی که من در ابتدایی بودم چنین چیزی اتفاق افتاده باشد شاید من آن را در سن 60 سالگی ام ببینم.

این دانشجوی جوان گفت:

"شما می توانید خاموشی شهر را تسخیر کنید وبگیرید اما او هنوز رئیس جمهور خواهد بود."

تامی سایر 30 ساله که یک هنرمند تاتو بود در مورد این دوکلمه گفت:واقعا چنین چیزی وجود ندارد وتمام رئیس جمهور های امریکا سفید بوده اند وما یک ملت نژادگرا هستیم  ومن فکر می کنم مردم به خودشون دستبرد می زنند اگر در مورد فرهنگ های دیگران چیزی ندانند.

تامی سایر خود را 100 درصد سفید می دانست ومانند آنها خود را توصیف می نمود.

آریش ایتالیایی گفت:اگر شما ویژه می خواهید باید او برنده شود ومن تقریبا مثبت هستم ومی توانم آن را احساس کنم  ما مجبوریم که یک رئیس جمهور سیاه داشته باشیم.

موفق باشید

نویسنده:دی نین ال.براون 4 ژوئن 2008 واشینگتن پست

مترجم:زهرا شریف زاده

+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 و ساعت 8:58 |