
بنا براین محدود کردن قیمت خانگی بنزین را ادامه می دهند واین عامل سبب بحران بین دولت وکمپانی های چینی که قیمت معین شده را ردکرده بودند ، شد.
پشت این ستیز وکشاکش قدرت این واقعیت وجود دارد که دولت چینی ها می تواند با قیمت نفت کمک هزینه نگهداری وحفظ جامعه را تهیه نماید.اما نیاز مسلم ومعین صادر کردن آن می باشد وبه طور موثر سود این فشارها خارج از صادرات است وبین واگذاری و سود صادرات ،چین می تواند با سرعت قابل توجهی نظام مالی اش را که قبلا با وام های غیراجرایی زیادی همراه بود جمع بندی نماید.و اگر به حداکثر برسدآسیب پذیر خواهد بود وقطعا آشوب داخلی ایجاد می نماید.
مسئله غامض ودشوار چینی ها در سراسر آسیا دیده می شود اما دقیقا آسیا بازنده ی بزرگ است زیرا قیمت بالای نفت در طولانی مدت با اختلال وبی نظمی غذا ترکیب شد،وروسیه برنده ی بزرگ است چرا که روسیه صادر کننده گاز طبیعی ونفت است وهمچنین می تواند صادر کننده بزرگ روییدنی ها(گندم وبرنج و..)نیز باشد اگر قیمت ها به اندازه کافی بالا باشد واگر شالوده ایی داشته باشد برنده اصلی خواهد بود.
روسیه خیلی دقیق تحت نظر ولادیمیر پوتین است وقیمت بالای انرژی را قبول نکرد واز مزیت قیمت بالا در جهت اندوختن اساسی ذخیره های رایج خارجی در موقعیت های قوی دوبله استفاده نمود.به طوری که از نظر اقتصادی آنها بازیگران اصلی در اکتساب جهانی شدند واز نظر سیاسی کشورها به صادرات انرژی روسیه وابسته شدند واین قسمت خوبی برای اروپائیان بود.
واز این جهت آسیب پذیر خواهد بود که روسیه ای ها در یک موقعیت نقدی زیاد قرار
می گیرد ومی تواند توانایی انرژی را بپیچاند وبه آن نیشگون بزند وضربه بدی برای اروپایی خواهد بود.
اروپایی ها آگاهند آنچه که می تواند اتفاق بیفتد گام های روشنی به منظور اطمینان
بخشیدن به اینکه چنین چیزی اتفاق نمی افتد خواهد داشت.
چنانکه گفتیم بزرگترین برندگان کشورهای شبه جزیره عرب هستند گرچه قدری تحت فشارند ولی واقعیت این است که این کشورها در طی دوره پایین بودن قیمت نفت رنج نبردند واکنون از این توازن مجدد بیشتر توانستند نظام مالی شان بسازند .
این زمانی است که مطلقا هر اختلال وبی نظمی را در جریان نفت از منطقه شان
نمی خواهند ونزدیکی به تنگه هرمز برای آنها مصیبت آمیز خواهد بود بنابراین می بینیم
که سعودی ها مراحلی را جهت تثبیت منطقه کسب کردند که یکی ازآنها حمایت از گفتگوهای صلح سوریه-اسرائیل می باشدوبااستفاده از نفوذ سنی ها در عراق برای مقابله با القاعده می خواستند مطمئن سازند که شیعه ها در عربستان سعودی ازاین بمب گذاری ها سود بردند(دیگر کشورهای خلیج فارس نیز همین عمل را با شیعیانشان انجام دادند)در واقع این شیعه ها هستند که بمب گذاری می کنند وسنی ها از مردم دفاع می کنند.
ویکی از حرکت های مجدد افزایش شیعیان در شبه جزیره عربستان از اهرم های ایران درمنطقه بود که طراحی شده بود .علاوه بر این سعودی ها از قدرت اقتصادی شان برای ایجاد ارتباط دوستی با ایالت متحده قبل از 11/9 داشتند،پرداختند،آنهم با انستیتوهای مالی درایالت متحده توانستند در بی نظمی در شبه جزیره عربستان مفید باشند.
چین نیز در یک موقعیت تدافعی وانزوای بیش ازحد قرار گرفته است وتنش به خوبی در آسیای مرکزی به چشم می خورد به طوری که روسیه سنتی چیره شد وچین سنتی سرمایه گذاری های ساخت انرژی را فعال نمود.روسیه ای ها بیشتر مدعی شدند تا از موقعیت اقتصادی شان به پیشرفت وتوسعه موقعیت ژئوپولیتیکی خود دراین منطقه استفاده کنند.
با رسیدن قیمت هر بشکه نفت به 120 دلارآنها نیاز به یک جنگ برهم زننده ای فروش دارند .آنها نمی خواهند مین گذاری ایرانیان را در تنگه هرمز ببینندچرا که ایران این عمل
را انجام خواهد داد اگر امریکا قصد حمله به ایران را داشته باشدودیگر اینکه امریکایی ها سعی دارند ایران رابلوکه کنند.
ایرانیان خودشان چهره ی مشکلات هستند با وجود اینکه ایران پنجمین صادر کننده نفت جهان است وهمچنین دومین وارد کننده بنزین جهان است به سختی 40 درصد درخواست سالیانه را دریافت نمود گرچه ایران این نوع نفت را دارد اما چون در 30 سال گذشته از صنعت نفت شان غفلت ورزیدند توانایی شان روی منابع مهم نفتی محدود شده است وآشکار است که اکنون تنش سیاسی درونی بین رئیس جمهور ورهبران مذهبی روی موقعیت های اقتصادی وجود داردوایرانیان متقاضی هستند که چگونه دراین موقعیت
می توانند رابطه برقرار نمایند؟
ناگهان دینامیک های منطقه ای تغییر کرد،خانواده پادشاهی سعودی ها در برابر هر تهدیدی امنیت ایجاد کرد به طوری که گفتند می توانیم قسمتی از شبه جزیره را بخریم.وقیمت بالای نفت عراقی ها به این فکر واداشت که بهتر است به جای جنگ بیشتر در قسمت نفت به فعالیت مشغول شوند.مطمئنا ایرانیان،سعودی ها،کویتی ها به راههای بدست آوردن این عمل در داخل فکر می کنند وهمه این معانی وجغرافیایی ها سودهای نفت رنسانس عراق است گرچه جنگ عراق روی نفت شروع نشد اما با موقعیت های زیادی که ایجا د شد
می توانستیم نفت عراق را تحت کنترل ونظارت دقیق قرار دهیم وبرای ایالت متحده موقعیت بزرگی است تا با تحت فشار قرار دادن واعمال نفوذ منابع نفتی را از آن خود کند چرا که امریکا یک کشور بزرگ وارد کننده نفت می باشد همچنین آسیب پذیری آن به اندازه قیمت بالای نفت ماند آنچه که در سال 1973 در طی ممنوعیت نفت عرب نخواهدبود.
صنعتی شدن آشکار ا بالاترین آن بود در همین زمان ایالت متحده یک صادر کننده غذا با کانادا،استرالیا،آرژانتین ودیگر کشورها می باشد.
قیمت بالای مواد روییدنی(برنج،گندم و...)به ایالت متحده کمک کرد تا موقعیت ایالت متحده تغییر نکند اما آنها باید یک دینامیک وپویایی جدید در خلیج منطقه ایجاد نمایند تا بدنه را تغییر دهند نه اینکه در جنگ عراق تغییراتی بدهند.واین دور از تغییرات جامع واساسی است وسبب افزایش قیمت نفت ومواد روییدنی(گندم وبرنج و..)شد.
به نظرما قیمت بالای نفت درعراق به خوبی قابل کاهش است اما در افغانستا این عمل امکان پذیر نیست چرا که جنگ منطقه ای قبلا مسلط شده است.
با قیمت بالای نفت کشورهای صادر کننده حتی ایرانیان سازنده پول می شوند وسرمایه برای خود اندوخته می کنند وسعی دارند راه های چگونگی بدست آوردن این عمل را کشف نمایند. وسخت است ببینیم که چگونه می توانند بدون مشارکت عمده های نفت غرب این عمل را انجام دهند واین نیازها روزنه ارتباط با ایالت متحده را به خاک سپرد ودفن نمود.
موفق باشید
منبع:استارت فور
نویسنده:جرج فریدمن
مترجم:زهرا شریف زاده
منتشر شده به طور خلاصه در سایت انتخاب




