دو اشتباه در مورد افغانستان
رهبران غرب وپاسخگویی های مناظره کنگره در افغانستان به علت دو اشتباه بزرگ در مورد افغانستان حل نشد.
اول اینکه "حامد کرازی" رئیس جمهور ی که به خوبی مصلحت های امریکا را مدنظر قرار می دهد ودوم اینکه موقعیت افغانستان از بد به سمت بدتر
می رود،واین دو مورد نشانگر"عمل هایی"می باشد که اشتباهات خطرناکی از جانب امریکا محسوب می شود.
"کرازی"با ترس و وحشت با فساد بزرگ وعدم دید کافی افغانستان را اداره
می کند،وآن یک باج به توان مردم افغانستان می باشدوایالت متحده تنظیماتی را در مورد قانون های اقتصادی وهمچنین اصلاحاتی که محصولات داخلی بزرگ افغانستان قبل از زمان تاخت وتاز بیشتر شود،اما "کرازی" در جستجوی خارج کردن ریشه های هرز بود وکوشش هایی در ساختن دموکراسی وخاموش کردن پیدایش مجدد خودکشی های غیرشهری نمود وهمچنین از قانون اساسی بر ضد ترقی خواهان طرفداری نمود.
ملاحظه سکوتش در فسق جمله اخیر به دانشجویان کالج این رارساند که برای چاپ مجدد مقاله بحرانی از اسلام"سبقه الله مجددی"سخنران بالا رتبه مجلس پارلمان که درابتدا آن را تایید کرد نزدیک به ایده" کرزای" می باشد.
امریکا در اشتباه است که "کرازی" پناه افغانستان در برابر طالبان ویا نزاع های قومی می باشد ومعکوس آن بیشتر احتمال دارد.درآگوست 1998 روزی که ایالت متحده موشک های گشت زنی برای کشتن "اسامه بن لادن"را فرستاد "کرازی "گفت:"افراد شگفتی در مردم طالبان هستند"
بله "کرازی"با طالبان به مدت یکماه در سال 2001 جنگید زمانی که ما پافشاری کردیم اما برای پیروزی انتخابات دوباره ذینفع اش این بود که همراه طالبان باشد بنابراین بین هم میهنان پشتون بدترین عناصر را نیز دارد.
رای گیری در سال 2004 با متدهای نژادی دنبال شد و"کرزای"55 درصد آراء را به خود اختصاص داد اما اکثریت را از گروه پشتون بیرون نکشید.حمایت از کرزای در میان پشتون ها وغیر پشتون ها در سال 2004 کاهش یافت واو
نمی تواند مخالفت پشتون ها را فراهم کند تا مادامی که بیشترین پشتون ها از طالبان نیستند.
همه طالبان پشتون ها نیستند بنابراین او زمان زیادی از ارائه شکستش را به مذاکره با رئیس طالبان"محمد عمر" وافسر عالی رتبه تباهکار "گلبدین حکمت یار"گذراند.
امروز بیشتر افغان ها در بهترین موقعیت زندگی می کنند وهرگز به رشد آهسته کشورشان به خروج فقر آگاه نیستند. عده ی زیادی در شمال وغرب در صلح وآرامش هستند وشرقی های کشور نیز همچنین در آرامش ه ستند،بجز نواحی که توسعه نیافتند که خیلی جزئی یا مستقیم تحت سیطره یاغیان پاکستانی می باشد.
اشتباهات امریکا برای 114 استان و158 بخش از فرماندهی ناحیه ای شرق نشان
می دهد که 58 درصد از فعالیت های جنبشی در سال گذشته بوده است(مستقیم ویا غیرمستقیم آتش وانفجار وتعبیه کردن تصمیمات انفجاری) در سه استان(کنار،پاتیکا وغزنی)رخ داد.52 درصد در 12 تا از 158 بخش و75 درصد در 30 بخش را تسخیر نمود.
جنگ امریکا در افغانستان جنگ فریاد نیست اغلب علیت ها نتیجه آن تعبیه کردن تصمیمات انفجاری است که شورشیان استفاده می کردند زیرا آنها
نمی توانند تسخیر کنند وخاک را وکشور را نگه دارند ویا درآتش بر سربازان امریکایی ویا سپاه ملی افغان مستولی شوند. گرچه تعداد آنها زیاد نیست اما با توجه به آمار سال 2007 فکر می کنیم 89 بمب انتحاری و92 بمب ماشینی بوده است.
"کول مارتین شوایتزر"فرمانده نیروهای ائتلاف در 6 استان در مرکز فرماندهی ناحیه ای شرق به من(آن مارلو نویسنده این مقاله)گفتند که سپاه ملی افغان نامزدی با طالبان را از آوریل گذشته از دست نداده است.کمتر از 300 سرباز ایالت متحده در واکنش افغانستان از این هجوم ها در 6 سال گذشته کشته شده اند و83 سرباز بعلاوه دو نظامی شهری(انتظامی) به دلایل دشمنی در سال 2007 کشته شده اند زمانی 24000 الی 27000 نفر پرسنل دراین کشور بوده اند.در سال 2006 نیز 96 نفر مردند.
افزایش مرگ ومیر در عملیات سال گذشته خیلی مهم بودند زمانی که شما خطر را ملاحظه نمودید سربازانمان منفجر شده بودند.استراتژی امریکا به سمت جلو از تمرکز نیروها در پایگاه های مرزی به مراکز بخش در سال گذشته پیشرفت نمود.
در سال 2007 استراتژی ضد شورشیان سپاه از گروه های ایستگاهی در مراکز بخش به منظور رشد سریع به معرفی نتایج دیدنی برای افغان های منظم در شرق شروع شد،گرچه همه نواحی پشتون ها مساوی نیستند به عنوان نمونه غزنی هنوز در فقر است.در این میان اصلاحات محرمانه می باشد ،زمانی که "شوایتزر"فرماندهی را در سال گذشته تسخیرنمود 20 تا از 85 بخش "سبز"بودند یا در حاشیه حکومت افغان تا انتهای ساحل 58 بخش"سبز"طبقه بندی شدند.
یک دلیل ممکن است جاده های جدید غزنی باشد جاده ها به صورت جادویی توسعه یافتند وارتش ایالت متحده آنها را ساخت،کرازی نیز در غزنی تنها در مورد 10 جاده هزینه ای بالغ بر 5 میلیون دلار خرج نمود که یک یازدهم آن در فرآیند تصویب بود.وطول بزرگراه ها که مسیر عبور کامیون ها از کابل واز میان شهر غزنی به استان زابل می باشد به چهار برابر در سال 2007 رسید.
در مارس ارتش جاده را تا 7 کیلومتر خط ممتد نزدیک به چهار طرف را آسفالت نمود واین جاده "روت ربل"نامیده شد واین دومین اشتباه بد درافغانستان برای تعبیه کردن تصمیمات انفجاری بود که بشتر غیرنظامیان افغان وپلیس ت وسط گروه های ائتلاف در همین جاده کشته شدند.روزانه نزدیک 200 اتومبیل از این جاده عبور می کنند در حالی که قبلا فقط 20 اتومبیل رد می شد.
در جاده های حاشیه ای وکناری در طی 8 ماهی که از افغانستان دیدار داشتم اثری از بمب ها نبود .
رسیدگی ها جایی که آغاز شد افغانستان خوب عمل کرد وآنها بهتر نیز انجام خواهند داد.
نویسنده این مقاله خانم مارلو تک رو می باشد و9 بار از سال 2002 از افغانستان دیدار داشته است.
موفق باشید
نویسنده:خانم آن مارلو11 فوریه 2008 واشینگتن پست

