در پنج شنبه 11 اكتبر 12 نفر از فعلان سياسي وسازمان ها اعلاميه اي را امضاء نمودند كه توسط كنسول ملي ايرانيان امريكا طرح شده بود واز كنگره خواستند كه بودجه جامعه مدني را قطع كنند.
امضاء كنندگان كه از منتخبين بشر دوست بيلونر بودند واين گروه به اين شعار آراسته شده بودند كه"دنيا تا كي مي تواند منتظر بماند بيرون برو رژيم بوش".
"جرج سورس" مي گويد كه ترجيحا اين بودجه كمك دموكراسي را تسريع كرده است تا در سخت گيري ايرانيان بر عليه مخالفان بيشتر شود.
اين فعاليت هاي سياسي اشتباه هستند بايد بودجه دموكراسي قطع شود نه فقط جامعه مدني مستقل ساييده خواهد شد بلكه يك ابزار اساسي در راستاي تشويق سرسختانه ايرانيان مدرنيسم خواهد بود.
سرمايه گذاري پولي فدرال در جامعه مدني ايرانيان كوچك وخرد مي باشد و حتي براي ساختن نيمي آن كافي نيست ودر واقع" پلي به ناكجا آباد"مي باشد.تخصيص كنگره از 4/1 ميليون دلار در سال 2004 به 66 ميليون دلار در سال 2007 افزايش يافته است.
از اين 66 ميليون دلار،36 ميليون دلار داخل خزانه صوتي امريكا وراديو آزاد اروپا ناپديد شد ودپارتمان ايالت تاييد كرد كه 5 ميليون اضافي برنامه ها را تغيير مي دهد وبراي ترجمه سايت ها به فارسي مي باشد.فقط با 20 ميليون دلار مي توان فعاليت دموكراسي ايرانيان را هدايت نمود.
انتقاد از برنامه هاي دموكراسي براي سخت گيري روي تهران روي مخالفان در حالي مي باشد كه مخالفان بودجه كنگره اي انحراف اخلاقي دارند.
قدرتمندان ايراني به كمي فرصت براي خاموش كردن اختلاف عقيده ها دارند.درسال هاي 1998 و1991 وزارت اطلاعات ايرانيان
قتل هاي زنجيره اي را هماهنگ كرد كه در واقع در راستاي مبارزه با رهبران روشنفكر آن بود.قدرتمندان ايراني چندين دوجين روزنامه راقبل از اينكه حكومت بوش به مقام برشد تعطيل نمودند ودر سال 2004 سخت گيري تهران روي بلاگرهاي ايراني شروع شد.
همه مخالفان ايراني ظاهر كمك ها وهمياري را همچون بوسه زدن بر مرگ مي بينندودر دسامبر 2005 رانندگان اتوبوس در تهران تلاش كردند تا ابتدا جمهوري اسلامي اتحاديه كارگي مستقلي را سازمان دهند.بعد از گذشت سه ماه رهبران آنها "،منصور اسانلو"كه در زندان اوين بود در يك مصاحبه راديويي در آگوست از همسرش درخواست حمايت بيشتر را داد.رئيس كاميون داران "جيمي هوفا"صحبت كرد اما نه تنها رئيس جمهور بوش بلكه هر كانديداي ديگري در جستجوي يك جانشين به جاي وي بودند(به جاي هوفا)تا امتياز كارخانه كشتي سازي را درآن لحظه به دست آورند.
بعضي اصلاح طلبان ايراني ظاهر حمايت را محكوم كرندن اما اين تعجب انگيز نيست،چرا كه در ايران اصلاح طلبان حكومت روحانيون را به جاي دموكراسي ترجيح دادند.هنگامي كه دانشجويان ايراني در 1999 خواستار آزادي بيان وگردهمايي ها شدند رئيس جمهور اصلاح طلب"سيد محمد خاتمي" از اخراج وحبس آنها حمايت كرد.
در خبرهاي "لائوراسي كورا"آمده است كه اصلاح طلبان در واقع مخالفان با وفا در يك ايالت(دولت)فاشيست هستند.
برقراي سياست امريكا در راستاي برقراي جامعه مدني در ايران است ودر جهت تلاش كساني است كه بهدنبال تابع كردن سلطه زايج براي روحانيوني است كه بدون انتخاب شدن از طرف مردم حكومت ميكنند،مانند صافي كردن تلاش ها براي حمايت از پناهندگان "دارفور"از جانب سلطه جويان"جانجاويد است.
دستگيري چهار محقق امريكايي در امسال كه متهم شده بودند در جستجوي "انقلاب مخملي"(انقلابي سخت اما در لفافه ايي نرم)هستند،به منزله جرقه ايي وعلامتي براي پايان دادن به كمك هاي مالي در جهت دموكراسي بود.اين واكنش تهران به صورت گسترده اي محكوم شد ونشان داد كه رژيم ايران اعتمادي به مردم خودندارد.اين وقايع همچنان نشان داد كه تا چه اندازه حمايت از دموكراسي مي تواند موثر باشد.رژيم هايي مشهور كه از حمايت مردم خود برخوردار هستند .از برنامه هاي نه چندان موثر نميترسند ومادربزرگ هاي 67 ساله را از زندان نمي اندازند.
كنسول ملي ايرانيان امريكا پيشنهاد داد كه ترجيحا جامعه مدني را تشويق كنيم و واشينگتن بايد بيشترين حمايت را درتغيير فرهنگ داشته باشد. واين باعث مي شود كه تهران حق وتو را بدست خواهد آورد.
رژيم در حال حاضر تغيير فرهنگر ا تحميل ميكند از جمله سخنراني را محدود نموده است.
در بحبوحه گفتگوي تمدن ها دپارتمان ايالت پيشنهاد 22000 پاسپورت ايرانيان راداد اما در تباين وزير خارجه ايرانيان نتيجه چنين بود كه دارندگان پاسپورت ايالت متحده فقط 800 نفرويزا دارند وبراي كساني كه پنداشتند تهران مخالف تضادها ومخالفت ها ست محدويت صدور ويزا در نظر گرفته شد.
جمهوري اسلامي ايدئولوژي يا رقابت هاي سياسي را دوست ندارد گرچه ظاهرا كنسول ملي ايرانيان امريكا مانند گروه تحميلي ها(سخنراني وتبليغات)بودجه هاي برنامه هاي مياني پرورش جامعه مدني ايرانيان را قطع كردند و امتياز 6 نقش از موهبت ملت را براي دموكراسي به سازمان هاي غير دولتي ايرانيان پذيرفته است وشايد كمتر تهديدي براي جمهوري اسلامي باشد.رهبر كنسول كه اغلب موفقيتش را با قدرتمندان ايراني مبادله مي كند بايد توضيح دهد كه چرا براي آن مثبت مي باشد اما براي پذيرش چنين پولي رقابت نمي كند؟
موفقيت ترقي دموكراسي بايد دندان دار باشد چنانكه بحران ها بين واشينگتن و تهران روي برنامه هسته ايي جمهور ي اسلامي افزايش يافت كنگره بايد روي اجتناب كردن از افزايش نبرد نظامي كار كند.در جمهوري اسلامي خود شهروندان براي مدارس بهتر،بيمارستان ها،حقوق ها وسازمان ومنحرف كردن بيليون ها براي غني سازي اورانيم وموشك سرمايه گذاري مي كنند .قدرت واختيار دادن به ره آورد جامعه مدني ايرانيان بهترين اميدواري به برگرداندن افزايش نظامي يا ايران هسته اي است.
بر اساس آنچه كه گذشت كنگره بايد باقي مانده اختيارات سياسي را با محدوديت حمايت هاي مالي براي دموكراسي ايرانيان محدود كند .
موفق باشيد
نويسنده:ميكائيل رابين 19 اكتبر سال 2007
منبع:واشينگتن پست
مترجم :زهراشريف زاده

