تبليغاتX
چشم انداز
سياسي 59

نقش تاوان مشورت ايالت متحده امريكا در عراق

 

 

 

رئيس جمهور عزيز

چنانكه شما از توضيحات سياسي من مي دانيد با افزايش سربازان در عراق حمايت كردم عقيده اي كه به يك ابتكار جديد نياز داشت تا در نبرد با عراق به يك نتيجه  موفقيت آميز برسد.

اين شغل وموقعيت من بوده كه به افزايش تعداد سربازان  بايد فرصت داده شود تا بتوانند كاري انجام دهند.علاوه براين در صورتي كه گزارش ها نشان مي دهد كه بر حملات روي سربازان ما ،سياست عراقي ها  وغير نظاميان فروكش نمي كند.واضح است  كه از اظهارات  قبلي كه  آنها هرگز قصد درگيري وجنگ پارتيزاني شهري در چنين موقعيتي ندارند.

تلاش براي ادامه جنگ غير نظاميان شهري ودرون شهري عراق فرصت ها را براي دشمنان تروريست ها باز كرده است مانند القاعده  وتوانسته يك محيط براي پرورش دادن جنگ شهري بين شيعه وسني ايجاد نمايد كه اصلا جزء شرط ها وبرنامه هاي ما نبوده است.

ما مسير را در جهتي راهنمايي كرديم كه به گفته ي ديگران شايد بتوانيم آن را مال خودمان كنيم وتمام اين اظهارات حمايت از يك عكس العملي است كه قرن ها قبل جزء علاقه مندي هاي امريكا در خاورميانه بوده است.

گرچه ما خود اين علاقمندي را خلق نكرديم وبه دنبال  اين مبارزات نبوديم ودر حال حاضر من از اقدامات  امريكا در اين جهت حمايت مي كنم ومانند شما(بوش) سياست دموكرات ها مبني بر بازگرداندن فوري نيروها ويا پس گرفتن طبق جدول زماني را

 نمي پذيرم.

متاسفانه آنها با راي جويي مي خواهند سياست هاي سودمند خود را در خانه(همان امريكا) با اين تصميم گرفتن شما بدست آورند.

من همچنين عقيده دارم كه ما نمي توانيم سياست فعلي مان را ادامه دهيم وبايد به دنبال راه حل سومي باشيم.

من اصرار دارم كه كه افكارمون را در پاسخ وعكس العمل به مبارزات عراق متوقف كنيم وبايد خودمان را به جاي عراق بگذاريم ومانند يك اشغال كننده رفتار نماييم وبدينوسيله آينده عراق را تعريف مي كنيم

-          ما به نيروهاي قوي شان پيشنهاد  مي دهيم

-          ما به پارلمانشان امر ونهي مي كنيم

-          به پيشنهاد بعضي از سياستمداران كشور عراق را تقسيم مي كنيم

-          بدتر از همه اينكه  اگر عراق نتواند آن را انجام دهد اين بهانه اي خواهد بود در باز گردنادن نيروهايمان به عراق

من اصرار دارم كه ما هدف هايمان را در يك اصطلاح ويا علاقمندي امريكا را تعريف كنيم وبه مردم عراق اجازه بدهيم كه مراقب علاقمندي مردم كشورش باشد واين يك شرط براي جلوگيري از فعاليت القاعده در كشور عراق خواهد بود اگر عراق خودش بخواهد وهمكاري كند.

وهمينطور ايالت متحده پيشنهاد مي دهد كه عراق به همسايگانش اجازه هجوم واشغال عراق را ندهد گرچه اين مقوله خودنياز به  يك برنامه ارتقاء نظامي وابتكار سياسي دارد.

بر همين اساس اگر عراق درخواست خود را در اين زمينه از امريكا بخواهد مراتب ترقي آن كشور آماده خواهد شد همانطوري  كه ديگر كشور ها  اين درخواست را از امريكا داشته اند.

من به عنوان يك كهنه سرباز  ايالت متحده عقيده دارم  كه ما نمي توانيم تسليم عراق شويم ونياز به يك برنامه متناوب وتحقق گرا دارد ودر صورتي كه آنها بخواهند.

وبراي اين كار لازم است تعداد نيروها نظامي مرد وزن  را به ناحيه اي ديگر منتقل كنيم  به جايي كه موثر وكارآمد باشد نه اينكه در تمام عراق به طور پراكنده باشند به طور متمركز در چندين نقطه خاص متمركز شوند تا مفيد واقع شود.

وبايد نظاميان امريكا كه داراي هدف خاصي هستند  به هنگام درخواست افسران از آنها به منظور ماموريت كه شامل نگهداري كردن وحفاظت از عراق كه خود عراق درخواست داده ويا در تركيه ،كويت وعربستان سعودي مستقر شوند.

يك نيروي قوي نظامي وكافي براي به آب انداختن  القاعده ويا سني هاي شورشي در عراق  نياز است وخود سربازان عراقي از كشورشان مراقبت كنند  وسربازان ما هم در پي نقش برآب كردن سياست هاي القاعده باشند.

 گرچه به بيرون بردن نيروها از عراق نزديك مي شويم اما براي باقي نگهداشتن دموكراسي  وانجام ماموريت هاي اداري ويژه  در برابر تروريست ها  لازم است  تعدادي از نيروها در آن جا بمانند تا زندگي مردم امريكا در امنيت باشد ودلارهاي مالياتي  بخوبي  مانعي براي عراق از مستقر شدن مبارزين خارجي در عراق شود.واضح تر بگويم  درآمد هاي مالياتي براي عراق خرج نشود .

اين سياست پيشنهادي من  شامل ريسكي است كه ممكن است  در فرآيند نظامي وسياسي عراق كه ما اميدوار  هستيم ممكن است حاصلي نداشته باشد،اما ما اين ريسك را در خاورميانه انجام داده ايم.

علائق امريكا امنيت ملت ما را پايين آورده است وحراست از حقوق اسرائيل براي وجود داشتن وبرگرداندن در صورت ممكن يك جنگ عمومي در خاورميانه حتي هسته اي يا نوع ديگر ايجاد خواهد نمود.

توافقات حاضر ما در عراق براي اهداف ما مضر وزيان آور است  من اصرار دارم كه شما(بوش)يك تمركز مجدد در روي سياست هاي امريكا داشته باشيد ودر عراق بازنگري بيشتري نسبت به سياست هاي استراتژيك داشته باشيد.

 

 

مترجم:زهرا شريف زاده

نويسنده مقاله:جيمز .اس.گيل مور

واشينگتن پست

 

 

+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 9:0 |

سیاسی 58

 

هدف دشمنان اسلام از هتك حرمت به حرمين وبزرگان دين اسلام

 

روزی حرم علی(علیه السلام)راتخریب می کنند،درکربلابمب گذاری میکنند،حرم امامان مظلوممان رادرسامراءتخریب می کنند،وگستاخانه این عمل راتکرارمی کنند،

 

به راستي انگيزه دشمان اسلام از اين اهانت ها  چيست؟اين موضوعات در چند محور قابل  بررسي است:

1-تفكر دين گريز غربيان كه بر اساس آموزه هاي ليبرال دموكراسي شكل گرفته است.امروز انديشه اصالت انسان ودوري از هر آنچه رنگ وبوي الهي دارد محور فعاليت هاي انسان  غربي قرار گرفته است.از اين رو گهگاه شاهد آن هستيم  كه آنان تنها به  اديان ديگر،بلكه به تعاليم دين خود نيز جسارت مي كنند.

2-موج جديد اسلام ستيزي در ميان مسيحيان تندرو اين گروه كه اسلام را خطري جدي براي خود مي پندارند خواهان مبارزه همه مسيحيان با پيروان دين اسلام هستند آنان هيچ گاه رفتار مسالمت آميز با مسلمانان را برنمي تابند.

3-نقشه هاي پشت پرده صهيونيست ها كه خواهان برهم زدن ارتباط ميان كشورهاي اسلامي وكشورهاي مسيحي هستند بويژه با تسلط امروز حماس بر نوار غزه صهيونيست ها با تفرقه بين دو گروه فتح وحماس سعي دارند بين مسلمانان تفرقه بياندازند وجهان اسلام را دچار چالش كنند.ودر واقع به نوعي فتح با اسرائيل از در همكاري در خواهد آمد وبا برملا كردن نقشه هاي حماس تنش بين مسلمانان كه خواسته ي قلبي اسرائيلي هاست برآورده مي شود.

4-توطئه استكبار جهاني به سركردگي امريكا براي حفظ منافع خود.

 آنچه مسلم است سردمداران زر وزور مدتي است دچار شكست هاي پياپي در سطح جهان شده است ازجمله ناكامي در جنگ افغانستان وعراق  كه نتوانست حتي براي توقف دادگاه هاي فدرال يك استراتژي قوي وقانوني ارائه دهد گرچه به ظاهر عنوان كرد كه حضور 25000 نيروي امريكايي در عراق ضامن امنيت آن كشور است ولي عملا به توطئه هاي ونقشه هاي خود پرداخت وبا جنگ هاي شهري كه بين سيعه وسني به راه انداخت سعي داشت به هدف نهايي خود كه همانا  گرفتن منابع نفتي آن كشور بود ،برسد.

وحتي تصميمات جديد المالكي مبني بر خلع سلاح كردن نيروهاي امنيتي وتجهييز  يك نيروي سپاه بين المللي وبرگرداندن حق راي به سني ها  وتقسيم  مساوي منافع (درآمد)نفتي عراق  بوش را به وحشت انداخت تا در پي تدبيري باشد وآنچه از دير باز به دادش رسيده بود همان تفرقه بين سيعه وسني ويا توهين به بزرگان اسلام وتوهين به حرمين بوده است.واخيرا هم دوگلدسته حرم آقاامام هادی وآقاامام حسن عسکری(علیهما السلام) راتخریب كردند.وتما هم وغم امريكا در اين زمينه همين است كه روزي فرا رسد كه جمعيت شيعه از سني ها كمتر شودودر داخل نظام اسلامي هم ناآگاهانه تبليغ فرزند كمتر زندگي بهتر سر مي دهند ويا ندا مي دهند از فرزند سوم به بعد بن كالا وامكانات رفاهي به وي تعلق نخواهد گرفت وطبق اين گفته ها  اگرهمین روند پیش برود تابیست سال اینده جمعیت سني ها ،بیشترازشیعه خواهد شد وامريكا بشكن خواهد زد.

موفق باشيد

 

این مطلب در سایت خبری فردا نیوز منتشر شد

http://fardanews.com/show/?id=28911

+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 و ساعت 7:44 |

   اجتماعی ۵۷

 

 

 

   شريعتي از چهره هاي شاخص  روشنفكري مذهبي ودرزمان قبل از انقلاب بود وجامعه ايي از ديدگاه شريعتي مورد قبول بود كه آكنده از ايدئولوژي مذهبي باشد ودر ايم ميان به الگوهايي متوسل مي شود از جكله الگوي هاي وي تجربه استقلال هند ونحوه ي برخورد گاندي با ايدئولوژي بود.گرچه گاندي معتقد به عدم دخالت دين در سياست بود واو نه دين را فهميد نه سياست را اما شريعتي برا اساس اومانيسم ومذهب خويش سعي نمود تا دين را در خدمت انسان قرار دهد و

 مي گفت:

"من آن گاندي آتش پرست را ار محمد علي جناح مسلمان،مسلمان تر مي دانم"

شريعتي جامعه شناسي بود كه درد دين داشت ودرد انسانيت.او نگران سرنوشت بشر ديندار در عصري بود كه تنها خرقه اي نخ نما وپلاسيده از دين باقي مانده بود وبس.ديگر دين،دين روشنگري واحيا ءالقلوب نبود دين تنها دين تظاهر بود وريا.

 

ودر ميان همه اينها  الگويي چون مصدق داشت وپيشوا ومولايش علي(ع) بود.

با توجه  به آنچه گفته شد شريعتي يك فرد آرمانگرا  بود هر چند ايده هايش مهندسي شده نبود ولي غلط نمي باشد.ونبايد اينگونه تصور نمود كه تاريخ مصرف شريعتي به پايان رسيده است.

عصر شريعتي عصر مبارزه، عصرايدئولوژي،زمانه مقاومت فلسطيني ها،دوره ي شكست امريكا در ويتنام وسايرمعترضان بود.

عصر شريعتي با انقلاب كوبا وانقلاب الجزاير آغاز شده بود.شريعتي ساختار ايدئولوژي ماركسيسم را به خوبي فهميده بود ونشان داد اسلام در اين زمينه از ظرفيت بالايي برخودار است.

شريعتي فرش مبارزه وراديكاليسم را از زير پاي ماركسيست ها بيرون كشيد وزير پاي مسملنان گسترانيد تا مسير مبارزات عوض شود وتانست انديشه هاي خود را با سلاح اسلام صيقلي دهد وحال وهواي صدر اسلام را زنده نمايد.

وي شان انقلابي چه گوارا،لنين،مائو،امه سه زه وديگران را در چهره هاي  اسلامي چون ابوذر،ميثم،مقداد،سلمان، وحضرت علي(ع) وامام حسن(ع) وزينب(س) ديد وسپس  شخصيت هاي مذكور را به سمبل ها واسطوره هاي مبارزه تبديل نمود.شريعتي سمبل مبارزه ونوگرايي بود وافتخار مبارزات سياسي ما در پرتو انديشه هاي وي بوده است.

وديگر نكته ي مهم در مورد  شريعتي نظريه پرداز بودن وي مي باشد درجامعه محققين فراواني وجود دارد اما تعداد متفكران  معدود است همانطور كه مي دانيد

محقق فراوان است ومتفكر كم ونادر

محقق در مورد آنچه موجود است تحقيق مي كند

متفكر  به آنچه موجود است مي افزايد

محقق توليدات فكري ديگران را بررسي مي كند

متفكر خود توليد فكر مي كند

متفكر نظريه پرداز است وخالق فكر

 

ودكتر علي شريعتي از اين معدود متفكران مي باشد چرا كه در دوران كوتاه عمرش كه 44 سال بيش نبود قبل از 40 سالگي افكار ونظرياتش را  مطرح نمود.

راهش مستدام باد 

 

+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 و ساعت 11:33 |

اجتماعی ۵۶

 

 

"ترافيك در صف ازدواج موقت"

 

 

   اينكه آيا ازدواج موقت در شرايط فعلي جامعه ايران راهكاري براي حل مشكلات است يا خود معضلي است در كنار ديگر معضلات، بحثي است كه جاي تامل دارد. چرا كه در ريشه يابي بسياري از آسيب هاي اجتماعي به اين موضوع بر مي خوريم. گذشته از كاركردي كه اين نوع ازدواج در زمان خود در صدر اسلام داشته است، براي بررسي آن بايد به كاركردهاي امروزه ي آن در بستر فرهنگي – اجتماعي حاضر بنگريم. ازدواج موقت با شرايط خاصي كه دارد به طور كلي افراد را از مسؤليت ها و تعهدات دو جانبه كه لازمه ي دوام بنيان خانواده است، رها مي كند. عاملان اين نوع ازدواج از قيود و مسؤليت و الزام به سرپرستي كودكان حاصله، فارغ بوده كه البته بعد از انقطاع ازدواج معمولا اين زن است كه ملزم به سرپرستي كودكي است كه نه شناسنامه اي دارد و نه پدري. در اين گونه ازدواج نفقه و ارث و تعهدي در بين نيست و تنها روابط بر مدار جنسي است به همين دليل هيچ گونه مسؤليت، دلسوزي، تعهد و طرح و برنامه اي را براي آينده در بر نمي گيرد. كه چنين مسئله اي با توجه به فرهنگ غالب در ايران نهايتاً تثبيت هر چه سريعتر موقعيت فرو دست زنان، نگاه ابزاري به آنان و دامان زدن به مشكلاتشان را سبب مي شود. 

 

   از طرفي روح و فرهنگ حاكم بر خانواده هاي ايراني پذيراي ازدواج موقت براي دختران و پسران مجرد نيست و اغلب در ميان زنان، زنان بيوه و مطلقه كه از مشكلات اقتصادي، اعتياد و... در رنج هستند به سوي اين نوع ازدواج مي روند اما تجربه نشان داده است كه ازدواج موقت زنان مطلقه و بيوه هرگز راه حل مناسبي براي فرار از مشكلات نبوده و اغلب مشكلي بر مشكلشان افزوده است. شايد وقت آن رسيده كه به جاي پاك كردن صورت مسئله به دنبال راه هايي براي توانمند سازي زنان و حمايت از استقلال آنها باشيم تا به دنبال شاخه لرزاني براي وابستگي شان!

 

 

وبا توجه به قبح اجتماعي اين مسئله و نگرش منفي مردم، گروهي راه پنهان كاري در پيش گرفته و بسياري از اين ازدواج ها در جايي ثبت نمي شوند وسبب بروز  آسيب هاي اجتماعي مي شود، كه مهمترين آنها عبارتند از: به وجود آمدن كودكاني كه پدر و مادر هيچكدام تعهد و الزامي به سرپرستي آنان ندارند (كودكان خياباني)، كاهش ازدواج دائم و افزايش طلاق و ازدواج موقت، سست شدن بنيان خانواده و عدم حس اعتماد و اطمينان زنان به مردان، قتل، شوهر كشي و... ضمن اينكه اين نوع ازدواج ظلمي آشكار به هويت و انسانيت زنان تلقي مي شود و هم اكنون تنها، راهي براي هوسراني مردان متاهل با ثروت هاي باد آورده شده است. 

    وديگر اينكه وقتی دختری با پسری دوست می شود يا زنی با مردی ازدواج موقت می کند چرا به اين مسئله به صورت موقت نگاه نمی کند و در حال زندگی نمی کند و در رؤيای خود، آينده ای ترسيم می کند و بر اساس آن آينده زندگی خود را مهيا و آماده می کند يا با پسر به اميد ازدواج حاضر به برقراری هرگونه رابطه ای می شود و وقتی به هدف خود که راضی کردن مرد برای ازدواج دائم است نمی رسد از نظر روحی آسيب می بيند.

   در واقع با توجه به فرهنگ حاكم بر خانواده ايراني در كنار آگاهي زنان و تغيير شرايط اجتماعي، رواج ازدواج موقت يا صيغه به زودي بحران گسترده اي را در خانواده به عنوان هسته ي اوليه ي اجتماعي ايجاد مي كند. چه بسا كه رشد روز افزون جرائم اجتماعي و قتل و طلاق و... هم اكنون نيز دليلي باشد بر اين ادعا. 

 

   به نظر مي رسد ازدواج موقت امروزه نه تنها كاركردهاي مثبت خود را از دست داده بلكه خود معضلي شده است در كنار ديگر آسيب ها. از آنجايي كه اصلاح قوانين و فرهنگ سازي به عنوان دو اهرم تغيير و اصلاح در جامعه شناخته مي شود به نظر مي رسد در اين مقوله بازنگري در قانون و خانواده مهم ترين و مؤثرترين راه است.

 

 

 

 موفق باشيد

+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 و ساعت 0:55 |