همايش يا تهديد
از 21 فروردين ماه اداره آموزش وپروش هاي مناطق ونواحي مشهد به دستور سازمان آموزش وپرورش استان خراسان رضوي با تلفن هاي مكرر وفرستادن SMS هاي مدام از مديران مقاطع خواستند تا در جلسه ي كه به اصلاح همايش ناميده مي شود در تاريخ 23/1/1386 روز پنج شنبه در" تالار ابن هيثم شهيد بهشتي مشهد" حضور بهم رسانند گرچه از قبل كاملا واضح وآشكار بود كه اين همايش اهداف از پيش تعيين شده ايي از جمله هشدار وپيام تهديدگونه به منظور عدم تحصن فرهنگيان خراسان داشت كه به ظاهر ديده نمي شد اما با يك نگاه دقيق وعميق مي توان پي برد كه در باطن اين همايش حرفهاي ديگري نهفته است.
همايش با تلاوت قرآن مجيد وسخنان معاون سازمان شروع شد وسپس ادامه همايش به رئيس سازمان واگذار گرديد بعد از عرض تبريكات بخصوص جشن هسته ايي(كه خودش جاي بحث زيادي دارد)وگفتن موفقيت هاي حاصل شده درامر آموزش وپرداخت مطالبات اعم از مرخصي ها وحق محزوميت ها وغيره وذلك وارد مسائل اساسي فرهنگيان كه همانا حق وحقوق واقعي انان است، شد.سخنانش به گونه ايي بود كه يك دستمال بزرگ (آنهم از نوعي كه الهام وهمسرش برداشته اند وبه دستمال كشي دولت پرداخته اند)احتمالا از جنس ابريشم خالص وبسيار بزرگ به تعريف وتمجيد از دولت بخصوص موفق ترين وزير دولت همانا "محمود فرشيدي"پرداخته ودائم سخن از افزايش پلكاني حقوق فرهنگيان نمود وسر سختانه از سياست هاي دولت حمايت مي كرد(از ترسش كه مبادا پست ومقامش را ازدست بدهد).در همين اثنا با ايراد جمله "سبد خانوار" داد جمع حاضر كه ناشي از اعتراض آنان به چنين طرحي بود بلند شد،يكي از مديران زن حاضر در همايش چنين گفت:
همسر من ارتشي است سبد خانواري كه به وي تعلق گرفته زمين تا آسمان با سبد خانوار فرهنگيان متفاوت است(گرچه در سبد خانواري كه به كل كارمندان دولت تعلق گرفته عنوان شده نوع برنج ايراني باشد اما از نوع اورگوئه ويا تايلندي مي باشد كه به فرهنگيان داده اند)"عجب كشور خودكفايي"با اين اوضاع واحوالي كه ما داريم وحتي برنج را كشورهاي ديگر وارد مي كنيم ديگر جاي هيچ حرف وحديثي را باقي نمي گذاره كه اگر روزي تحريم شويم به آرامي شروع به مرگ تدريجي خواهيم نمود.
دراين هنگام رئيس خوش عقل سازمان با برچسب زدن به اين مدير گفت:از كجا معلوم كه شما راست مي گوييد؟اين سخن همان وداد وفرياد يكي از مديران مرد همان.اين مدير آقا در اعتراض به سخن بي پايه واساس رئيس سازمان چنين گفت:
من خود فوق ليسانس جامعه هستم وقتي براي دريافت گروه ويا مزاياي ديگر به سازمان مراجعه مي كنم با تبعيض شديد سازمان در مورد خودم با ديگران مواجه مي شوم حال شما قضاوت كنيد وقتي سازمان آموزش وپرورش براي همكار خودش در جهت دريافت حقوق قانوني اش تبعيض قائل مي شود رئيس سازمان هم بايد به اين مديرزن تهمت كذب بزند.
در ادامه گفت:رئيس محترم سازمان بايد چنين سخني بگوييد چون به پاره اي از مشكلات برون سازماني ودرون سازماني واقف نيستيد مگر ما مديران بايد فقط مجري طرح ها وبخشنامه هاي سازمان باشيم؟چرا به ما تاكيد مي كنيد كه از هرگونه جناح گرايي ويا سياست بازي در مدارس خودداري كنيد ودوري نماييد مگر ما مي توانيم نسبت به مسائل سياسي ،فرهنگي،اقتصادي و...جامعه خودمان بي تفاوت باشيم مگر ما جزئي از اين جامعه نيستيم؟بعد با لحني خاص ادامه داد:
شايد هم نيستيم كه طرح نظام پرداخت هماهنگ حقوق مورد تصويب در مجلس قرار نگرفت واين واضح است كه ما فرهنگيان حتي وجود خارجي هم نداريم.
در نهايت گفت:چرا بيان هر مسئله ومشكل فرهنگيان را به سياست ربط
مي دهيد واز آن كوه مي سازيد حال هم نوبت اين همكار(مدير زن)شده كه به وي برچسب كذب ودروغگويي مي زنيد.
(با تشويق حاضرين وكف زدن آنها مواجه شد).
اين وسط رئيس سازمان كه حسابي كنف شده بود شروع به لفاظي وبازي با كلمات نمود تا جواب قانع كننده اي به وي بده اما مبرهن بود كه بدجوري خيط كاشته است.
وقتي ديد كم آورده گفت شما كه مدعي طرح هماهنگ ....هستيد بفرمائيد در چند جمله مزايايي كه اين طرح براي فرهنگيان دارد را بيان كنيد كه مدير آقا با بيان تفاوت حقوقي بين كارمندان بعضي سازمان ها وارگان ها به نحوي يكي از موارد را عنوان داشت اما رئيس سازمان كه حسابي خنك شده بود بازي با كلمات را در پيش گرفت اما بدون موفقيد.....![]()
جناب رئيس سازمان آسوده بخواب شهر درامن وامان است فرهنگيان مشهد ويا استان خراسان رضوي تحصن نمي كنند،شورش نمي كنند،حقوق زيادي
نمي خواهند،خانه نمي خواهند،مطالباتشون را بخشيدند تا تو يك موقع موقعيت ومقامتت را از دست ندهي ![]()
![]()
![]()
![]()
موفق باشيد

