تبليغاتX
چشم انداز

 اجتماعی ۳۹

 

چرا هشت مارس روز جهانی زن؟

 

 

سوالي كه در ابتداي اين بحث ذهن را تحريك مي كند اين است كه چرا روز هشتم مارس به عنوان روز جهاني زن انتخاب شده است؟

همانطور كه مي دانيم تاریخچه هشتم مارس به سالهای میانی قرن نوزدهم بر می گردد. در هشتم مارس 1857، زنان کارگر پارچه باف در آمریکا به مبارزه برخاستند. شرایط کار و زیست کارگران زن وحشتناک بود: ساعات کار طولانی و کشنده، استثمار شدید، دستمزد اندک و محرومیت از هر گونه امکانات رفاهی. بعلاوه آنها بار نگهداری و بزرگ کردن فرزندان و کار بردگی خانگی در خدمت شوهران و مردان خانواده را هم بدوش

می کشیدند. پس به خیابانها ریختند و خواهان افزایش دستمزد، کاهش ساعات کار و بهبود شرایط کار شدند. این مبارزه، نقطه سرخی در تاریخ مبارزه زنان و کارگران در گوشه ای از دنیا بود. 8 مارس 1857، مقاومت زنانی را بازتاب می داد که با حرکت پرشتاب سرمایه داری به عرصه تولید و کار خارج از خانه کشیده می شدندو در این میان،  پیشگامانی بودند که بدرستی بر ضرورت مبارزه مشخص علیه ستم جنسی و مبارزه برای برابری اجتماعی و اقتصادی و سیاسی زن و مرد، انگشت گذاشتند. آنها مبارزه  می کردند تا نشان دهند که این امر جزئی لاینفک، مهم و غیر قابل چشم پوشی از مبارزه برای رهایی همه ستمدیدگان دنیاست.

ایده انتخاب روزی از سال بعنوان «روز زن» نخستین بار در جریان مبارزه زنان نیویورک با شعار "حق رای برای زنان" مطرح شد. این شعار خصلتی فراگیر داشت و توده وسیع زنان را از اقشار و طبقات مختلف در بر می گرفت. زنان در پشت این شعار، برسمیت شناساندن هویت اجتماعی و انسانی خویش را جستجو می کردند، واقعیتی که در نظامهای طبقاتی مردسالار برای قرنها نادیده گرفته می شد و باید روزی انتخاب می شد که بحد کافی شاخص مبارزات زنان بوده و نمونه الهام بخشی بر جای گذاشته باشد. زنان سوسیالیست اتریشی قبلا روز "اول ماه مه" را پیشنهاد کرده بودند. اما اول ماه مه، جایگاه و مفهومی داشت که می توانست اهمیت و جایگاه مبارزه مشخص بر سر مسئله زن را تحت الشعاع قرار دهد. زنان سوسیالیست آلمان، روز 19 مارس را پیشنهاد کردند.  مناسبت این روز، مبارزات انقلابی توده های خلق در سال 1848 علیه رژیم پادشاهی پروس بود که به عقب نشینی لفظی حکومت در نوزدهم مارس همان سال، من جمله در مورد مطالبات زنان، انجامید.

 

 

 

وبالاخره درسال 1913 "دبیرخانه بین المللی زنان" هشتم مارس را با خاطره مبارزه زنان کارگر نساج در آمریکا، بعنوان «روز جهانی زن»  انتخاب کرد. 

 

به همين جهت در آمریکا و اروپا، زنان علیه سنن و قیود و قوانین مردسالارانه و احکام اسارت بار کلیسایی بپا خواستند. در جنبش زنان موضوعاتی نظیر "حق طلاق"، "حق سقط جنین"، "تامین شغلی"، "منع آزار جنسی"، "ضدیت با هرزه نگاری"، "کاهش ساعات کار روزانه" و غیره مطرح شد. این جنبش موفق شد در برخی  از این زمینه ها پیشروی کند. دستآوردهای آن مبارزات در برخی از کشورها ماندگار شد. در آن دوره نیز، جنبش رهایی زنان بدرستی از جنبش عمومی انقلابی در اروپا و آمریکا جدا نماند و نمی توانست بماند. یک نمونه این امر، تظاهرات هشتم مارس 1969 در آمریکا بود. زنان انقلابی و مبارز در دانشگاه برکلی گرد آمدند و علیه جنگ تجاوزکارانه یانکیها در ویتنام تظاهرات کردند.

واما دولتهای سرمایه داری مجبور بودند در مقابل جنبش رهایی زنان به تدابیر و ترفندهایی تازه متوسل شوند. "سازمان ملل" پا پیش گذاشت و در سال 1975، هشتم مارس را بعنوان «روز جهانی زن» برسمیت شناخت. این یک حرکت آگاهانه برای خنثی کردن و از محتوا تهی کردن این روز مبارزاتی بود. آنها 8 مارس را برسمیت شناختند تا آنرا مهار کنند و تحت کنترل خود بگیرند. اما مراسم قلابی و فرمایشی «روز زن» و مجامع دیگری که از آن پس، توسط ستمگران در «حمایت» از زنان برگزار شده، هیچگاه نتوانسته اهمیت و جایگاه واقعی «هشتم مارس» را لوث کند.

بعد از خاتمه جنگ جهانی دوم و بالاخص از اواخر دهه 1970، با توسعه سرمایه داری و هجوم سرمایه به کشورهای عقب مانده، بخشهای بزرگتری از زنان از خانه بیرون کشیده شد و درگیر کار و تحصیل گشتند. در عین حال، زنان همچنان در جامعه موقعیتی درجه دوم داشته و اسیر نظام مردسالار بودند. این تناقض، مسئله زن را حادتر و انفجاری تر کرد. موضوعات و مسائل مبارزاتی جدیدی به میان آمد، زمینه گسترش جنبش رهایی زنان فراهم شد.

موفق باشيد

 

 

http://proxyshrub.com/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy50aWsuaXIvZGlzcGxheS8%2FSUQ9Mzg0NzkmcGFnZT0x

 

+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 و ساعت 23:32 |

فرهنگی-سیاسی ۳۸

 

عاشورا عرصه حضورسياسي زنان

 

همچنانكه زنان درجامعه، در مقاطع خاصى از تاريخ، شركت داشته اند

بلكه در صحنه‏هاى سياسى - اجتماعى، نيز حضور گسترده اي داشته اند.

 

وقيام امام حسين(ع) نيز محصول مشترك ايثار و فداكارى زنان و مردان مى‏باشد

و زنان حضورى فعال داشته و نقش مؤثري  ايفا نمودند.

همانطوري كه مي دانيد ادامه زندگى و بقاى نسل انسان ايجاب مى‏كند زنان نيزدر ساختن اجتماع، پيشرفت و تكامل و يا انحطاط و سقوط آن نقش مهم و اساسى ايفا ‏كنند كه در جايگاه خود براى ادامه حيات جامعه لازم و ضرورى است. بدين جهت زنان به دو گونه درساختن جامعه نقش دارند؛ يكى نقش ناپيدا و غيرمستقيم از طريق تربيت فرزند و تأثيرى كه بر شوهران خود دارند، و ديگرى حضور مستقيم در صحنه‏هاى حساس سياسى جامعه.

با اندكى دقت و تأمل در تاريخ زندگانى مردان بزرگ تاريخ و كسانى كه در ساختن جامعه وتاريخ نقشهاى بزرگى ايفا كرده‏اند اين حقيقت را تداعي مي نمايد كه آنان موفقيت

خود را مرهون فداكارى، ايثار و از خودگذشتگى دو گروه از زنان جامعه هستند. گروه

نخست مادران باايمان، فداكار و بزرگى كه موفق به پرورش و تربيت اين چنين فرزندانى

گرديده‏اند، و گروه ديگر همسران پاك و عفيفى كه پا به پاى شوهران خود و در كنار آنان درمقابل حوادث سخت و دشوار ايستادگى و مقاومت كرده‏اند.

يكى ازاين  حوادث كه در تاريخ اسلام  تحولى اساسى و بنيادين در جامعه اسلامى ايجاد كرد، و در تاريخ اسلام رنگ جاودانگى به خود گرفت، قيام سالار شهيدان است. اين قيام محصول مشترك ايثار و فداكارى زنان و مردانى است كه براى همه مسلمانان وآزادمردان و آزادزنان جهان الگو و اسوه هستند. در قيام عاشورا مردان حماسه آفريدندكه هر كدام دست‏پرورده و تربيت‏شده دامان زنان شجاع، باايمان، فداكار و مؤمنى بودند كه اين چنين فرزندانى به اسلام و جامعه اسلامى تحويل دادند.كه نقش ناپيدا وغير مستقيم زنان درآن نمايان مي باشد.

در قيام عاشورا  زنان از جهت تربيت حماسه‏سازان كربلا،  نقش مهمى راايفا نمودندچرا كه مشوق وترغيب كننده  شوهران و فرزندان خويش چه پيش از عاشورا و چه در روز عاشورا بودند.پر واضح است كه  در صحنه كربلا حدود هفتاد و چند نفر در مقابل دهها هزار نفر صف‏آرايى كردند. بنابراين در  چنين صحنه‏اى تنها كسانى مى‏توانند حضوريابند كه در درجه اعلاى فداكارى، ايثار و از خود گذشتگى قرار داشته باشند،و هيچ گونه وابستگى و دلبستگى به غير خدا نداشته باشند و جز كسب رضاى او و اطاعت فرمان او هدف ديگرى را دنبال نكنند. در ميان ياران امام حسين(ع) اشخاصى وجود داشتند كه در يارى امام(ع) و فداكارى در راه او كمترين شك و ترديدى به خود راه نمى‏دادند و هيچ چيزنمى‏توانست در اين راه مانع و جلودار آنان گردد. گروه ديگرى نيز وجود داشتند كه در آغازگام نهادن در چنين راه دشوارى يا ادامه حركت در آن نياز به دلگرمى و پشتوانه قوى ونيرومندى داشتند كه در مواقع مناسب به آنها نيرو دهد و آنان را در پيمودن اين مسير يارى بخشد. اينجاست كه حضور تعدادى از مادران و همسران حماسه‏سازان كربلا در نهضت حسينى بار ديگر جلوه‏گر مى‏گردد.

گرچه در اسلام جنگيدن و شركت در صحنه‏هاى پيكار و جهاد ابتدايى بر زنان واجب نشده است. حتى در صحنه كربلا نيز كه امرى دفاعى بود.اما  در روز عاشورا تنها دو زن به

ميدان نبرد رفتند كه امام حسين(ع) آنان را بازگرداند.

منقول است كه پس از آنكه وهب براى بار دوم پا به ميدان نبردنهاد، همسرش عمود خيمه را كشيد و

 به ميدان شتافت. او در كنارهمسرش شروع به جنگيدن كرد و به او مى‏گفت:

«پدر و مادرم فدايت! در دفاع از پاكان حرم رسول خدا(ص)نبرد كن!»

 وقتى كه وهب خواست او را به خيمه‏ها باز گرداند، لباسش را گرفت و گفت:

«من باز نمى‏گردم تا همراهت كشته شوم!»

امام حسين(ع) با مشاهده اين صحنه به همسر وهب فرمود:

«شما به پاداش نيكو رسيديد! خداوند ترا رحمت كند، نزد زنان باز گرد.»

 

با فرمان امام(ع) همسر وهب به نزد زنان بازگشت و وهب جنگيد تا دستانش از بدن جدا

گرديد و آنگاه به شهادت رسيد.

 

پس از شهادت وهب مادرش به بالين فرزند آمد و شروع كرد خونهاى چهره او را پاك

كند. شمر كه ناظر اين صحنه بود به غلامش دستور داد تا با عمود ضربه‏اى بر سر مادر وهب وارد كند. بر اثر آن ضربه سر مادر وهب شكافته شد و در كنار بدن فرزند به شهادت رسيد.اين نخستين زنى بود كه در قيام امام حسين(ع) به شهادت رسيد.

بانوى ديگرى كه در روز عاشورا به ميدان رفت همان زنى بود كه با شوهر وفرزندش‏درصحنه كربلا حضور يافت. گذشت كه آن زن پس از شهادت شوهرش فرزندخود را براى يارى امام حسين(ع) به ميدان كارزار فرستاد. آن جوان مدتى جنگيد

 تا به‏فوز شهادت نايل آمد. آنگاه سپاه عمر سعد سر از بدن آن جوان جدا كردند و آن را به اردوگاه امام حسين(ع) پرتاب كردند. در اين حال مادرش عمود خيمه را كشيد و به يزيديان يورش برد. او پس از آنكه دو نفر از آنان را به هلاكت رساند، به دستور امام حسين(ع) به اردوگاه بازگشت..

شايد دليل آنكه در روز عاشورا امام حسين(ع) به زنان اجازه پيكار و نبرد نداد با اينكه

رسول خدا(ص) در شرايط اضطرارى همانند جنگ احد و جنگ حنين به آنان اجازه نبرد

مى‏داد، اين باشد كه از يك سو جنگيدن زنان، در حفظ جان مقدس امام حسين(ع) بى‏تأثير بودو از سوى ديگر بر اثر كشته شدن زنان، معلوم نبود امام سجاد(ع) به چه سرنوشتى گرفتارمى‏گردد و از سوى سوم چنانچه گفته شد در قيام امام حسين(ع) مسؤوليت پيام‏رسانى

نهضت عاشورا به عهده زنان نهاده شده بود و در صورتى كه زنان كشته مى‏شدند نهضت امام حسين(ع) ناتمام مى‏ماند. به احتمال زياد مجموع عوامل گذشته دليل عدم اجازه امام(ع) به زنان براى حضور در نبرد بود.

 

واما پس از حادثه كربلا  اهل بيت امام حسين(ع) از چنان شخصيت قوى،ايمان فوق‏العاده و توكل بى‏مانندى به خدا برخوردار بودند كه همگان را به تعجب و شگفتى وا داشتند هر چند آنان در طول مأموريت خود بارها به ابراز احساسات و مرثيه‏سرايى وعزادارى براى عزيزان خود پرداختند ولى هرگز به اين صورت نبود كه احساسات آنان برعقل و شعورشان غلبه پيدا كند و آن را تحت‏الشعاع قرار دهد؛ بلكه ابراز احساسات وعزادارى و مرثيه‏سرايى آنان نيز بر اساس  شعور و تحت سيطره و نفوذ عقل و در راستاى هدف و برنامه‏اى بود كه از سوى آنان دنبال مى‏شد.

به طوري زنان واهل بيت در شب عاشورا  از جانب سيد وسالار شهيدان سفارش شده

 بودنداز جمله اينكه امام حسين(ع) به حضرت زينب(س) گفت:

"اى زينب، اى ام‏كلثوم، اى فاطمه و اى رباب! بنگريد هنگامى كه من كشته شدم گريبان چاك نكنيد، خدشه به صورت نزنيد و در مورد من سخنى كه شايسته نيست نگوييد"

 

و نيز هنگام خداحافظى با زنان به آنها فرمود:

 

"براى بلا آماده باشيد و بدانيد كه خداوند تعالى حمايت‏كننده و نگهبان شماست و به زودى شمارا از شر دشمنان نجات مى‏دهد و سرانجام كارتان را نيك مى‏گرداند و دشمنانتان را به

عذابهاى گوناگون عذاب مى‏كند و به جاى اين بلا و سختى، انواع نعمتها و بزرگوارى به شماپاداش مى‏دهد، پس شكايت نكنيد و چيزى بر زبان نرانيد كه از ارزشتان كاسته گردد.»

وهمين امر سبب شد كه آثار و پى‏آمدهاى حضور زنان در نهضت حسينى بيشتر نمايان شود چرا كه اين كارباعث شد كه از همان ساعتهاى نخست و اوليه پس از شهادت امامحسين(ع) و يارانش ثمرات  و نتايج قيام ظاهر گردد و گذشت زمان نه تنها سبب فراموشى آن نگرديد، بلكه روز به روز نتايج پربارترى به ارمغان آورددر طول سفر كاروان اسيران، هر يك از زنان اهل بيت درموقعيت مناسب براى مردم به سخنرانى مى‏پرداختند. يكى از آن سخنرانى‏ها، سخنرانى زينب(س) در كوفه است. سخنان حضرت زينب در كوفه چنان تأثيرى در مردم گذاشت كه مي گويند:

«پس از خطبه زينب مردم را ديدم كه از شدت پشيمانى حيرت زده دستان خود را به دندان

مى‏گزند، در آن ميان پيرمرد سالخورده‏اى را در كنار خود مشاهده كردم كه چنان مى‏گريست كه محاسن سپيدش از اشك تر شده بود. او دست به جانب آسمان برداشته و مى‏گفت: «پدر ومادرم فداى شما باد! پيران شما بهترين سالخوردگان، زنان شما بهترين زنان، كودكان شمابهترين كودكان و دودمان شما دودمانى كريم و فضل و رحمت شما رحمتى بزرگ است». آنگاه اين بيت را زمزمه كرد:

«پيران شما بهترين پيران هستند و وقتى تبار و نسل شما شمرده شود، هرگز ذلت و خوارى درآن راه ندارد.»

 

امروز نيز بر زنان مسلمان و فداكار لازم است تا با حفظ عفت و پاكدامنى خود، پيام

آزادى‏خواهى، عدالت‏خواهى و ظلم‏ستيزى نهضت حسينى را به گوش همه انسانها برسانند

و با حفظ ياد و خاطره شهيدان كربلا در جامعه و حضور در صحنه‏هاى سياسى در مواقع

مناسب و لازم روحيه ظلم‏ستيزى و مبارزه با بى‏عدالتى و فحشا و منكرات را در جامعه

زنده‏نگهدارند.

موفق باشيد 

+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 و ساعت 23:31 |