سیاسی ۳۳
بوش موقعيت خودش را پيدا كرد
ممكن است در موقعيت فعلي پيشنهاد اعضاي نمايندگان در انكار سياست بوش در عراق منحرف كننده به نظر برسد اما جالب وشگفت انگيز است كه بوش به يك سياست بازنگري يا ارتجاعي در عراق باز گشسته است ونبايد در اين مورد متحير شويم.
به مانند بيل كلينتون در سال 1994كه دموكراتها در كنگره كنترلشان را از دست دادند بوش نيز در چنين دوره ي فريبنده اي، سازگاري با كاهش قدرتش را پيدا كرده است ودرست به مانند كلينتون كه در زمستان 1995 به سياستش بازنگري داشت هم اكنون بوش نيز طرحي براي نيروي بازنگري خودش جهت طرز برخوردهايش دارد.
وآنچه بيشتر مهم به نظر مي رسد اين است كه با ديپلماسي زيركانه اي كه در پيش گرفته منقدانش را مورد تصديق وتاييد خود قرار داده است ودر قبال راي منفي كه كنگره به وي داده است واكنش نشان داده وان نيزافزايش منظم سربازان مستقر در عراق بوده است.
در مصاحبه رويا روي گزارشگران صبح چهارشنبه در هر هفته بوش مي دانست كه عمده ترين دموكراتها به جبهه اقليت جمهوري خواه پيوسته اند وسعي در رسوا كردن استراتژي اين موج را دارند بنابراين سه برنامه را انجام داد تا بتواند فشار ناشي از اين شكست را كم كند:
1- او عنوان داشت كه كنگره وسنا با هم هماهنگ نبوده وحتي در ماههاي گذشته نيز متفق القول نبودند. به همين جهت ديويد.اچ.پتروس كه يك فرمانده جديد از مردان بوش در عراق بودو اقتدار در استراتژبي موج را داشت به كار گرفت مردي كه مي توانست در اين زمينه هم كار كند وديگر اينكه معاون رئيس جمهوري "ديك چني" كسي كه اعتبارش در حال كاهش بود را تعويض نمودوبا اين عمل، بوش به كمك پتروس توانست بحث ها را منحرف كند وجلوي كاهش اعتبار خودش را بگيرد.
2- كاري ديگري كه بوش انجام داد اين بود كه با تاييد كردن منتقدان خودش در كاهش شهرت خويش موثر باشداما قابل توجه است كه ماهيت عمل انها را رد نمود وگفت كه نوع عمل شما باعث پرروشدن دشمن وخسارتهاي اخلاقي راي سربازان ما مي شود وخاطر نشان كرد كه راي كنگره مسئله زياد بزرگي نيست.
3-بوش عنوان داشت كه راي كنگره يك تحليل قطعي نيست كه نيازمند مقابله با آن باشد كوتاه مدت بوده ودر مقابله با جنگ عراق نقشي ندارد وبا اين عكس العمل دموكرات ها را در يك موضع دفاعي قرار داد تا خود برنده شود ونشان داد كه اين راي ها يك استراتژي نيست بلكه كه سياست كوتاه مدت مي باشد.ودر واقع ايده اصلي و تحليل دموكراتها در حوزه هاي انتخابي استفاده از قدرت در جمع كردن فشار به بوش براي كاهش نيرو هاي امريكايي در عراق مي باشدوزاويه ديد دموكرات هاي كنگره در دريغ داشتن منابع مالي براي 150000 نفر از سربازان در كشوري است كه كه يكباردچار موج شده است،مي باشد.درواقع با اين عمل دموكرات ها، نمي خواهند آراء بالا يا پايين برود وتنها مي خواهند مانعي براي دريافت وجوه براي سربازان در عراق باشند اما بوش قبل از اين عكس العملها اعتبار را دو برابر كرده بود.
ودر اين موقعيت بوش با ابهت تر به نظر مي رسد امابا اهدافش خيلي فاصله گرفته است وتنها مسئوليتي كه فعلا در مقابل رسانه وعموم دارد اين است كه تا وقتي مصاحبه مي كند بتواند آراء خودش را حفظ كند.يعني بايد به نحوي هم پاسخگو باشد هم وجه عمومي خود خود را حفظ نمايد وهم به خاموش وروشن شدن دور بين ها توجه داشته باشد تا بتواند به كنفرانس هاي خبري تلويزيوني چهارشنبه هايش پاسخگو باشد.مادامي موضوعاتش را موثر مي سازد كه او اشخاص مخالف ومنتقد خودش را به موضوعات غير شخصي يا عملكردش منتقل كند يعني به حزبش ارتباط مي دهد وخودش را جرياني بيش درآن ماجراها نمي داند.
نه تنها براي اهداف خوب دموكرات هاي كنگره اطمينان داد بلكه با آنها در محل خانه هايشان ملاقات نمود وبه انها فرصت هايي براي طرح سوالهايي داد كه چهره به چهره يا رو در رو سوال نمايند وبه انها راه هاي برون رفت از عراق را مكرر گفت وبيان داشت كه اين دو گروه يعني دموكرات ها وجهموري خواهان مي توانند با هم كار كنند از جمله در تصويب قوانيني مانند:مهاجرت،انرژي،آموزش،مراقبتهاي بهداشتي وبودجه.
با اشتياق عمومي براي بعضي پيشرفتهاي دو حزبي فرستادن سيگنال آماده تلاش است.
در واقع بوش طوري وانمود كرد كه وي مسئوليت سياسي ورهبري دارد وهدفش از فرستادن ناوگان نظامي در عراق و خليج فارس فقط به منظور جنگيدن با شورشيان شيعي در عراق مي باشد.]جالب است كه آتش بيار معركع خودشه باز دم از حامي از رعاق مي زنه[ .
وتاكيد داشت كه اين حد مقدمه تجاوز به كشور ايران نمي باشد.
ديدگاه نگارنده اين مقاله اين است كه گرچه همه ي اين ها خوب به نظر مي رسد اما بوش مانند بيل كلينتون كه ميانه رو بود ومي توانست به كشمكش هاي داخلي شهري خاتمه دهد،نيست .وهمه ي اين ادعاهاي بوش فقط فرصتي براي تلاش درجهت خشونت مي باشد.
نگارنده درپايان مي گويد:به راستي موضوع واقعي چيست كه در اين اطراف اتفاق افتاده است؟
موضوع چيست آيا مردم امريكا موضوع را مي بينند ودرپاسخ مي گويد:
مي بينند اما ديد ودانش شناخت واقعيت را ندارند .
موفق باشيد
+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در جمعه بیست و هفتم بهمن 1385 و ساعت
19:29 |

