تبليغاتX
چشم انداز

 

 

فرهنگي ۱۶ 

 

شخصيت پيامبر

 

 اِقرَأ باِسم رَبِّک اَلُّذِی خَلََقَ» عيد رسالت و جشن برگزيدگی و

 برانگيختگی پيامبر بزرگ اسلام، حضرت محمد مصطفی (ص)

بر جهان و جهانيان مبارک باد.

بحث واظهار نظر در باره شخصيت عظيم الشان وپيشواي بزرگ اسلام موضوع ساده اي نيست زيرا شخصيت آنحضرت را بايد از جوانب وجنبه هاي  مختلف مورد مطالعه وبررسي  قراردادتا  بتوان تا حدودي به شخصيت والا وارجمند او پي برد چرا كه هم داراي جنبه انساني بوده وهم داراي جنبه هاي آسماني بنابراين پيرامون شخصيت اينچنين كسي از زبان مولا علي(ع) بشنويم كه مي گفت:

"خداوند پيامبرش را براي وفاي به عهد به پيمان وپايان سازمان پيامبريش برانگيخت "

مقام ومنزلت ومرتبت وعظمت وتسلط بر نفس وتقوي آنحضرت كه منادي آسمان وحامل رسالت وآزادي ومساوات وكاملترين نمونه انسانيت وچكيده فضيلت جهان بشريت وعالم خلقت وجامع جميع علو ومعارف بشري بود براستي از حد وصف خارج است.

صفات وحالات ورفتار وگفتار اين نفس كامل واين شارع عظيم الشان واين نخبه دوران وسرامد زمان كه بدون شك از لحاظ خصوصيات وسجاياي اخلاقي تاريخ شخصيتي را همانندش نشان نمي دهدوبديع ترين شاهكار خلقت خدايي است وذات مباركش مثل اعلي ومجموعه كتاب آفرينش است.

شرق شناسان از روي اصول وقواعد علوم روحي ونفساني صفات وحالات ورفتار وگفتار حي زندگاني داخلي وخانوادگي انحضرت گفته اند كه كتاب مقدسش قرآن كريم براي تكامل بشريت كافي است ودين اسلام را ديني استوار وپا برجا وبر اساس حقيقت وراستي دانسته اند واحكام اصولي آن را براي سعادت بشر  قابل دوام مي دانند.

احكام وقوانين اين شخصيت عالي واين نابغه ديني كه نمونه كامل ومثال اعلاي انسانيت ست كهنگي وفرسودگي ندارد محمد(ص)شخصيت بارز وبر جسته اي است كه به نبوت خود وآنچه را كه مي گفته ومردم را  بدان  دعوت مي كرده ايماني قوي وكامل داشته واز نوابغي است كه دنياي بشري نمونه كاملتر ازآن در هر مقام وهر مصاف نشان نداده است.

براي عظمت شخصيت محمد (ص)همين بس كه از مردمي كه هيچگاه به صورت قبيله واحدي در نيامده پراكنده ومتفرق بودند ودر منتهاي جهالت به سر مي بردند ملتي بزرگ بوجود آورد ودر سرزميني كه جز در جغرافيا نامي از آن برده نشده بود دولت عظيمي تشكلي داد واساس وشالوده امپراطوري وسيعي را ريخت كه مدتها بر ممالك ممتد جهان حكمروايي داشت.

در راه انجام وظيفه مهمي كه بر عهده اش قرار گرفته بود ورساندن امانتي كه به او سپرده شده بود كوشش فوق العاده به خرج داد ونقش خود را  به تحمل آخرين مرحله رنج ومشقت واداشت وفرمان خدا را در مورد وظايف وتكاليفي كه به خودش اختصاص داشت به كار بست.

بعد از برانگيخته شدن برسالت  زندگي ميان او وقوم وقبيله اش به صورت جهاد پيوسته وفوق العاده سخت ودشواري درآمد ليكن او چنانكه

مامور بود در اين جهاد مدام طاقت فرسا شكيبايي مي ورزيد وانواع شدائد وسختيهايي را كه مردان با اراده را بستوه مي آورد تحمل

 مي كرد وپيروان خود را به صبر وآرامش وسكوت دعوت مي فرمود.

نام محمد(ص)كه اساس ديانت خدا پرستي را دردنياريخت وبراي رشد وصلاح تمام بشر كمر خدمت بسته بود تا ابديت پيوسته است وتا جهان باقي است اين حقيقت تابناك وآثار بزرگ او باقي خواهد بود.

محمد(ص)خود قرآن بود قرآن زنده وگويا كه حقايق اين كتاب مقدس از انديشه وسخن ورفتارش متجلي بود.اخلاق محمد(ص) همچون معاني قرآن بي كران بود..

حضرت محمد(ص)بزرگترين مظهر فضائل اخلاقي وعالي ترين نمونه پاكدلي وپاكدامني وپاكيزه خويي بود چنانكه خداوند  خوي محمد(ص) را بزرگ شمرد وفرمود:

"تو خلقي عظيم داري"

محمد در نزد ديگران چگونه بود؟

مونته استاد دانشگاه ژنو مي نويسد:

"محمد(ص)داراي اخلاق بسيار عالي ورفتار نيكو بود."

فريد وجدي:

"محمد(ص) خوشخوي وپاكيزه سرشت ونيكو اخلاق وامانت دار بود"

جرجيس سال انگليسي:

"محمد(ص)بهترين ونيكوترين اخلاق را داست ومنزه از هر بدي وپليدي بود"

ردولف يوكل دركتاب جهان روحانيت اسلام مي نويسد:

"بدون شك محمد(ص) يكي از بزرگترين وعاليمقام ترين شخصيتهاي تاريخ جهانست وكتابش قرآن سا كه مجموعه وحي هاي الهي است وشاهكار زبان عربي است وبر مبني واساس اين كتاب تمدن وفرهنگي بوجود آمد كه مغرب زمين هم بآن مديون است."

لامارتين شاعر ونويسنده بزرگ فرانسه مي گويد:

"محمد(ص)شخصي است مافوق بشريت ومادون خدا پس بدون شك بايد گفت او فرستاده خداست."

گوستاولوبون مورخ شهير فرانسه مي گويد:

"عقل محمد(ص) از بزرگترين عقول بشري وعقايد او از استوارترين عقايد بود محمد(ص) دلي پر از محبت وصفا داشت"

ژان ژاك روسو فيلسوف نامي سويس مي گويد:

"اي محمد(ص)آورنده قرآن كجايي؟بيا دست مرا بگير وبه باغ وصحرا ببر وچمن وبه هر جايي كه مي خواهي ببر تو اگر ما را ميان درياي بلا ببري خواهيم رفت زيرا تو عالم به حيات وزندگي هستي"

جان ديون پورت دانشمند گرانمايه انگليسي مي گويد:

"محمد به عنوان مصلح ديني وقانونگذار در قرن هفتم مسيحي در آسيا مي باشد."

كارليل مي گويد:

"اين فرزند صحرا با قلبي عميق وچشماني سياه ونافذ وبا روح اجتماعي وسيع وپر دامنه همه نوع افكاري را با خود همراه داشت غير از جاه طلبي چه روح آرام وبزرگي"

آري:

ستاره ای بدرخشيد و ماه مجلس شد             

                دل رميده ما را انيس و مونس شد


نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
        

                  بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد

موفق باشيد
+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 و ساعت 8:28 |

 

سياسي-اجتماعي ۱۵

محمد پيغمبر شمشير نيست،پيغمبر اخلاق است

 

حضرت محمد(ص)نمونه عالي وكامل مردان جهان است و با آن طبع ملايم وروش نرمي كه داشت مي خواست اسلام  به صورت ملايم ومعتدلي در سراسر دنيا نفوذ كند نه به طور اجبار واعمال قدرت،زيرا خوي صلح جويي محمد(ص) كه به حسن خلق شهرت داشت بر ديگر فضائل آنحضرت برتري داشت وهدفش پيشر فت اسلام بود وسعي داشت كه دين اسلام را با رغبت قبول كنند تا با فراغت خاطر به نشر احكام وتحكيم مباني اسلامي پرداخته ورسالت خود را به تمام عالم وخلايق بشريت اعلام نمايد.

 

محمد(ص)چه از لحاظ ديني چه از جنبه سياسي واجتماعي ميل داشت با فرقه هاي غير مسلمان در حال صلح وسلم باشد تا بتواند در پيشبرد دين اسلام ونشر اين دين مبين به منظور اعلاي كلمه حق كه مقصد نهايي وهدف نهايي است توفيق يابد واين دين آسماني تعميم پيدا كند .

 

محمد(ص)با آن وسعت نظر وسعه صدر خاص در نظر داشت اين تز را با مسالمت و ملايمت وبا اسلحه دليل وبرهان به جهانيان ابلاغ كنددر واقع مي خواست نفوذ تدريجي وسلامت آميز اسلام را كه يك سيستم ديني براي نظم زندگي مسلمين است از طريق موعظه وارشاد در تمام جهان بسط دهد وهدف خود را كه رسالت نهايي اسلام يعني اعلاي كلمه حق در دنيا بود تحقق بخشد.

 

با توجه به صفات وفضائل محمد(ص)كه سرشتش تركيبي از همه مواهب

عالي انساني بود نه مال ومنال وثروت ومكنت اگر با دعوت اسلام معارضه نميشد پيغمبر ناگزير به جنگ كه با روح اسلام سازگار نبود نميشد،راه وروشي كه اقتضاي طبع نرم وملايمش بود اختيار مي كرد.

 

اسلام چه از نظر قانونگذار چه از لحاظ عقيده ودكترين اهتمام دارد مردم در صلح وآرامش ورفاه وآسايش بسر برند بنابراين چنانچه جنگ را به محمد(ص) كه مامور تبليغ اسلام بود تحميل نمي كردند ومعترض وي نمي شدند قطعا هيچگونه تعرضي از طرف مسلمين  متقابلا عليه آنان صورت نمي گرفت.

 مشركين براي محمد(ص)با آن همه فضيلت وشخصيت معنوي حرمتي قائل نمي شدند وبه آزار واذيت مسلمين مي پرداختند ومردم را از قبول دين اسلام  منع مي نمودند شمشيرها براي كشتن وي مي كشيدند وباعث شدند كه محمد(ص)به مدينه وحبشه مهاجرت نمايد مشركين با اين اعمالشان مي خواستند مركز اسلام را دچار اضطراب نمايند  ولي از آنجايي كه براي اداره امور هر جامعه اي وجود قدرت لازم وضروري است  باعث شدند كه پيغمبراسلام ناچار وظائف يك زمامدار سياسي را انجام دهد كه روش زمامدار براي مقابله با حريف به دو عامل سياست وديگري جنگ بستگي داردبه ناچار محمد (ص) براي جلوگير ي از تعرض بيشتر دشمن سر سخت ولجوج به صف آرايي در مقابل دشمن بودودفاع بر مسلمين واجب گرديد تا براي حفظ مصالح عمومي اسلام وتامين رفاه وآسايش مسلمين در قبال تعرضات  وبرخوردهاي مشركين با مسلمين به پاخيزند.

مصالح عاليه مسلمين حكم داد كه سعي مشركين كه براي نابودي مسلمين بكار مي رفت خنثي شود وراهي جز مقابله با آنان نداشت ولي هرگاه از صلح حرف به ميان مي آمد از انعقاد قرداد صلح با آنان خودداري نمي كرد.مي توان به صلح حديبيه اشاره نمود كه نشان

 مي داد محمد(ص) يكمرد لجوج وسركش وحادثه آفرين نيست بلكه شخصي است طرفدار صلح وآزادي گفتار ورفتار وبه همه فهماند كه دين اسلام دين اجبار واكراه وشمشير نيست بلكه ديني است كه با فطرت سازش دارد وعين فطرت است.

محمد(ص)براي بسط وتوسعه اسلام كمر همت بسته بود ومي خواست در محيطي آرام ومناسب هدف خود را تحقق بخشد وبا جنگ وشمشير مخالف بود همچنانكه  مصونيت حبشه از تعرض مسلمين  نمونه بارز وآشكاري  است.

آري محمد پيغمبر شمشير نيست او پيغمبر اخلاق است.

موفق باشيد

 

+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 و ساعت 8:27 |