تبليغاتX
چشم انداز
سیاسی ۱۴

         خاخام ها خود را از پیامبر برتر می دانند

شوراي خاخام‌هاي رژيم صهيونيستي در كرانه باختري با ادعاي آن كه تورات كشتار زنان و كودكان را در زمان جنگ جايز مي‌داند، از رژيم صهيونيستي خواست دستور كشتار غيرنظاميان لبناني و فلسطيني را صادر كند.همه ی این مسائل ناشی از خود برتر بینی خاخام ها 

می باشد.لازم بذکراست چنانچه" گرافت" یهودی صهیونیست برجسته میگوید گفتارخاخام ازپیامبربالاتراست .

خاخامهاى يهودى طى سالهاى متمادى شرحها و تفسيرهاى خود سرانه وگوناگونى بر تورات نوشتند كه همه آنها را خاخام (يوخاس) در سال1500م جمع‏آورى نموده است..

براى اينكه بيشتر به خود پرستى و آرمانهاى ضدّ انسانى يهود پى ببريم خوب است چند جمله‏اى از اين كتاب را عنوان کنم:

الف ـ روز دوازده ساعت است

در سه ساعت اوّل آن خداوند شريعت را مطالعه مى‏كند

و در سه ساعت دوّم احكام صادر مى‏نمايد

در سه ساعت سوّم هم جهان را روزى مى‏دهد

در سه ساعت آخر روز هم با حوت دريا كه پادشاه ماهيها است

 به بازى مى‏پردازد

هنگامى كه خداوند امر كرد (هيكل) را خراب كنند خطا كرده بود به خطاى خويش اعتراف كرده و به گريه در آمد و گفت: واى بر من كه امر كردم خانه‏ام را خراب كنند و هيكل را بسوزانند و فرزندان مرا تاراج نمايند.

خداوند، از آن كه يهود را به چنين حالى گذاشته سخت پشيمان است و هر روز لطمه به صورت خود مى‏زند و زار زار گريه مى‏كند، گاهى از چشمانش دو قطره اشك به دريا مى‏چكد و آن چنان صدا مى‏كند كه تمام اهل جهان صداى گريه آن را مى‏شنوند و آبهاى دريا به تلاطم و زمين به لرزه در مى‏آيد.

هرگز خداوند از كارهاى ابلهانه و غضب و دروغ بركنار نيست.

ب ـ قسمتى از شياطين، از فرزندان آدم هستند، آدم زنى داشت از شياطين به نام (ليليث) كه مدّت130 سال همسر آدم بود، شياطين از نسل او متولد شدند!!

(حواء) در اين مدّت130 سال جز شيطان فرزندى نزائيد زيرا او هم همسر يكى از شياطين شده بود.

انسان مى‏تواند شيطان را بكشد به شرط اين كه خمير نان عيد را نيكو به عمل آورد.

ج ـ ارواح يهود، از ارواح ديگران افضل است، زيرا ارواح يهود جزء خداوند است! همچنان كه فرزند جزء پدرش مى‏باشد، روحهاى يهود نزد خدا عزيزتر است زيرا ارواح ديگران شيطانى و مانند ارواح حيوانات است.

نطفه غير يهودى، مثل نطفه بقيه حيوانات است!

د ـ بهشت مخصوص يهود است و هيچ كس به جز آنها داخل آن نمى‏شوند، ولى جهنم جايگاه مسيحيان و مسلمانان است و جز گريه زارى چيزى عايد آنها نمى‏گردد زيرا زمينش از گل و بسيار تاريك و بدبو است.

پيامبرى به نام مسيح نيامده است و تا حكم اشرا يعنى (غير يهود) منقرض نشود، ظهور نخواهد كرد و هر وقت كه او بيايد زمين خمير نان و لباس پشمى مى‏روياند، در اين وقت است كه سلطه و پادشاهى يهود باز گشته و تمام ملّتها مسيح را خدمت خواهند كرد!

آن زمان هر يهودى، دو هزار و هشتصد برده و غلام خواهد داشت.

هـ ـ بر يهود لازم است، كه املاك ديگران را خريدارى كند تا آنها صاحب ملك نباشند و هميشه سلطه اقتصادى براى يهود باشد.

و چنانچه غير از يهودى بر يهود تسلط پيدا كند، يهود بايد بر خود گريه كند و بگويد: واى بر ما، اين چه ننگى است كه ما زير دست و جيره خوار ديگران شده‏ايم.

پيش از آن كه يهود نفوذ و سلطه كامل خود را بدست آورند لازم است جنگ جهانى برپا و دو ثلث بشر نابود شود، در مدّت هفت سال يهود، اسلحه‏هاى جنگ را خواهد سوزانيد و دندانهاى دشمنان بنى اسرائيل به مقدار بيست و دو ذرع كه تقريبا هزار و سيصد و بيست برابر دندانهاى عادى مى‏شود! از دهانشان بيرون خواهد شد.

هنگامى كه مسيح حقيقى پا به عرصه وجود گذارد، يهود آنقدر ثروتمند و مال خواهند داشت كه كليد صندوقهايشان را بر كمتر از سيصد الاغ حمل نتوان كرد!

و كشتن مسيحى از واجبات مذهبى ما است و پيمان بستن با او، يهودى را ملتزم به اداء نمى‏كند.

رؤساى مذهب نصرانى و هركه دشمن يهود است بايد در روز سه مرتبه او را لعن كرد.

(يسوع ناصرى) كه ادعاى پيامبرى كرده و نصارى گولش را خوردند، با مادرش مريم كه او را از مردى به نام (باندار) به زنا آورده بود، در آتش جهنم مى‏سوزند.

كليساهاى نصارى كه در آن سگهاى آدم نما به صدا در مى‏آيند به منزله زباله خانه است.

ز ـ اسرائيلى در نزد خداوند بيش از ملائكه محبوب و معتبر است. اگر غير يهودى، يك يهودى را بزند چنان است كه به عزت الهيه جسارت كرده است و جزاى چنين شخصى جز مرگ چيز ديگرى نيست و بايد او را كشت.

اگر يهود نبودند، بركت از روى زمين برداشته مى‏شد و آفتاب ظاهر نشده و باران نمى‏باريد.

همچنان كه انسان بر حيوانات فضيلت دارد، يهود بر اقوام ديگر فضيلت دارند.

نطفه‏اى كه از غير يهودى منعقد مى‏شود، نطفه اسب است.

اجانب مانند سگ هستند و براى آنها عيدى نيست زيرا عيد براى اجنبى و سگ خلق نشده است.

سگ افضل از غير يهودى است، زيرا در اعياد بايد به سگ نان و گوشت داد، ولى نان دادن به اجنبى حرام است.

هيچ قرابت و خويشى بين اجانب نيست، مگر در نسل و خاندان الاغ قرابتى است؟

خانه‏هاى غير يهودى به منزله طويله است.

اجانب دشمن خدا و مثل خنزير و قتلشان مباح است.

اجانب براى خدمت كردن يهود به صورت انسان خلق شده‏اند.

يسوخ مسيح كافر است زيرا از دين مرتد گشت و به عبادت بُت پرداخت و هر مسيحى كه يهودى نشود بُت پرست و دشمن خدا خواهد بود، از عدالت خارج است و انسانى كه بر غير يهود كوچكترين ترحمى روا دارد، عادل نيست.

غش و خدعه كردن با غير يهودى منع نشده است.

سلام كردن بر كفار (كسانى كه يهودى نيستند) اشكال ندارد به شرط آن كه سِرّا او را مسخره كرده باشد.

ح ـ چون يهود با عزت الهيه مساوى هستند، بنا بر اين تمام دنيا و هرچه در اوست ملك آنها مى‏باشد و حقّ دارند كه بر آن تسلط كامل يابند، دزدى از يهودى حرام است و از غير يهودى جايز مى‏باشد، چون اموال ديگران مانند رملهاى دريا است و هركس زودتر برآن دست گذاشت او مالك است.

يهود مانند زن شوهردار هستند و همچنان كه زن در منزل به استراحت مى‏پردازد و شوهر، خرجى او را مى‏دهد بى‏آن كه در كارهاى خارج از منزل با او شركت كند، يهود هم به استراحت پرداخته و ديگران بايد آنها را روزى بدهند.

ط ـ هرگاه يهودى و اجنبى شكايت داشته باشند بايد حقّ را بجانب يهودى داد اگرچه بر باطل باشد.

براى شما جايز است كه مأمورين گمرگ را غش بنمائيد و براى او قسم دروغ خوريد... از خاخام (صموئيل) ياد بگيريد، صموئيل از مرد اجنبى كاسه‏اى از طلا به قيمت چهار درهم خريدارى كرد، در حالى كه فروشنده نمى‏دانست كه آن طلا است. با اين حال يك درهمش را دزديد!

ربودن اموال ديگران بوسيله ربا مانعى ندارد، زيرا خداوند شما را به ربا گرفتن از غير يهودى امر مى‏فرمايد.

به كسانى كه يهودى نيستند قرض ندهيد مگر آن كه نزول بگيريد در غير اين صورت، قرض دادن به غير يهودى جايز نيست و ما مأموريم كه به آنها ضرر برسانيم.

حيات و زندگانى ديگران ملك يهود است، چه رسد به اموال آنها! هرگاه غير يهودى احتياج به پول داشته باشد آن قدر بايد از او (ربا) و نزول گرفت كه تمام دارائى خود را از دست بدهد.

ى ـ غير يهودى هرچند صالح و نيكوكار باشد، او را بايد كشت.

حرام است غير يهودى را نجات بدهيد، حتّى اگر در چاهى بيفتد بايد فورا سنگى بر در آن گذاشت!

اگر يكى از اجانب را بكشيم مثل اين است كه در راه خدا قربانى كرده‏ايم.

اگر يك نفر يهودى كمكى به غير يهودى بكند گناهى نابخشودنى مرتكب شده است.

و اگر غير يهود در دريا در حال غرق شدن است، نبايد نجاتش بدهى، زيرا آن هفت ملتى كه در زمين (كنعان) بودند و بنا بود يهود آنها را به قتل برساند همه آنها نابود نشدند و ممكن است آن شخصى كه در حال غرق شدن است از آنها باشد.

تا مى‏توانيد از غير يهود بكشيد و اگر دستتان به كشتن او رسيد و او را نكشتيد، مرتكب خلاف شده‏ايد.

هلاك كردن مسيحى ثواب دارد و اگر كسى نمى‏تواند او را بكشد لااقل سبب هلاكتش را فراهم نمايد.

كسانى كه مرتد شوند، اجنبى و اعدامشان لازم است مگر آن كه براى خدعه به ديگران مرتد شده باشند.

ك ـ تعدّى كردن به ناموس غير يهودى مانعى ندارد، زيرا كفار مثل حيوانات هستند و حيوانات را زناشوئى نيست.

يهودى حقّ دارد، زنهاى غير مؤمنه را به غصب بربايد و زنا و لواط به غير يهودى عقاب و كيفرى ندارد.

كسى كه در خواب ببيند كه با مادرش زنا مى‏كند حكيم و خردمند خواهد شد و كسى كه ببيند كه با خواهر خود جمع شده است نور عقل نصيبش مى‏گردد.

براى يهودى مانعى ندارد تسليم اميال و شهوات خويش شود.

هرگاه يهودى در نزد زن خود با زنى زنا كند زن او حقّ ندارد مانع او شده يا آن كه بر عليه او شكايت كند.

لواط با زن جايز است، زيرا زن مانند گوشتى است كه آن را از بازار خريدارى مى‏كنيد و به هر طور كه بخواهيد آن را تناول مى‏كنيد.

ل ـ قسم خوردن جايز است، خصوصا در معاملات با غير يهود.

اصولاً قسم خوردن براى قطع نزاع تشريع شده است امّا نه براى كفّار، زيرا آنها انسان نيستند.

جايز است انسان شهادت زور بدهد، چنانچه لازم است اگر مى‏توانيد بيست قسم دروغ بخوريد ولى برادر يهودى خويش را در معرض خطر قرار ندهيد.

بر يهود واجب است روزى سه مرتبه مسيحيان را لعن كنند و دعا كنند تا خداوند آنها را نابود سازد.

بر ما لازم است كه با نصارى، مانند حيوانات معامله كنيم.

كليساهاى نصارى، خانه گمراهان است و خراب كردن آنها ضرورى و واجب است.

م ـ ملّت برگزيده خداوند مائيم و لذا براى ما حيوانات انسانى خلق كرده است زيرا خدا مى‏دانست كه ما احتياج به دو قسم حيوان داريم، يكى حيوانات بى‏شعور مانند بهائم و حيوانات غير ناطقه و ديگرى حيوانات ناطقه و با شعور مانند مسيحيان و مسلمانان و بودائيان و براى آنكه بتوانيم از همه آنها به اصطلاح سوارى بگيريم، خداوند ما را در جهان متفرق ساخته است و لهذا ما بايد دخترهاى زيبا و خوشگل خود را به پادشاهان و وزرا و شخصيّتهاى برجسته يهود به تزويج در آوريم، تا بوسيله آنها بر حكومتهاى جهان، تسلط داشته باشيم!

گمان نكنم، آنچه نقل كرديم احتياج به توضيح و تعليق از ما داشته باشد زيرا خود بهترين معرف (يهود) است. چنانچه معلوم شد يهود يك حزب خطرناكى است براى فريب دادن مردم آن هم كه به صورت مذهب و آئين در آمده است

اما ببینیم قرآن کریم این قوم را چگونه توصیف می کند:

خداوند در سوره مبارکه اسراء ميفرمايد: "ما در تورات حکم به انقراض بني اسرائيل نموديم زيرا بني اسرائيل دوبار در زمين فساد نمودند و بر ديگران فخر فروشي و بزرگي بسيار خواهند نمود" همچنين در سوره مبارکه اعراف آيه  167داريم: "پروردگار تو  اعلام ميدارد کساني را بر يهوديان چيره خواهد کرد که تا روز قيامت آنانرا مجازات و شکنجه خواهند نمود" و آخرين آيه که اشاره ميکنم آيه 104 سوره اسراء است که ميفرمايد: "و ما ميان آنان تا روز قيامت دشمني و کينه توزي افکنديم و هرگاه آتش جنگي برافروزند ، خداوند آنرا فرو مينشاند"

 

در ماجرایی مربوط به شخصي به نام عبدالله‌بن سلام که  يهودي بوده و تازه مسلمان شده و توسط همسايگان و دوستان يهوديش مورد آزار و اذيت قرار گرفته. نزد پيامبر ميآيد و در همان هنگام آيه ولايت بر پيامبر نازل ميشود و ما بقي ماجرا (رنگ سبز رنگ روايت است و رنگ قرمز آيه قرآني که پيامبر آنرا تفسير نموده است)

پس شنيدم که رسول خدا را فراگرفت آنچه او را فراميگرفت هنگام نزول وحي به خاطر تعظيم در برابر فرمان خدا سپس اين حالت جريان يافت و نازل شد بر او "بدرستيکه سرپرست شما خدا و رسول او و کسانيکه ايمان آوردند و نماز را برپا ميدارند و زکات ميدهند درحاليکه در رکوع هستند ، ميباشند" پس فرمود يا عبدالله به درستيکه ولي شما خداست و ياري کننده شما بر يهود که قصد بد براي تو و رسول او کرده اند خداست. همانا سرپرست و ياري کننده تو کساني هستند که ايمان آورده اند ، کساني که صفتشان اين است که نماز را برپا ميکنند و زکات ميدهند در حاليکه در حالت رکوع هستند. يعني در رکوع نمازشان. سپس فرمود اي عبدالله کسي که خدا و رسولش و آنان که ايمان آوردند را دوست بدارد و کسانيکه آنها را دوست دارند دوست بدارد و دشمن بدارد دشمنان آنها را در امور مهم پناه ببرد به خداوند سپس به آنها پس به درستيکه حزب الله ، سپاهيانش پيروز ميشوند بر يهود و ساير کافرين و غمي برايشان نيست.

 

اي پسر سلام بدرستيکه خدا و اينها(رسولش و کسانيکه ايمان آوردند و در حال رکوع زکات ميدهند) ياري کننده هايت هستند و آن کافيست براي تو جهت امان از شر دشمنانت و حامي تو از نيرنگهايشان. پس رسول خدا فرمود اي عبدالله بشارت ده که همانا خدا قرار داد براي تو اوليائي بهتر از آنان(يهود) خدا و رسولش و آنان که ايمان آوردند و زکات دادند در حالت رکوع. پس عبدالله گفت کيستند آنانکه ايمان آوردند. پس رسول خدا نگاه کرد بر سائل و گفت آيا کسي به تو اکنون چيزي داد؟ گفت بله آن نماز گذار و اشاره کرد با انگشتش که انگشتر را بگير و آنرا گرفتم . پس به او و به انگشتر نگاه کرد. آن انگشتر علي بود پس رسول اکرم فرمود: الله اکبر. اين ولي شما بعد از من و سرپرست مردم است. علي بن ابيطالب.

 

در ادامه دارد که کارهاي عبدالله آسان شد و همسايگان يهوديش مريض شدند و به فقر مبتلا گشتند و... تا جاييکه از همسايگان يهوديش هيچ کس باقي نماند مگر آنکه به او محتاج شد و خدا حيله يهود را بر او خنثي نمود و زندگي او را به واسطه ايمان به رسول خدا و دوستي و محبت علي ولي خدا طيب و پاک گرداند

 

خداوندا پيروزي را نصيب  حزب الله لبنان بگردان. آمين

موفق باشید

 

+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در جمعه بیستم مرداد 1385 و ساعت 12:45 |
فرهنگی ۱۳

 

زن در ادبیات مردان شاعر

 

اهل قلم وفرهنگ وبزرگان اندیشه واخلاق نظیر فردوسی،حافظ،مولوی وسعدی وخیام وغیره چه بینشی در مورد زنان داشته اند؟

شاعران وادیبان اشعاری سروده اند که برخی از اشعار آنان به  کرامت وشوکت انسانی زنان حمله ی بی رحمانه صورت گرفته است که بدور از انصاف وتعقل می باشد وبا اصول قرآنی مغایرت دارد ودر کل می توان گفت ضد منشور اعلامیه جهانی حقوق بشر می باشد.

حال سری به اشعار می زنیم تا ببینیم که هر یک در مورد زن چه سروده اند و دلیل آن چه بوده است.

1- نظامی زن را بی وفا می پندارد ومی گوید:

در خانه گنجشک سر مار که  ديد     

 اسپ و زن و شمشير  وفادار که ديد

 نشايد يافتن  وفا  در  هيچ  بر زن

 وفادار اسپ و  در شمشير  و  در زن

 

شاعر مدعی است که زن مانند اشیاء واحشام در اختیار مطلق مردان می باشد وهیچ اختیاری از خود ندارد.بخصوص در کشورهای عقب نگهداشته شده جهان مولفه های آزادی،حقوق،جامعه مدنی،کرامت انسانی ورعایت حقوق زنان چندان جای ندارند ودر بعضی از کشورهای اسلامی مانند کشور افغانستان جنگ زده از این موجود ظریف وحساس در جهت تجارت مواد مخدر استفاده میشود.

2-اسدی معتقد است که نباید راز واسرار را به زنان گفت وتاکید فراوان دارد که با زنان راز دل نشود:

هم از بخت ترسم که  دمساز نيست    

  هم از تو که با  زن  دل  راز نيست

 

وسفارش می کند که مردان هرگز با زنان راز دل نگویند که :

که  موبد چنين  داستان  زد  ز  زن    

  که  با  زن  در  راز   هرگز  مزن

در پاسخ با اسدی با استناد به قرآن کریم می توان گفت:

 

 « مژده  بده  به  بندگانم ؛ آن کسانی  که  به  همهء  سخنان  گوش  فرا  می دهند  و از نيک ترين  و  زيباترين آنها  پيروی می کند . آنان  کسانی اند  که  خدا هدايت شان بخشيده است ، و ايشان واقعا خردمندان اند .

    خداوند گوش کردن  و شنيدن سخن را که از هر کس  باشد ،  مفيد  بخش  برای هر زن   و  مرد  شنونده   می داند .  آيا   با  پنهان  داشتن  راز ،  سخن ،  دانش ، ابزارهای  معلومات  و فهم  و  خرد  از زنان ، عملا   زمينه های  اسارت  و عقب مانی  زنان  را به نفع  تداوم نظام اسبتدادی قبيله سالاری و فئوداليسم  بيش از پيش تقويت نکرده ايم ؟ آیا با دریغ  نمودن سخن و کلام ، اندیشه و مشوره و نظایر آن ؛ زنان را  از خردمند  شدن  محروم  نکرده ایم و همچنان جهالت را برای زنان عام ننموده ایم ؟   وقتی که  راز دل با زن صورت نگيرد و سخن و بيان از زن  دريغ  گردد ؛ آيا  در واقع  زن  را  بيشتر  در  تاريکی  نگذاشته  ايم ؟   همچنان  وقتی  که   زن  را  دور  از نعمت  سخن ،  کلام ،  مشورت  ،  راز  و  نياز ،  انديشه  ،   روابط   سالم  اجتماعی  ،   خردورزی  و  جريان  قانون   تکامل   نياز عصر  قرار  می دهيم  ، آيا گناهی عظيمی  را  در پيشگاه خدا  و  انسانيت  مرتکب  نشده ايم  ؟  با  محروم کردن زن از حقوق ، آزادی و در قهر جهل قرار دادن است که  خود  ما عملا  زن  را  به  «  ناقص العقل »  تبدیل   نموده  ایم  ؛  و همچنان  نادانی ،  فقر  فرهنگی- سیاسی ،  اجتماعی- اقتصادی  وغیره  زن  را  در جامعه  عام  ساخته ایم .

3- فردوسی  شاعری که نامش زنده کننده ایرانی است وایرانی مدیون وی می باشد ولی با این حال او نیز متاسفانه علت خوار بودن مرد را ابراز"راز"با زنان می داند ومی گوید:

چو خواهی که خواری نياری به روی 

    به پيش زنان راز هرگز نگوي 

سوالی که مطرح می شود این است که چرا فردوسی  بزرگ  عامل « خوار » بودن يعنی استبداد  مرد سالار را  در جامعه  ملوک الطوايفی  و فرهنگ  خردستيز قبيله ای  و  در زير  بنای  نظام اقتصادی- اجتماعی ،  فرهنگی- سياسی  وغيره در جامعه  فئودالی  سراغ   نگرفته  که  مرد  را  به عنوان مرد سالار وحاکم بر زن فرض کرده است؟

   آيا مرد  بخاطر اظهار  راز شان در  نزد زن  « خوار»  می شود  و يا اصلا به علت   استبداد   ضد  انسانی  شان عليه  زن   واقعا   و عملا   در  نظام   اجتماعی  جامعه  «  خوار و ذليل »   گرديده  و هنوز هم   می شود ؟  چرا  فردوسی ها   به  انگیزه های  مادی ،  اجتماعی ،   معنوی  و نظام  اجتماعی- سیاسی  جامعه عمیقا  توجه  و تلاش نورزیدند که عامل هرگونه  فقر جامعه  را کشف  می کردند ؟  چرا

 « خوار »  بودن  مرد   را در نظام مرد سالاری  نظام اجتماعی  جستجو نکرده اند؟

وحتی این شاعر باور دارد که زنان درآفرینش خود ناقص خلق شده اند وزشت نام

 می باشند با کدامین طرز تفکر گفته است که زنان در آفرینش خود" ناتمام" تولد گردیده اند یعنی مردان درآفرینش" تمام" خلق شده اند؟

چنین برداشت ناقص وغیر قرآنی وغیر علمی جز از سوی خردستیزان وجهل پروران وحامیان نظام تحول ستیز وقبیله سالاران واستبداد حاکمیت سیاسی قلدران چیز دیگری نیست.

فردوسی همچنین در کلام چنان به حیثیت وشخصیت انسانی زنان تاخته است که نه تنها زنان را به سگان تشبیه نموده وحتی ارزش یک سگ را بهتر از صد زن پارسا ،زاهد وپرهیزگار وسازنده می داند:

زنان را ستايي سگان را ستاي    

 که يک سگ به از صد زن پارساي

همچنین  فردوسی می گوید  که  زن  و اژدها  هردو  دفن  گورستان  گردند  تا  جهان  از  وجود  اين دو موجود انسانی و طبیعی  پاک شود . و همچنان زن و  اژدها   را  همرديف  می داند   و دختر  را  مانند عصر جاهلیت عرب قبل از ظهور اسلام  بد اختر می پندارد .

زن   و  اژدها  هر دو  در  خاک  به   

  جهان  پاک   از  اين  هردو  ناپاک   به

به اختر کسی دان که دخترش نيست   

   چو  دختر  بود   روشن  اخترش  نيست

که   را  از   پس   پرده   دختر  بود   

   اگر    تاج     دارد     بد     اختر    بود   

لازم به ذکر است که ممکن است بعضی از این اشعار منتسب کرده باشند واز خود شاعر نباشد.

4-نظامی وجامی تحت تاثیر عوام زدگی وسنت فرسوده قبیله ای قرار گرفته اند

ومی گویند زن از پهلوی چپ برخاسته وکارهایش درست واز روی صداقت نمی باشد وفقط مردان همه کارهایشان درست است :

 زن از پهلوی چپ گويند برخاست  

    نيايد هرگز از چپ راستی  راست ( نظامی  )

_____________________________

زن  از  پهلوی  چپ  شد  آفريده    

   کس از  چپ راستی  هرگز  نديد(جامی)

وحتی جامی زن را چنان ناقص در عقل ودین می پندارد که حتی زن را منحوس وابتر از کافر فرض نموده است ومی گوید:

زن چه باشد ؟ ناقصی در عقل ودين

هيچ   ناقص  نيست   در  عالم   چنين

بر    سر   خوان   عطای    ذوالمنن 

 نيست  کافری  نعمتی   بدتر   ز  زن   

چرا چنین طرز تفکری داشته است  چرامظلومیت  و اسارت نصیب  زن است ؟  و  در  تمام مناسبات جامعه به خوبی درک می گردد که زن مظلوم  بوده  و مرد  ظالم  است .  مظلومیت ،  محکومیت  و اسارت  زنان ناشی  از بیداد گری  و استبداد  مرد  سالاران  در نظام  اجتماعی-  سیاسی  جامعه است . در این  مورد  آیا  زن  بخاطر اسارت  و محکومیت  خود « ناقص العقل » بوده و یا اینکه اصلا  مرد  به  سبب ظلم  و جبر خود  بالای  زن « ناقص العقل » می باشد ؟

5-اوحدی زن را مانند مار زهر دار وخطرناک می داند ومی گوید:

زن چو مار است زخم خود بزند  

  بر سرش نيک زن که بد بزند

حال باید از این شاعر کسی می پرسید که تو را چه کسی زائیده است ؟آیا مادرت خاصیت مار دارد؟آیا این  زن مار صفت که تو شاعر را متولد کرده پس تو مثل مار زهردار هستی واین نمایانگر این واقعیت است که این شاعر نیزتحت تاثیر وفرهنگ قبیله ای که بیانگر نظام مرد سالاری وخرافه پرستان قرار گرفته  است.

6-فخرالدین اسعد گرگانی زنان را ضعیف دانسته وآنان را سست عنصر وساده لوح معرفی می کند ومی گوید:

 

 زنان  نازک دلند   و سست   رايند

به  هر خو   چون    برآريشان   برآيند

زنان گفتار مردان  راست    داريد

به   گفت    تن    ايشان    را    سپارند

زن ارچه  زيرک  و هشيار   باشد

زبون   مرد     خوش    گفتار     باشد

 

ولی بازهم عوامل اجتماعی- سياسی وغيره آنرا مبهم  می گذارد  و از طرف  ديگر اين شاعر  از ديگران  يک  قدم  را  پا  فرا تر نهاده  و ابراز می دارد  که  زن هر چه  زيرک  و هشيار هم  باشد  باز هم  زبون است .  بدين  معنا  که  زن  اگر از نعمت  علم ،  دانش  و تعليم  هم  برخوردار گردد و زيرک ،  پرهيزگار ، خسرو ، هشيار هم  باشد ، با آنهم  ذليل  بوده  و قابل اعتماد  و ارزش  نيست و فریب می خورند    آيا  چنين  برداشت ناقص ، غير اسلامی  و ضد علمی  نسبت  به  کرامت والای انسانی  زن ، جز از تأثير پذيری  فرهنگ  تمدن کش  قبيله ای  و تفکر  جمود  فکران  و  نظام   واپسگرای  اجتماعی- سياسی  جامعه  نظام  ملوک الطوايفی ، چيزی ديگر شده   می تواند ؟

6-واما سعدی شاعر شیرین سخن ولسان الغیب شیراز عقده بی مورد وخشونت در مورد زن را تایید می کند ومی گوید:

چه نغز آمد اين يک سخن زان دو تن  

   که  بودند  سرگشته از  دست زن

يکی  گفت  کس  را   زن    بد    مباد 

   دگر گفت زن در جهان خود مباد

   وتعجب است چرا این شاعر در پی عوامل زيربنايي عقب مانی  جامعه  بصورت  کل  و  در مورد   زنان  بطور خاص  عشق  سفری  کرده نتوانسته است؟ چرا این شاعر دانشمند تحت تأثیر فرهنگ مرد سالاران رفته است ؟

سعدی همچنین خندیدن زن را به روی مرد دیگری باعث نامردی مرد می داند وبعد هم مرد را چنان سرزنش ومورد نکوهش قرار می دهد که دیگر لاف "مردی" را نزند.طبعا اینگونه دیدگاه بی اعتمادی مردسالاران را نسبت به زنان می رساند واز طرفی دیگر جوهر انسانیت مرد را با سنت های خرافی فرهنگ قبیله ای ترکیب نموده است چرا که از دید قبیله سالاران خنده ی زن باعث وسوسه وتحریک شهوانی مرد شده ویا مرد را مستقیما به عشق بازی وتقارب جنسی دعوت می کند خلاصه خنده یزن بر هر انگیزه ای که باشد وسیله فحشا وگمراهی است.

از دیدگاه همه ی این شعرا که بگذریم سخن قرآن در این مورد را بررسی کنیم

در سوره حجرات آیه 13  آمده است:

« ای مردمان ! ما ، شما را از مرد و زنی آفريده ايم "

    با  فرموده ی    ايزد  متعال  انسان در آفرينش  خود  از يک زن و مرد تولد  يافته  و  از  اين  نگاه  هيچ  برتری  ذاتی  را يکی بر ديگری نيست  و ماهيت  و کرامت انسانی زن با  مرد يکسان است.

ايزد متعال  در سوره نحل آیه 72به انسان چنين خطاب می کند :

   « خدا از جنس خود تان همسرانی برای شما ساخت .»

    اين  کلام  خداوند  هم  زن   و مرد  را  از  يک  جنس  يعنی  انسان  می داند و هچيگونه  تفاوتی  ميان  شان  قايل نيست و خدا به کرامت انسان چه زن و چه مرد باشد ،  ارج ناياب را گذاشته است.

واما قرآن در مورد کرامت انسان در سوره اسراء آیه 70  می فرماید:

« ما فرزندان آدم  را  کرامت  بخشيديم . »

 خداوند بدون امتياز با صراحت فرموده است که به فرزندان آدم  يعنی  زن  و مرد کرامت بخشيده  است . در اين آيه  قيد  نشده  است  که  خدا  تنها  برای جنس مذکر کرامت بخشيده و برای جنس مؤنث  کرامت  نداده  است . و خدا   ميان زن  و مرد  تبعيض قايل نشده است.

  با توجه  جدی  به  فرموده ی   خداوندی  و نيز  از  نگاه علمی ، زن  و مرد  هر دو درخلقت خويش  يکسان آفريده شد  اند  که  هيچ  فرقی  ميان  شان  ديده  نمی شود . اگر زن نباشد ،   مرد  هم  نيست  و اگر مرد  نباشد ، زن هم  نخواهد  بود . يعنی  در نظام   جامعه  بشری  زن  و مرد هردو لازم   و ملزوم   يکديگرند.

به امید موفقیت روز افزون زنان ایرانی در عرصه های مختلف فرهنگی واجتماعی وسیاسی وبا تبریک به مناسبت روز زن که مصادف با تولد بزرگ زن وبانوی اسلام حضرت فاطمه زهرا مقارن شده است باشد تا از رهنمودهای این بانوی بزرگ نهایت استفاده را ببریم.

 

+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در جمعه بیستم مرداد 1385 و ساعت 12:43 |

 سیاسی ۱۲

کودتای نوژه

حادثه ای که در 18 تیرماه خنثی شد

کودتا ابتدایی ترین شکل توطئه است که طی سالهای متمادی در کوره تجربه های مکرر موفق وناموفق توسط استعمار راست وچپ آزموده شده است.از تجربه های موفق کودتا می توان فهرست طولانی را بر شمرد.از معروفترین نمونه های امریکایی کودتا،کودتای 28 مرداد 1332  در ایران وکودتای پینوشه در شیلی ومعرفترین کودتای روسی آن کودتای کمونیستی  در افغانستان است.

این تجربه ها نشان می دهد که پیروزی کودتای به 3 عامل اصلی بستگی دارد:

1-تمرکز وتراکم قدرت سیاسی-نظامی ویا حداقل بخش قابل توجهی از قدرت در یک نقطه به نحوی که بتوان با تصرف آن بر سراسر کشور مسلط شد.

2- فقدان یک نیروی سیاسی- اجتماعی نیرومند داخلی که توان خنثی کردن کودتا را داشته باشد.

3- وجود اهرم های لازم نظامی-سیاسی برای وارد کردن یک ضربه غافلگیر کننده ناگهانی وقاطع به منظور تصرف قاطع سیاسی

که در صورت فراهم بودن عوامل 1 و2 تدارک عامل سوم کار سختی نخواهد بود.

در جامعه ایران هیچ یک از سه شرط اساسی موفقیت کودتا موجود نبود حضور میلیونی مردم در صحنه که نه تنها یک انبوهه بی تحرک وفاقد گرایش وپویش اجتماعی نیستند،بلکه یک نیروی قدرتمند وتعیین کننده اجتماعی به شمار می روند.عامل اصلی در خنثی کردن هر گونه طرح کودتائی در ایران می باشد وجود نهادهای مردمی مسلح در همه سطوح جامعه که با عامل وحدت مذهبی به هم پیوند خورده اند.ساخت نظامی قدرت را در ایران به یک ساختار گسترده وافقی بدل ساخته است.

در چنین شرایطی تمرکز وتراکم قدرت نظامی در راس هرم از سوئی وانفعال وعدم تحرک پایه های هرم از سوی دیگر وجود ندارد.تا بتوان با یک تصور ناگهانی وضربتی چند اهرم تعیین کننده مجموع ساختار را قبضه کرد.

تحلیل گران سیاسی که با جامعه ایران آشنایی دارند این تحلیل را بدیهی می دانند لیکن امریکا پس از تجربه های مکرر ونافرجام به  این تحلیل رسید وبرای او دستیابی به اصل بدیهی به بهایی گزاف تمام شد.

در کوران اوج گیری انقلاب ،واشینگتن بارها وبارها طرح کودتا را مورد آزمون قرارداد وحتی در روز پیروزی قطعی انقلاب در22 بهمن 1357 مجددا طرح کودتا،سران کاخ سفید را وسوسه کرد واز هایزر خواسته شد تا بار دیگر به ایران باز گردد.

هایزر بعلت اقامت در ایران در کوران انقلاب واقعیت را دریافته بود که کودتا عملی نیست ولی استراتژیست های واشینگتن حاضر به تمکین در برابر این واقعیت نبودند واندیشه کودتا آن را مدام وسوسه می کرد.نوژه بهای گزافی بود که سیا بایت این وسوسه پرداخت.آژانس جاسوسی امریکا به کودتای نوژه امید زیادی بسته بود وآن را ضربه نهایی وقطعی بر پیکر نظام نوپای جمهوری اسلامی می پنداشت واهمیت آن را بیش از تجاوز نظامی صدام ارزیابی کرد.به گفته سران کودتای نوژه مدتی بر سر کودتای نوژه یا آغاز جنگ تحمیلی بحث شد وسرانجام بعد از سفر محمد باقر بنی عامری (سرهنگ دوم باز نشسته ژاندارمری)واز همکاران فعال ونزدیک ارتشبد سابق غلامعی اویسی به پاریس در اسفند ماه 58 این طرح یعنی جنگ تحمیلی در تقدم دوم قرار گرفت وتقدم اول به کودتا داده شد.

این کودتا از لحاظ تجهیزات نظامی که قرار بود از داخل وخارج در جریان آن به کار گرفته شود در تاریخ کودتاهای جهان بی سابقه بود وجنان دقیق طرح ریزی شده  که سیا موفقیت آن را قطعی می دانست.امید به موفقیت کودتا تا بدان حد بود که حتی اعلامیه پیروزی آن نیز آماده شده وخانه ای نیز برای انتقال آیت الله شریعتمداری به تهران اجاره شده بود.آقای شریعتمداری باید در این خانه مستقر می شد وبعنوان رهبر مذهبی کودتا آن را تایید می کرد.

یکی از سران کودتا در دادگاه انقلاب نقش سازمان سیا  وارتجاع عرب وجریانهای سیاسی راست مرتبط با کودتا را چنین توضیح می دهد:

"دو الی سه ماه بعد ازپیروزی انقلاب  اولین تماس بین مامورین سیا ویکی از دوستان بنی عامری در اروپا برقرار شد وآنها بنی عامری را در خط بختیار(وزیرمخلوع شاه)قرار دادند تمام هماهنگی های لازم بین کشورهای عضو بازار مشترک اروپا وستاد بختیار در پاریس از طریق سیا انجام گرفت هماهنگی بین اسرائیل وکشورهای مرتجع منطقه نظیر عربستان وعراق توسط نماینده سیا که در دفتر دکتر بختیار در پاریس است انجام می گرفته است.طبق اظهارات بنی عامری تامین هزینه های مادی چه به صورت مستقیم وچه به صورت غیر مستقیم نظیر چک ده میلیون دلاری عربستان سعودی توسط امریکا صورت گرفته است.شناسایی افراد مخالف در کشور یا درخارج از کشور ومعرفی آنها به بختیار وتقویت امکانات آنها د راختیار گذاردن امکانات لازم به آنها.

کودتا چیان پس از جلب برخی از روحانی نمایان منتقد مانند آقای شریعتمداری با استفاده از ده میلیون دلاری که ارتجاع عرب از طریق سعودی در اختیار گذارده بود مخفیانه ب جذب نیرو پرداختند.

وبا جریانها وگروههای سیاسی چپ(کوموله،حزب دمکرات،سازمان فدائیان خلق،سازمان مجاهدین خلق،و....)دیگر نیز مصالحه کرده بودند.

ماجرای کودتا بدین قرار بود که در بهار 1358 بنی عامری از سوی اویسی در صد برآمد تا از مواضع غرب نسبت به ایران اطلاع یابد وبراساس آن میزان موفقیت تدارک یک توطئه را بر علیه نظام ایران ارزیابی کند.

وی در پی کسب اطلاع از همراهی امریکا با هر گونه طرح براندازی با شبکه در حال تشکل بختیار به عنوان سازمانده ومجری این طرح همکاری راآغاز کرد.ولی هنوز کودتا ممکن ترین روش براندازی تعیین نگردیده بود زیرا در این مقطع تاریخ(قبل از تسخیر سفارت امریکا)بر اساس تحلیل منابع اطلاعاتی امریکا عناصر سلطنت طلب در ارتش دستخوش وحشت وپراکندگی بوده ودوران نقاهت حاصل از ضربه انقلاب را می گذراندند.علاوه  برا ین روند تحولات 9 ماه نخست انقلاب (22 بهمن 57 تا 13 آبان 58)وجود دولت موقت،ابقاء شبکه جاسوسی سیا حضور طیف لیبرالهای مذهبی(نهضت آزادی )ولیبرالهای غیر مذهبی(جبهه ملی)وبرخی روحانیون سازشکار خط شریعتمداری ومهره های نظام وابسته امریکا را امیدوار ساخته بود که بتواند از طریق فعالیتهای جاسوسی به حرکت های سیاسی نیمه جان توان بخشید واز خلال آن برگهای برنده وآلتر ناتیوهای خود را به تریج بیرون کشد.که علیرغم این تصور انقلاب با شدت تمام در 13 آبان 1358 به شکل تسخیر سفارت امریکا در تهران که ازآن پس لانه جاسوسی نام گرفت نمود جدی یافت وبدیتسان به تعبیر امام "انقلاب دوم"آغاز شد.با این حرکت انقلاب از لحاظ سمت گیری ضد امپریالیستی به طور کمی وکیفی ارتقاء یافت وپاییز 1358 فصل خزان امیدهای امریکا در ایران شد.

در پی این تحولات شخصی به نام مهندس قادسی(شهردار آبادان پس از کودتای 28 مرداد32 )از سوی ستاد پاریس برای تهیه مقدمات انجام کاری بزرگ در آبان همان سال وارد کشور شد.

پس از اقدام نافرجام نظامی امریکا(واقع طبس برای نجات گروگانهای امریکایی)ومتعاقب ملاقات سفرای امریکا وانگلیس در پاریس با بختیار برای کودتا اولویت ضرب الاجل نسبت به طرحهای دیگر از جمله(حمله نظامی عراق به ایران)تعیین شد.

ساختار سازمانی کودتا در ایران وپاریس پی ریزی شده ونیروهای مخالف داخلی وخارجی نیز جریانهای سیاسی مخالف در داخل وخارج کشور شناسایی ویک هسته اطلاعاتی وسیع به منظور جان دادن به اندام کودتا پی ریزی گردید.

انتخاب پایگاه نوژه همدان بعنوان مبدا ومحور عملیات علیرغم مرکزیت وحساسیت تهران از آن جهت بود که کودتاگران بیم داشتند در روز عملیات پس از نخستین پروازها مردم به پایگاه هوایی مهر آباد هجوم برند وامکان ادامه عملیات را از بین برده وکودتا را با شکست مواجه سازند.لذا پایگاه نوژه بدین منظور انتخاب شد که هم دارای هواپیما بود هم به تهران نزدیک بود هم خارج از شهر قرار داشت وعلاوه بر اینها عناصر مستعد وقابل جذب برای کودتاچیان داشت.

با شروع عملیات قرار بود ابتدا جماران بصورت وسیع بمباران شود زیرا دشمن بخوبی از اهمیت رهبری انقلاب با خبر بود ومی دانست تا دی در صحنه باشد مردم را نمی توان فریب داد.پس از جماران نوبت تسخیر مرکز صدا وسیما بود تا از این طریق هم امکان ارتباط رهبران انقلاب وامکان بسیج مردم علیه کودتا را کمتر سازند وهم جنگ روانی وتبلیغات گسترده در جهت کودتا صورت گیرد وسپس سایر مراکز کلیدی یکی پس از دیگری تصرف گردد.

پس از این پیروزی با اعلام حکومت نظامی به مدت 3 روز با ترفند ارعاب مردم فریب مردم از طریق تایید کودتا بوسیله روحانیون همراه با کودتا وباج دهی به مدافعین انقلاب قدرت توسط نظامیان قبضه مهار شود.

کودتای نوژه که نمونه های بسیار کوچکتر از رژیم های بسیاری را درسراسر جهان سرنگون کرده بود به جرآت می توان ادعا کرد که کودتای 28 مرداد 1332 در مقایسه با آن بازی کودکانه ای بیش نبود.

گرچه کلیه برنامه ها تا 48 ساعت قبل از کودتا طبق برنامه پیش می رفت اما شب قبل از حادثه یکی از خلبانانی که برای کودتا پیش بینی شده بود به صورت معجزه آسایی دچار تردید می شود وپس از مشورت با مادرش شدت تردید ها وتشویق های او با مخالفت مادرش افزایش می یابد وسرانجام وی موفق به ملاقات با آیت الله خامنه ای شده واطلاعات موثر وکارا از کودتا را تا مورد زیادی افشا می کند.وبنا برا ین در تاریخ 18 تیرماه 1359 خنثی شدوامام خمینی پس از عملیات خنثی سازی کودتا در حسینیه جماران سخنرانی مهمی ایراد فرمودند(20/4/1359 ) که عمق وژرفای آن پس از سالها گذشتن از این حادثه  روشن تر می گردد.

در بخشی از سخنان امام(ره)امده است:

"توطئه ای که معلوم است چنانچه موفق به کشفش هم نشده بودیم وقیام هم کرده بودند مردم آن را خفه می کردند.ما از این امور ترس نداریم.ما از قشرهای خودمان می ترسیم شما صنف روحانیت اگر چنانچه کارهایی خدا نخواسته انجام دهید که از چشم ملت نیفتد ولو در دراز مدت،آن روز است که دیگر فانتوم لازم نیست خود ملت شما را کنار می زنند ومله هم بی هادی کاری نمی تواند انجام بدهد........من خوفم از این است که ما نتوانیم،روحانیت نتواند آن چیزی که بر عهده اوست صحیح انجام دهد."

 اما سیا از این شکست درس نگرفت وبه تلاشهای خود برای اجرای طرح های کودتای دیگر ادامه داد.

اما انقلاب ایران خود را مستجکم کرده ومخالفین خود را در هم کوبیده تا حدی که یک انقلاب تا کودتا  درآینده  نزدیک غیر ممکن است.

موفق باشید

+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در جمعه بیستم مرداد 1385 و ساعت 12:41 |
سياسي ۱۱

 

بمباران اتمی عراق

جرج.اف.ویل

مترجم:زهرا شریف زاده

 

 

بعد از فرو نشستن گرد وخاک این برآورد تخمین زده شد که 500 پوند می تواند چنین گرد وخاکی تولید کند وزمان آن رسیده بود که حق این شیطان صفت داده شود .

فهمیدن ودرک نبوغ واستعداد "ابو مصعب الزرقاوی "که نویسنده مطالب قبیح خشونت بود اینگونه  شروع شد:

وی یک انسان اولیه ایی بود که شناخته شد وبه سراسر جهان از طریق اینترنت مدرن  مخابره گردیدکه وی کشته شد ودر خون خود غلطید.

اما گرچه وی از خون وخونریزی لذت می بردوآن را با بی شرمی تمام با جنین کارآیی جانور خویی خود انجام می دادولی با این حال به موقع اجرا شدچرا که وی یکی از موثرترین سوژه های تروریست در تاریخ بود.

 

یک پژوهش نشان داد که هنوز نام "اسامه بن لادن" مناسب می باشد زیرا در پس پرده حادثه 11 سپتامبر  با تحریک افکار حمله را آغاز می کند و ابر قدرت دنیا را به داخل  یک جنگ  رهنمون می نماید واین امر وموقعیت سبب شد که "ابو مصعب الرزقاوی"  رشد وترقی پیدا کند وبرتری یابد.

حتی  "الزرقاوی" شروع به اثبات این مطلب نمود که بحث وفرضیه مقدم  دخالت ایالت متحده در عراق می باشد .........که البته این هم یک اشتباه بود...................

وبه طور مختصر ومفید بگویم که وی تصمیم گرفته بود تا این اشتباه رخ دهد چرا که اگر او می توانست آن را تحریف کند هرگز این حقیقت کامل نمی شد.

قضیه این بود که عراقی ها

 اول اینکه  ناسیونالیست و

دوما اینکه  حزبی وفرقه ای

بودند و"الزرقاوی" شرط بسته  بود که منفجر خواهد کرد ونهایت ظلم وستم را به کار خواهد برد.می توانست قضیه را به قسمتهای جزیی تری تقسیم کند ومنفجر نماید که یکی از آنها صدای انفجار حرمین عسکریه در فوریه بود که سبب  کشته شدن کسی نشد وبیشترین کشته شدگان از انفجار هواپیماهایی بود که به  برج های دوقلو برخورد کرد وباعث تحریک خشونت حزبی وفرقه ایی شد وشاید هم اکنون یک انجمن حمله آتشین را تشکیل دهند.

این حمله های آتشین  جنگ گرم را به سمت  یک جنگ سرد  کشاندونفوذ ورخنه کمی اکسیژن این حمله را پروراند.

نتیجه اینکه این حملات به تنهایی دائمی وهمیشگی است زیرا در حقیقت باعث تقویت خودش میباشد وخشونت فرقه های عراقی به این مرحله رسیده است که "الزرقاوی" خودش بعضی موارد غیر ضروری را ساخته است.

از جمله :

گاهی اوقات روزنامه نگارها را متهم می کردند که به  عبارت "خبرهای خوب "ملاحظه نمایند واز استعمال کلمات ضد ونقیض(از جمله:ما گزارش هواپیماهایی که به سلامت فرود آمدند را گزارش نمی کنیم)خودداری نمایند ولی صحبت  از اینها گذشته  وخشونت فراگیر شده وموقعیت روزنامه نگارها مخصوصا روزنامه"وال استریت"در معرض خطر است.

وروزنامه نگارها به این نتیجه رسیدندکه نباید خبرهای بد را گزارش دهند.

حتی گاهی خبرهای خوش ارزش آن مبهم بود .

در 25 هفته گذشته بعد از رای گیری، پارلمان عراقی یک دولت کامل ارائه داد  اما در ابتدا باید خودشان را تسخیر کنند وخشونت های فرقه ای را پایان دهند وبه همین جهت کمیته هایی تشکیل شد که مردم عادی لباس فرم پلیس ودولتی بپوشند.

بالاخره گفت:که تروریسم هنوز ادامه دارد ومانند یک پودر روی سیاست پاشیده شده وآن را تحت اشعاع قرار داده است وتمدن شهری کاهش یافته است.

در عراق ممکن است مثبت تلقی شود بخصوص جدا نمودن توده مسلمان وسنی که با خشونت زیاد حرمین عسکریه در سامرا را در 22 فوریه منفجر کردند وحتی چنین به نظر می رسد که این خصومت بین شیعه وسنی ویرانگر باشد.

دقیقا در ماه می در بغداد این خشونت های فرقه ای 1400 کشته به جای گذاشت که این تعداد شامل آن کشته شدگان بمبهای ماشینی نمی باشد.

وهمینطور گفت ایده جدید تسخیر بغدادسبب شد  که سربازان ایالت متحده از چنین وضع نابسامانی افسرده شوند.تا 20 آوریل دقیقا 1185 روز است که جنگ عراق شروع  شده است واین جنگ طولانی تر از جنگ کره می باشد.ماننددرگیری ایالت متحده در جنگ جهانی دوم زمانی که سربازان ایالت متحده خط آهن "لادن دراف"وپل"رماگن"را تسخیر کردند واولین سربازان خارجی بودند که ناپلئون 1805 را به آن پیوند زدند.

 

وآنسوی بغداد در یک ناحیه با محاسباتی که انجام داده اند پروازهایی را برای ورود به بغداد جهت آموزش وتحریک عراقیان تدارک دیده اند.

اما از "الزرقاوی"وتروریسم ها وخشونت های قومی،عراقیان  مورد خاصی

را کسب نکردندوسبب داخل شدن آنها به کشورشان نشد جز اینکه مواد خام سخت برای حکومت صدام حسین این حکومت ستمگرانه و  تروریست  فراهم شد.

حکومتی که اخیرا مهندسین نظامی توضیح دادند که زباله وامعا واحشا در فلوجه در یک میدان به  مانند میدان فوتبال جمع آوری شده وبه صورت توده درآمده است .

ودر پایان از یک کاپیتان ارتش می پرسیم که :

کدام مردم خاکشان غارت شده است؟

در پاسخ باید گفت مردمان زیادی هستند اما یک مورد آن همین مردم بغداد می باشند که نیاز به کمک دارند.

 

 

+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در جمعه بیستم مرداد 1385 و ساعت 12:34 |
سياسي ۱۰

              یک پل ارتباطی  بین ایران- امریکا از دیدگاه" دیوید لاگنیتوس"

 

ازآنجایی که تدبیر نفوذ امریکا به چین بازی پینگ پنگ بود وآشتی با اتحاد جماهیر شوروی  از طریق"بلشویک بالت"صورت گرفت این به ذهن می رسد که شاید شیوه جدید دیپلماسی بین ایالت متحده امریکا وایران چیزی شبیه نقش مردم به مردم باشد یعنی ابتدا دانشمندان دو کشور با هم ارتباط برقرار کنند سپس قشرهای دیگر والی آخر.

از جمله یک ایمن شناس که نامش" دیوید هاینس" می باشد پروژه تحقیقاتی خودش را در مورد قربانیان ایرانی سلاح های کشتار دسته جمعی توسط عراق متمرکز ساخت ودر این زمینه نیاز شدید به کمک  دانشمندان ایرانی داشت.

در ابتدا "هاینس" مدعی بود که چنین چیزی  بعید است واو سعی داشت تا دولت ایالت متحده زمینه پیوستن دانشمندان ایرانی را در دانشگاه "کانکتی کات" در این پروژه فراهم نماید.

ضرورت پروژه آشکار شد ووزیرامور خارجه امریکا کاندولیزا رایس در روز چهار شنبه  اعلام کرد که امریکا تمایل به مذاکره با ایران برای اولین بار در طی این سه دهه داردوشاید این پروژه بتواند یک روش برای مرزهای آموزشی وعلمی بین امریکا –ایران باشد اگر مذاکره بین ایران وامریکا صورت گیرد.

حکایت" هاینس" جلوه ونمای زیادی از بندرگاه هایی است که در یک بحران سیاسی خامور میانه معاصر  به هم گره خورده اند.

سلاح های کشتار دسته جمعی ،صدمات رژیم حیوان صفت صدام حسین،میراث حادثه 11 سپتامبر سال 2001 ،حمله ها،نیاز به آماده سازی برای سلاحهای کشتار دسته جمعی درآینده  توسط گروههای تروریستی،موضوعاتی است که می تواند زمینه همگرایی در کار یک دانشمند باشد وباید مورد مطالعه قرار گیرد.

در سلامت وصحت پروژه "هاینس" این واقعیت وحقیقت ایران کمی  ارزیابی شده است.

گرچه توجه دنیا هم اکنون روی پیشنهاد تهران برای بدست آوردن سلاح هسته ای،است ولی باید توجه داشت حمله های وسیع سلاح های شیمیایی عراق درطی سال 1980 واندی کشور قربانی  های زیادی گرفت.

یک پزشک ایرانی دریک سرشماری34000نفرمصدوم شیمیایی  گاز خردل شناسایی نمود که بی پناه گذاشته شده بودند وبزرگترین گروه قربانی های جنگ جهانی اول بودند.

"هاینس "همچنین  در سال 1991 در کویت به مطالعه اثرات شیمیایی روی انسانها  پرداخت.او در یک مرکز حمایت شیمیایی تقسیمات هوابرد در طی جنگ خلیج فارس خدمت می کرد.بعد از اتمام جنگ ارتش را ترک نموده وتا سال 1993 در کویت اقامت کرد وبه مطالعه کویتی های پس مانده های سلاح های شیمیایی بعد از انباشته های عراقی که باقی مانده بودند،پرداخت.

در زمان کار در دانشگاه کویت هاینس متوجه شد که مطالعات وتحقیقاتش وتجربیاتش

روی  دهها وهزاران ایرانی  که در طی حملات شیمیایی  جنگ ایران - عراق بی پناه مانده اند،بسیار مفید می باشد.

او درسال 1991  زمانی که با سفارتخانه ایران در کویت ارتباط داشت  به پایگاهش برگشت وسعی داشت با محققین ایرانی در نیمه های سال 1990 واندی ارتباط برقرار کند وتلاش وی سبب شد در سال 2000 برای ارائه مقالات علمی اش از وی دعوت به عمل آمد.وهمچنین در سالهای 2002 و2004 برای ارائه مقالاتش  درکنفرانس به ایران دعوت شد .

دانشمندان ایرانی در مورد قربانیان گاز خردل مطالعات فراوانی انجام داده اند وهمکاری دانشمندان ایرانی وامریکایی 3 مقاله آکادمیک در بر داشته است وچهارمین مقاله نیز بزودی در مجله پزشکی نظامی به ثبت خواهد رسید.

در مطالعات اخیر که در مورد 34000 نفر مصدوم شیمیایی  سلاحهای کشتار دسته جمعی صورت گرفته است بعضی تاثیرات وحشتناک  بدست آمده است که به شرح زیر می باشد:

1-5/42 درصد آسیب ریوی وشش

2-3/39 درصد آسیب چشمی

3-5/25 درصد آسیب های پوستی

ودر بین اکثرقربانیان آنها سرطان ریه وشش نیز شایع است گرچه هنوز شمارش دقیق وقابل اطمینانی وجود ندارد .

واما  مرحله بعد تحقیق محققین ایرانی وایالت متحده درمورد اینکه چگونه گاز خردل سلول های بیولوژی شش را تغییر می دهد می باشد واز طرف دیگرشاید بتوان متوجه راههای بی اثر کردن آن هم شد.

همه این تلاش ها سبب شد که هاینس 300 هزار دلار جایزه در سال گذشته  از جانب سازمان بهداشت جهانی  به خاطر تحقیق ومطالعه روی نمونه بافتهای شش قربانیان گاز خردل روی ایرانیان برنده شودودر امیدواری به گشودن ویافتن بعضی رمزهای بیولوژیکی واساسی برای آن شود

انجمن تحقیقات دفاع شیمیایی ارتش ایالت متحده در"ابردین" در اطراف "ماری لند"این کار هاینس وامیدهایش به  آزمایش نمونه بافتهای قربانیان شیمیایی ایران  را محک زده و وی را تشویق نموده است .

یک تومور شناس دانشکده پزشکی نیویورک  عنوان داشته است که حتی در صورت ممکن بودن تحقیق به آنها در فهم سرطان شش ویا اینکه با باقیمانده شش بتوانند تنفس کنند کمک خواهد کرد واین مطالعات وتحقیقات  نیز برای قربانیان مرکز تجارت جهانی حادثه 11 سپتامبر مفید خواهد بود.

یک دانشمند ایرانی به نام علی رضا حسینی خلیلی برنامه ریزی نمود که به عنوان دستیار هاینس در دانشگاه "کانکتی کات" در ماه می به وی بپیوندد وحتی با پاسپورتش به صورت آزمایشی موافقت شد سپس بر اثر تاخیر اداره خزانه داری کنترل دارایی خارجی این ارتباط را رد نمود  وخرج کردن بیش از 33 هزار دلار در این زمینه را جایز ندانست.

حتی اگر تحقیق متوقف شود باز هم توسط سازمان بهداشت جهانی ودپارتمان دفاع مورد تشویق قرار می گیرد.

هاینس می گوید:دانشمندان ایرانی نظر مثبت عمومی در پاسخ به پیوستن پیشنهادات دارند چرا که سطح تحمل ودرد در کشور ایران در اثر سلاح های شیمیایی تجربه شده بود ولی درآنطرف یعنی امریکا مسئله اینگونه نبود.

 

لازم است در دیدگاه نویسنده مقاله آقای دیوید لاگنیتوس یادآور شوم که ایران بارها عنوان داشته که در پی فنآوری هسته ای نبوده وهدفش غنی سازی انرژی می باشد

چرا باید تنها راه ارتباط بین دانشمندان این دو کشور در این خصوص باشد پتانسیل های فراوانی  وجود دارد که از این طریق مطالعات وتحقیقات وسیعی توسط دانشمندان دو کشور صورت گیرد از جمله :

1- صلح جهانی

2-انرژی گاز

3-امنیت خاور میانه

4- تجارت جهانی بازار بالقوه کالاها

5- مراوده علمی

ودر ضمن باید تذکر دهم که حتما  نویسنده  از یادش رفته است که امریکا به طور غیر مستقیم در بمباران شیمیایی ایرانیان نقش داشته است.

ودر زمان کنونی امریکا به خاطر حل مشکل خودش با چین وشوروی قدم پیش نهاده وآماده مذاکره با ایران شده است.

 

موفق باشید

مترجم:زهرا شریف زاده

منبع:واشینگتن پست

 

 

 

+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در جمعه بیستم مرداد 1385 و ساعت 12:31 |
سياسي ۹

چالش های پیش روی انژی هسته ای

 

در زمان کنونی آنچه ذهن ما درگیر نموده است این است که چرا امریکا علاقه ای به فنآوری هسته ای ما ندارد وبا آن مخالفت می کند؟

در پاسخ  به چنین سوال وذهنیتی باید یادآور شوم که امریکا مدعی است ایران با وجود داشتن منابع نفتی غنی وضعیت اقتصادی اش تضمین شده است و  نیازی به  فنآوری هسته ای ندارد وبیان می کند که هدف از فنآوری هسته ای در ایران صرفا دست یابی به سلاح های اتمی می باشد ولی آیا خود این کشور که دارای منابع  عدیده نفت وگاز است به سمت ایجاد نیروگاههای اتمی نرفته است؟وهمه واقفیم که نیروگاههای اتمی خود رانیز گسترش داده است.

مشکل جای دیگری است.بوش معتاد به نفت  خاورمیانه است وبا تصاحب منابع نفتی خاورمیانه سعی در گسترش نیروگاههای اتمی خود دارد به طوری که بهره برداری از مخازن نفتی خود را صیانتی کرده است .

حال از آنجایی که ما می دانیم نفت نیمه دوم عمر خود را طی می کند وکشوری مانند  عربستان به همراه نفت تولیدی خود 50 در صد آب تولید می کند ویا مخازن نفت مسجد سلیمان تمام شده است حال چرا امریکا باید هم نفت داشته وهم نیروگاههای اتمی باشد ولی ما نباید به انرژی هسته ای که حق مسلم ماست ،دست یابیم!! با توجه به اینکه  کاملا آگاه به بحرانهای نفتی که درآینده در پیش رو داریم،هستیم.

به نظر من امریکا در جای دیگری نیز با ایران دچار مشکل است ومی ترسد ایران با دست یافتن به فنآوری هسته ای به خاطر موضعی  که نسبت به اسرائیل دارد به حمله هسته ای اقدام نماید وباعث فروپاشی اسرائیل شود،اما امریکا غافل از این موضوع است که اسرائیل در ذات خود در حال  فروپاشی است چرا که با اجرای قطعنامه های 242،338،298 مذاکرات اسلو،زمین به جای صلح مادرید و...همه در مسیر خود ودر صورت تن دادن اسرائیل به فروپاشی آن خواهد انجامید.

وخود اسرائیل اعتراف کرده است که 2 خطر جدی وی را تهدید می کند:

1-      خطر انتفاضه

2-خطر یک میلیون ودویست هزار نفر شهروند بومی اسرائیلی که انتفاضه را قبول دارند.

بنابراین این خطر اصلی برای فروپاشی اسرائیل در خود آن وجود دارد.وعملکردهای اسرائیل سبب فروپاشی آن خواهد شد از جکله انتخابات 25 ژانویه 2006 در فلسطین پیام آشکاری بر این موضوع است که حتی رایس هم گفت: "من از خودم پرسیدم چرا متوجه نشده ام این اتفاق طبعا نشان می دهد که ما احاطه اکمل بر موضوع نداریم."

ودر سفر به لندن گفت:"کسی را نمی شناسم که از این پیروزی بهت زده نشده باشد"

واما من در پاسخ به این خانم باید بگویم زمانی که یاسر عرفات در مذاکرات کمپ دیوید پاسخش را داد وگفت:"منتظر حماس باشید وبه عملکرد خودتان  رجوع کنید وریشه یابی نمایید"

حتی هم اکنون هم می بینیم که حماس شعار محو اسرائیل را نداده است فقط عنوان کرده تا اسرائیل مرزهای خودش را مشخص نکند به رسمیت نخواهیم شناخت.

در پایان باید بگویم  که این حق ملی وقانونی ملت ایران است ونباید با شک وتردید به خود مانع از پیشرفت آن شویم وسعی کنیم با برنامه ریزی دقیق وکسب یک برنامه ریزی منسجم به خاوسته های خود برسیم.

موفق باشید

زهرا شریف زاده

 

 

+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در جمعه بیستم مرداد 1385 و ساعت 12:30 |
سياسي ۸

بوش  مهاجرت دموکراتها را فاش نمود

 

رئیس جمهور بوش  رهبر دموکراتها"Harry  Reid" را در مجلس به خاطر ضربه مهلک بالقوه ای که به قانونگذاری مهاجرت انجام داده بود مورد سرزنش قرار داد.

لایحه مورد بحث به میلیونها مهاجر غیرقانونی حق شهروندی می دهد و  بحث ومجادله بین دو حزب  را دان زده است.

اما بوش که قبلا نیز از رهبر اکثریت سنا شکایت کرده بود این بار نیز تماما تقصیر وکوتاهی را به گردن"Reid "گذاشت چرا که وی  اجازه برای  رای گیری برای بیش از 3 اصلاحیه از طرف جمهوری خواهان جلوگیری کرده بود.

بوش در مصاحبه هفتگی اش در رادیو گفت:طرف صحبت من به رهبر اقلیت مجلس است واز او می خواهم که به این روش خود که ایجاد کردن سد ومانع است خاتمه دهد وبه مجلس اجازه دهد کار خود را انجام دهد ولایحه اصلاح مهاجرت را که موثر وعادلانه است به تصویب برساند.

"Reid"در پاسخ به بوش و"Fist"گفت :که شما در مورد لایحه مهاجرت در اشتباه هستید وادامه داد که دموکرات ها با دوبار رای دادن خود به نفع سیاست دوحزبی،طرفداری وکمک خود را به آن ثابت کردند.

همچنین "Reid"گفت:این از ضعف وعدم استقامت وپایداری جمهوری خواهان است که نمی توانند در مقابل جناح راست افراطی گرا بایستند ومانع اصلاحات در عرض دو روز شدندوسیاست پارتیزانی را در مرزهای امنیت قرار دادند ومانع اصلاحات مهاجرت شدند.

سیاست های مهاجرت امنیت بیشتر وقوی تری را فراهم کرده وبرای مهاجران در آینده در این کشور قوانین بیشتری را وضع کرده است وبرای 11 میلیون  مهاجر غیرقانونی مقررات شدیدتر وپیچیده تری را اعمال می کند.مقامات دولتی می گویند:حدود 9 میلیون از مهاجران،کسانی که بیش از ده سال در ایالات متحده بوده اند می توانند حق شهروندی خود را بگیرند.

بوش  که تنها چند ماه قبل از اینکه دوباره انتخابات خود را انجام دهد دچار مشکل شده  واین مساله را مجدد مطرح نمود.اوکه روی سخنش بیشتر به حزب محافظه کار بود گفت:امنیت مرزها باید اصلاح شود واجرای قانون در داخل ایالات متحده باید افزایش پیدا کند.

مسئولین کاری را که از کارگزان با دستمزد پایین حمایت کردند،تایید کرد اما به تندی  او بیان نمود که این بدین معنا نیست که ما به دیگران در خارج از کشور هستند خوش آمد می گوئیم.

بوش گفت:"مساله مهاجرت مساله حساس ومهمی است،مهاجرت نشانه اعتماد به نفس وموقعیت یک ملت است.

بعد از مانور سیاسی گیج کننده  واتهامات متقابل گروهها ،رای  کلیدی انجام شدو38 سناتور که همه انها دموکرات بودند رای دادند واما در حمایت از لایحه 22 رای از  مجموع 60 رای کم بود.

"Sen.Edward"با تاسف گفت:که خط مشی از سیاست جلو زد.

تظاهرات عمومی عظیمی که برای چندین روز دیگر انجا م خواهد شد،وبقیه  طرفداران امید خود را برای قیام اعلام نمودند.

"Sen"گفت:ما توافق داریم وآن اماکن ناپذیر نخواهد شد.رئیس اداره قضایی ادامه داد که در عرض 2 هفته دیگر قانونگذاری را برای بحث آماده خواهد کرد.

"Fist"در آغاز لایحه ای را ارائه داد که تا حد زیادی محدود به امنیت مرزها بود،روشی که شامل قوانین مربوط به مهاجران غیر قانونی است تایید کرد.اما او با این کار محافظه کاران را که عقیده دارند این قانون به کسانی که قانون شکنی می کنند امنیت می دهد نادیده گرفته است.

"Sen"وبقیه مخالفان ناامیدی خود را از سیاست های "Reid"اعلام کردند وگفتند سیاست های وی بدین معنی است که انها قادر نیستند برای پیشنهادات خود رای بگیرند،پیشنهاداتی که اجرای قانون را دچار مشکل می کند وسیاست مهاجرت را غیر قابل تفسیر می گذارد تا زمانی که مرزها دچار امنیت شود.

جمهوری خواهان  به طور کل کسانی که موافق لایحه مهاجرت هستند تصمیم گرفتند انها پیشاپیش رای هایی را بر علیه سیاستهای" Reid"اعمال کنند.

دموکراتها نیز دو دسته هستند طرف اول کندی که  طرفدار گفتگو ومصالحه می باشند وطرف دیگر گروهی بی طرف می باشند.

در مجموع"Reid"و"Sen"و"D.N.Chales"فعالیتهای مبارزات  انتخاباتی را رهبری می کنند گفتند:که انها می خواهند دموکرات های  با نظم وترتیب را با رای هایی مواجه کنند که انها مجبور به انتخاب بین امنیت مرزها وحقوق مهاجران شوند.بلکه می خواهند موضع انها را در مذاکرات آینده با کاخ سفید ضعیف کنند.

 

آیا ایران هدف بعدی است؟محاسبه یک حمله نظامی

 

در هفته  گذشته  رئیس جمهور امریکا بوش و وزاریش موضع خودشان را در مورد برنامه های هسته ای ایران مجدد تکرار کردند وخواستار یک راه حل دیپلماسی ویک حمله  اجتناب ناپذیر به ایران هستند.گرچه چنین راه حل ها یی به دور از تمدنها می باشد.

در همین زمان گرچه بوش روی اظهاراتش که ایران هسته ای غیر قابل قبول می باشد ،ثابت  باقی مانده بود ومی گفت چرا ایران حالت تعویق به باز داشتن انرژی هسته ای  را در پیش نگرفته است.!!!

"ایی نیوز" روز سه شنبه  اطلاع داد که ایران اکنون در حال غنی سازی اورانیم برای راکتورهای اتمی می باشد وقدم های اولیه را برای ساخت سلاح اتمی برداشته است واحساس می شود تصادم وبهم خوردگی بین ایران وامریکا ایجاد شود.

 

ودر همین راستا یک مقاله در "نیویورک تایمز"نوشت که هنوز در پی راه حلی برای بحث در مورد مساله عراق بودیم که در میان این غوغاها  ایران جهت را کاملا تغییر داد.

در حالی که هنوز عمل نظامی ظاهر نشده است اشاره زیادی به استفاده از نیروها وآنچه که باید یا نباید صورت گیرد بحث می شود.

به نظر می رسد که با یک حمله هوایی بتوان برنامه های هسته ای ایران را به مرحله ای پایین تر در حدود یکسال یا چندین سال  عقب بیاندازند.

گرچه این تاخیر انداختن برنامه های هسته ای در ایران  نتیجه احتمالی آن دارای ارزش می باشد ولی باعث تقویت  یک رژیم مستبدانه بدون ایران وافزایش تروریسم در عراق ونواحی عریض تری از خاور میانه خواهدشد.این موضوعی است که ذهن رهبران امریکا را درگیر کرده است.

"میخائیل روبین"که کارشناس ایران در انجمن تشکیلات امریکاست ،می گوید:راه حل نظامی ارزش های زیادی دارد .اما آیا ارزش انقلاب اسلامی ایران به داشتن سلاح هسته ای بزرگ است؟

 

ایران به سلاح هستهای نزدیک شده است.

گزارش ها از ایران در روز سه شنبه اشاره به این مطلب دارد که کشور ایران حرکتی را به سمت ساخت سلاح های هسته ای آغاز کرده است وآگهی های روز سه شنبه حکایت ازآن دارد که ایران  اکنون با 164 دستگاه سانتریفوژ می تواند بیشترین غنی سازی اورانیم را انجام دهد وبرای ساخت سلاح هسته ای نیاز به هزاران  دستگاه  سانتریفوژ می باشد ولی رهبران کشور ایران مدعی هستند که  برنامه فن آوری هسته ای منحصرا در راستای انرژی هسته ای است.اما این مسئله برای صاحب منصبان بین المللی  نگرانی بزرگی بوجود آورده است.

ودر ایم میان کارشناسان امنیتی اظهار می دارند که ایران فقط در پی کسب سلاح هسته ای  است که در برابر دولت ایالت متحده قرار گیرد.

وبا  ساخت سلاح هسته ای ملت را تحریک می کند که توان  حفاظت خودشان را خواهند داشت.

"استفن بیدل"از شورای ارتباطات خارجی  می گوید:در عوض حلقه تروریست ایران تمایل خواهد داشت تا خسارت های زیادی  را وارد کند  وایران میل نخواهد داشت  که امریکا واسرائیل را به یک واکنش اصلی وادار کند.

اگر ایران از سلاح های هسته ای در باربر نیویورک  استفاده کند یا اگر بتواند تاثیر کوچکی  به ایران – تهران بگذارد قطعا سقوط خواهد کردو........وایران خودش این موضوع را به خوبی می داند.

علاوه بر آن ایران ضامن  فعالیتهای تروریستی  است ودانستن اینکه  دشمن تمایل کمتری به تلافی کردن قوی در برابر یک دشمن هسته ای خواهند بود.(((از کی تا حالا ایران تروریست شد من گمان می کنم امریکا مفهوم تررویست را نمی داند )))

وبرای دکتر "رابین"که می تواند مقدمات حمله نظامی را فراهم کند کار مشکلی نیست  وی می تواند با حمله هوایی  از طریق عراق وافغانستان در برابر برنامه های هسته ای ایران   به سهولت  بیشتر وبهترین راه حل ها در عرض کمتر ازآنچه که در عراق وافغانستان  طول کشید ،قرار گیرد.

"سام گاردینر" کسی که سهم زیادی در جنگ در موضوع اخیر سال 2004 داشت می گوید:  که این حملات نظامی در عرض کمتر از 5 روز  انجام خواهد شد یادآور شد که هواپیماهای "فورس کال" برخواهند گشت.

بعضی سایتها" همچنانکه سانتریقوزها در نطنز آشکارا فعالیت دارندوبه هدف نسبی رسیده اند چه بسا تعداد آن کمتر یا بیشتر باشد که از نظرها پوشیده است.

مهمترین تفکری که ایالت متحده باید از سلاح های هسته ای مخصوص   استفاده

 کند  ونفوذ عمیق به داخل پایگاههای زیرزمینی را تقویت نماید.

و"جک استراو"وزیر خارجه انگلیس  این راه حل را"پیچ ومهره کامل  " نامید وکارشناسان  اظهار داشتند که این عمل برای امریکائیان علاقمند در خاورمیانه خطرناک خواهد بود.((خودشون می برند وخودشون می دوزند))

استفاده از سلاح های هسته ای  نسبتا حیرت آور است.

"کلنل گاردینر"گفت: گرچه امریکا می تواند تعیین محل کند وهمه ی هدفهای مربوطه را خراب نماید اما همین  حمله موفقیت آمیز نیز ارزشمند خواهد بودواهمیتی ندارد که چگونه این محل ها دقیق باشد یا نباشد  به  هر حمله ایی اعلان جنگ در برابر ایران  است.

تمایل به این است که این  فکر سریع انجام شود  به مانند عمل جراحی فوری که می خواهند یک غده را از بدن بیمار خارج کنند .((ایران را به مثابه یک غده برای جهان دانسته اند ومی خواهند به قول خودشون با یک حمله هوایی این غده را بردارند )).

ودر کنار گفته هایش ادعا کرده است که ایران نیز ساکت نخواهد نشست  ویقینا تلافی خواهد کرد واین از طریق لشگر کشی تروریسم  در عراق خواهد بود.

او ودیگر نوکرانش ادعا می کنند که گروههای نزدیک  به امریکا در عراق اولین هدفها خواهند بود .

 

 نزاع داخلی ایران

بعد از بررسی تمام راه حل ها  به مسائل داخلی ایران بند کردند .

"رابین " می گوید:جوانان ایرانی سالهاست که به دنبال  اصلاحات  دموکراتیک در برابر حکومت ایران از روحانیت مستبدانه  منازعه داشته اندواین قشر جوان به حمایت از بنا شدن امریکا واسرائیل داشته اند وبر خلاف عراق که یک کشور شکست خورده برای خلق امپریالیسم بریتانیا بود ایران قدمت هزار ساله  در تاریخ ملی خود دارد وبا یک حمله  از یک قدرت خارجی می توان دوباره یک دولت جدید راه انداخت

ودر ضمن یادآور شد مردم ایران ملتی تندخو هستند.

همچنانکه دیدیم زمانی که امریکا به واژگون کردن دولت ایران در سال 1953 اقدام نمود ایرانیان اقدام به بحران سیاسی  گروگانگیری در سال 1979 نمودند.

اکنون ایران وامریکا یکبار دیگر  در مقابل یکدیگر قرار گرفته اند وامریکا می تواند تمام آزادی هایی که قبلا ایران از آن گرفته است پس بگیرد.وایران وامریکا بدون میانجیگیری اروپا  به صورت دیپلماسی با هم صحبت نکنند .ایران از طریق افغانستان در شرق وعراق در غرب محاصره شده است.

گرچه بعضی راه حل ها حاکی از  راه حل دیپلماسی می باشد.

در این میان "رابرت هانتر"وزیر کشاورزی ایالت متحده به ناتو می گوید:

"اگر شما سعی کنید وشکست دهید در کمترین زمان شما خواهید داشت یک شرحی برای اینکه بتوانید این موضوعات را توضیح دهید.

 

تمام این مطالب حاکی از داغ کردن بیش از اندازه امریکا ومتحدانش از فن آوری هسته ای ما می باشد و من امیدوارم بتوانیم به موفقیت های چشمگیرتری دست یابیم.

 

مترجم:زهرا شریف زاده

 مطالب ازروز نامه "کریستین ساینس مانیتور"گرفته شده است

 

 

 

+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در جمعه بیستم مرداد 1385 و ساعت 12:29 |
سیاسی -اجتماعی ۷

نسبت عدالت جنسيتي و تقواي سياسي

 

زنان در جريان زندگي دشوار و پرقيد خود، همواره بيش از مردان در معرض محدوديت‌هاي گوناگون قرار دارند و به ندرت اين فرصت را پيدا مي‌کنند كه در امور جامعه خود، مشارکتي فعال داشته باشند تا نيروي عظيم خويش را در توسعه و تغييرات اجتماعي به کار گيرند. اين امر موجب شده تا شور و نشاط زندگي‌خواهي در زنان از بين رفته و بدتر از همه اين‌که، در بيشتر مواقع، در يک وضعيت نامطلوب با مردان مقايسه شوند.

البته جاي بسي خرسندي است که شرايط پيشين تغيير کرده و زنان، در عرصه‌هاي مختلف به دولت بيداري دست يافته و براي رسيدن به حقوق اجتماعي خود تلاش مي‌کنند.

اما بحثي که امروز در رابطه با حضور زنان در عرصه‌هاي مختلف مطرح است مشارکت زنان و مشارکت آنها بويژه در تصميم‌گيري‌ها از پايين‌ترين تا بالاترين سطح است، البته راهکارهاي مشارکت مؤثر آنها در سياستگذاري‌ها و برنامه‌هاي ملي و ابزارهاي بين‌المللي نيز داراي اهميت است.

لذا هم‌اکنون کارگزاران امور اجرايي کشورها در برابر خواسته جديدي قرار دارند که همانا حضور زنان در سياستگذاري‌هاي کلان مي‌باشد؛ عرصه‌اي که تقريبا به صورت انحصاري در اختيار مردان بوده و هست.

در ابتدا حقوق انساني زن، که مشارکت سياسي نيز جزيي از آن است، در اعلاميه‌هاي حقوق شهروندي مردان شناخته نشد هرچند که اين اعلاميه هرگز به طور رسمي تصويب نشد و تنها به عنوان اعلاميه‌هاي نمادين در صحنه تاريخي باقي ماند اما به دنبال اين مسائل، زنان براي کسب حق رأي مساوي، به فعاليت‌هاي گسترده‌اي پرداختند.

شايان ذکر است که همواره تفاوت بين مشارکت سياسي زنان و مردان نيز از اهميت بالايي برخوردار است که البته اين تفاوت‌ها، تحت تأثير اعمال برخي تفکرات معرفي شده است. شايد اولين عنصر مهم در تفاوت مشارکت سياسي زنان و مردان، توجه به نقش بازآوري زنان است که وظايف بچه‌داري و خانه‌داري به خصوص در جوامعي با حاکميت تفکر سنتي براي مردان، فرصتي براي کسب مشاغل ديگر براي زنان باقي نمي‌گذارد.

بي‌شک مي‌توان اظهار داشت، عملکرد توزيعي نظام سياسي در زمينه آموزش، تعليم، تربيت و اشتغال مي‌تواند به عنوان عوامل ساختاري که فرصت‌هايي را براي زنان به ارمغان مي‌آورد نيز محاسبه شود. همچنين لازم به ذکر است که نگرش نخبگان يک جامعه نسبت به وضع مشارکتي سياسي زنان در سطح کلان نيز مي‌تواند مهم باشد و اين در حالي است که همواره تفکرات سنتي حتي بر انديشه نخبگان جامعه ايراني غلبه يافته است.

با توجه به طرح اين مباحث، بايد اذعان داشت که برخلاف بسياري از تفکرات مردانه، مشارکت سياسي زنان داراي عواقب مثبتي براي آنهاست. زيرا زنان را از زمره افرادي با تفکر محدود و تابع، به سوي شهروندان مسئول سوق مي‌دهد و مقدمه‌اي براي تقويت فرايند اخذ تصميم و راهي به سوي همبستگي بيشتر جامعه و تغيير در کيفيت زندگي عمومي اجتماع مي‌شود. در قوانين اساسي کشورها که اصول کلي و قانوني حاکم بر نظام مشارکت را مشخص مي‌کند نيز زمينه‌هاي قانوني مشارکت سياسي زنان وجود دارد که ما در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نيز شاهد آن هستيم.

بند هشتم اصل سوم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مشارکت عامه مردم را در تعيين سرنوشت سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي بيان مي‌کند و هيچ تبعيضي بين زنان و مردان قايل نمي‌شود.

همچنين اصل بيستم همه افراد ملت اعم از زن و مرد را يکسان در حمايت قانون قرار مي‌دهد و مي‌گويد همه از حقوق انساني، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي با رعايت موارين اسلامي برخوردارند. البته همواره داشتن حقوق مساوي در قانون اساسي بايد به وسيله ديگر ساختارهاي اجتماعي مناسب پشتيباني شود و اين در حالي است که تفاوت بين حقوق قانوني و اجراي آن هميشه يکي از معضلات مشارکت سياسي زنان بوده است که اين امر به دلايل مختلفي بستگي به زمينه‌هاي فرهنگي و تاريخي و بستر کلي آن دارد زيرا به رغم وجود نگرش‌هاي مثبت هنوز زنان به طور عملي نتوانسته‌اند آنچه را قانون و خواسته رهبران است، به دست آورند و همواره مانعي براي حضور فعال زنان در عرصه فعاليت‌هاي مختلف به خصوص در عرصه سياست وجود داشته است.

//www.baztab.com/news/33999.php

 

+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385 و ساعت 8:40 |
فرهنگی ۶


ايرانيان، مديون فردوسي

امروز بعد از مسلماني، دو چيز ديگر باعث افتخار است؛ يکي ايراني بودن و ديگري زبان فارسي و اگر فردوسي نبود، اين دو يا نبود يا اگر بود، چيز ديگري بود که معلوم نيست که چقدر جاي افتخار داشت. بي‌ترديد تاريخ شكوهمند ايران زمين سرشار از حماسه‌ها و دلاوري‌ها و از خودگذشتگي‌هاي ملتي بزرگ است كه فردوسي آن را به زيباترين شيوه به رشته نظم كشيده است.

او با درک نياز زمانه خود تاريخ و سرگذشت قوم ايراني را که به فراموشي سپرده شده بود، به زبان شيرين و شيواي فارسي با استادي تمام به نظم درآورد و فرهنگ و قوميت ايراني را از خطر سقوط و زوال نجات داد و اين بزرگ‌ترين منتي است که فردوسي بر ما دارد که همانا او سبب احيا و ابقاي تاريخ ملي ماست.

هرچند جمع‌آوري اين تاريخ را فردوسي نکرده و عمل او تنها اين بوده است که کتابي را که پيش از او فراهم آمده بود، به نظم آورده است، وليکن همين فقره کافي است که او را زنده‌کننده آثار گذشته ايرانيان به شمار آورد. چنانکه خود او اين نکته را متوجه بوده و فرموده است: «عجم زنده کردم بدين پارسي»

بي‌ترديد در تمامي طول تاريخ ادب و فرهنگ جهان، شاعري به كردار حكيم ابوالقاسم فردوسي پاي بر زمين خاكي نگذاشته است. چه حكيم عاليقدر طوس در كار ادب و خرد سرآمد روزگار خود و سرآمد روزگاران است و نوع بشر تاكنون مانند او را نديده است.

ايران زمين در تمامي روزگاران سرآمد قدرت نظامي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي و سمبل كشورهاي بزرگ جهان بوده است. كمي خود را باور كنيم و دست به كار شويم و با بزرگان خرد و دانش مانند حكيم ابوالقاسم فردوسي آشتي كنيم كه او ما و ايران را دوست مي‌دارد و در دل شاهنامه‌اش راهكارهايي دارد كه انسان را به شگفتي وا مي‌دارد.

فردوسي اوايل حيات را به کسب مقدمات علوم و ادب گذرانيد و از همان جواني شور شاعري در سر داشت و از همان زمان براي احياي مفاخر پهلوانان و پادشاهان بزرگ ايراني بسيار کوشيد و همين طبع و ذوق شاعري و شور و دلبستگي او بر زنده کردن مفاخر ملي، باعث بوجود آمدن شاهکاري برزگ به نام «شاهنامه» شد.

شاهنامه فردوسي که نزديک به پنجاه هزار بيت دارد، مجموعه‌اي از داستان‌هاي ملي و تاريخ باستاني پادشاهان قديم ايران و پهلوانان بزرگ سرزمين ماست که کارهاي پهلواني آنها را همراه با فتح و ظفر و مردانگي و شجاعت و دينداري توصيف مي‌کند.

شاهنامه فردوسي هم از حيث کميت هم از جهت کيفيت بزرگترين اثر ادبيات و نظم فارسي است، بلکه مي‌توان گفت يکي از شاهکارهاي ادبي جهان است، حتي به جرأت مي‌توان گفت: که شاهنامه معظم‌ترين يادگار ادبي نوع بشر است.

‏فردوسي کسي است که در يكي از سال‌هاي دهه
دومِِ سده چهارم هجري‏ خورشيدي در خانواده‌اي ‏‏«دهقان» در روستاي «پاژ» (/پاز/باز/فاز) از بخش طابَران (/طَبَران) شهر «توس» ‏‏(/طوس) زاده شد. از اشاره‌هاي خود شاعر و نوشته‌هاي كساني چون «نظامي‌ عَروضي» برمي‌آيد و خانواده فردوسي، همچون ديگرْ خاندان‌هاي دهقان در آن زمان، ‏داراي ثروت و مُكنت و آب و زمين كشاورزي بوده و مي‌توانسته‌اند از راه درآمد زمين‌‏هاي خود، در آسودگي و كامروايي
نسبي به سر برند.‏

مي‌توانيم بدين برآيندِ منطقي و باوركردني برسيم كه دوران كودكي و جواني
‎‎ چُنين بزرگْمردي در چُنان خانواده گشاده دست و بهروز و فضاي فرهنگ‌پروري، به بيهودگي نگذشته و او با رهنموني استادان و پرورشگراني فرهيخته و دل‌سوز به كار آموزش و پرورش فرهنگي و ادبي و هنري سرگرم بوده است. هنگامي كه در سال 359 ه. خ. دقيقي سراينده هزار بيت گُشتاسْپ‌نامه، در رويدادي كشته شد، فردوسي سي و نُه يا چهل سال داشت و بي‌گُمان تا آن زمان آزمون‌هايي را در كار حماسه‌سرايي و ساختار هنري بخشيدن به روايت‌هاي پهلواني ديرينه از سر گذرانده و به احتمال زياد، نخستين نگارش برخي از داستان‌ها را به پايان رسانده بود. او با دريافت ويژگي‌ها و تَنِش‌هاي زمانه، ضرورتِِ تدوينِِ بي‌درنگِ حماسه ملّي و احرازِ هويّتِِ قومي و فرهنگي و زباني ايرانيان را به خوبي احساس مي‌كرد و تشخيص مي‌داد و شايستگي و توانايي لازم براي بر دوش گرفتن بارِ امانتي چُنين بزرگ و سنگين را در خود مي‌ديد.

از اين رو كارِ ناتمام‌مانده شاعرِ پيشگامِ خود را بر دست گرفت و اين راه دشوار و سنگلاخ را تا پايان پيمود و بار را به شايستگي به منزل رساند.

فردوسي پس از آن‌که تمام وقت و همت خود را در مدت سي و پنج سال صرف ساختن چنين اثر گرانبهايي کرد، در پايان کار آن را به سلطان محمود غزنوي که تازه به سلطنت رسيده بود، عرضه داشت، تا شايد از سلطان محمود، صله و پاداشي دريافت نمايد و باعث ولايت خود شود. سلطان محمود هم نخست وعده داد که شصت هزار دينار به عنوان پاداش و جايزه به فردوسي بپردازد. ولي اندکي بعد، از پيمان خود برگشت و تنها شصت هزار درم يعني يک دهم مبلغي را که وعده داده بود براي وي فرستاد.

و فردوسي از اين پيمان شکني سلطان محمود رنجيده خاطر شد و از غزنين که پايتخت غزنويان بود بيرون آمد و مدتي را در سفر به سر برد و سپس به زادگاه خود بازگشت.

علت اين پيمان‌شکني آن بود که فردوسي، مردي موحد و پايبند مذهب تشيع بود و در شاهنامه در ستايش يزدان سخنان نغز و دلکشي سروده بود، شاهنامه‌اي که در آن يک دوره تاريخ پرشکوه ايران از آغاز تا روزگار آمدن اسلام به ايران در سينه خود جاي داده بود و گوشه‌هاي زيبايي از زندگي انسان ايراني را نيز در خودش بازتاب داده است و در آن تمام جنبه‌هاي زندگي نياکان خود را از موضوعات خانوادگي و روابط افراد با يکديگر گرفته تا مسائل بلند انساني و شيوه زندگي توأم با مسالمت و همزيستي همگاني را در خلال حوادث آن ملاحظه مي‌کنيم، ولي سلطان محمود، پيرو مذهب تسنن بود و به علاوه تمام شاهنامه در مفاخر ايرانيان و مذمت ترکان آن روزگار که نياکان سلطان محمود بودند، سروده شده بود.

همين امر باعث شد که وي به پيمان خود وفادار نماند اما چندي بعد سلطان محمود از کرده خود پشيمان شد و فرمان داد که همان شصت هزار دينار را به طوس ببرند و به فردوسي تقديم کنند ولي هديه سلطان روزي به طوس رسيد که فردوسي با سر بلندي و افتخار حيات فاني را بدرود گفته بود و در گذشته بود.

و جالب اين است که دختر والا همت فردوسي از پذيرفتن هديه پادشاه خودداري نمود و آن را پس فرستاد و افتخار ديگري بر افتخارات پدر بزرگوارش افزود.

امروزه ما افتخار مي‌کنيم که همه ايراني هستيم و هر کجا که هستيم با زبان شيرين و پرشکوه فارسي سخن مي‌گوييم. سعدي شيرين‌سخن، حافظ رازدار، مولاناي عارف و ديگر شاعران و نويسندگان خوشنام ايراني همه از سرچشمه زباني سيراب و سرشار شده‌اند که فردوسي، بناي استوار آن را پيش از آنان پي افکنده است.

آري فردوسي همان شاعري است که بسيار ساده توانسته در توحيد خداوند سخن بگويد:
خداوند دارنده هست و نيست
همه چيز جفتست و ايزد يکيست

و همچنين روشن و خالصانه توانسته به پيامبر و خاندان او اظهار ارادت نمايد چنانکه در يک بيت گفته است:
منم بنده اهل بيت نبي
ستاينده خاک پاي وصي

و هنوز پس از هزار سال، ملت فارسي زباني مثل ايران که دانايي و توانايي را با هم همراه مي‌بيند، مي‌تواند در مقام ستايش از دانش اين شعار بلند فردوسي را روي جلد کتاب‌ها و سردر آموزشگاه‌هاي خود با سرافرازي بنويسد که:
توانا بود هر که دانا بود
ز دانش دل پير برنا بود

و با صداي بلند به فراگيران و نوآموزان خود اعلام کند که:
ز دانش به اندر جهان هيچ نيست
تن مرده وجان نادان يکيست

و ما از خداي بزرگ مي خواهيم که ما در شناخت بهتر و بيشتر معارف ديني و ملي ياري نمايد.

http://www.baztab.com/news/39137.php

 

 

 

+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385 و ساعت 8:35 |

سیاسی ۵ 

بزرگترين فاجعه بشري

ترومن سياستمداري بود كه به گفته ي خودش برحسب اتفاق و به طور ناگهاني وغيره منتظره بر كرسي  رياست جمهوري ثروتمندترين ونيرومندترين كشورجهان تكيه زد وفرداي روزي كه سوگند رياست جمهوري را  ايراد نمود در يك گفتگوي كوتاه با خبرنگاران مطبوعات امريكا گفت:از ديشب كه اين مسئوليت سنگين به من محول شده احساس مي كنم كه تمام مشكلات دنيا ،ماه وستارگان بر سر من فرود آمده اند اگر شما در عمر خود دعا كرده ايد وبه اثر دعا معتقديد براي من هم دعا كنيد.

اين همان رئيس جمهوري است كه به دعا معتقد است وبا صدور فرمان پرتاب بمب اتمي  در دو شهر بزرگ وپر جمعيت ژاپن بزرگترين فاجعه بشري  را آفريد .

در روز سوم اوت سال 1945 ترومن پس از بازگشت از كنفرانس پتسدام  قبل از هر چيز سراغ بمب اتمي را گرفت،به او اطلاع دادند كه چند بمب اتمي آماده شده است ولي اكثر دانشمنداني كه در ساختن اين بمب شركت داشته اند با استفاده از آن در بمباران شهرها ومناطق پز جمعيت مخالفت كردند اما ترومن خدا شناس به اين حرفها گوش ندادودر روز ششم اوت سال 1945 نخستين بمب اتمي را كه رمز آن "پسر كوچولو" گذاشته بود بر سرمردم هيروشيما افكند اين بمب شهر هيروشيما را كه بيش از 340000 نفر جمعيت داشت به جهمني از دودو آتش تبديل كرد و80000 نفر در دم جان باختندواز باقيمانده جمعيت آن نيز  قريب 200000 نفر دچار عوارض سوختگي وعوارض ناشي از تشعشعات اتمي شده وبه تدريج تلف ويا ناقص ومعلول شدند .ژاپني ها هنوز در حيرت بودند كه دومين بمب اتمي در روز نهم اوت سال 1945 بر سر ناكازاكي فرودآمد و74000 نفر تلف شدند.

دولت شوروي به دنبال پرتاب اولين  بمب اتمي بر روي ژراپن ودر شرايطي  كه شكست وتسليم ژاپن قطعي به نظر مي رسيد عليه اين كشور وارد جنگ شد وار تش سرخ در طول مرزهاي شوروي  با منچوري تحت اشغال ژاپني ها بود شروع به پيشروي كردژاپن  پنج روز بعد يعني 14 ماه اوت سال 1945  از وحشت بمب هاي اتمي ديگر تسليم شد ودولت شوروي  در ازاء جنگ پنج روزه با ژاپن علاوه بر تصرف جزاير كوريل امتيازاتي   را كه دولت تزاري در سال 1904 به ژاپني ها داده بود باز پس گرفت امتياز مهم ديگري كه شوروي در اين جنگ به دست اورد تسلط بر كره شنمالي واستقرار حكومت كمونيستي بود.

اسنعمال بمب اتمي ژاپن كه به انهدام اين دوشه ر پرجمعيت انجاميد بزرگترين فاجعه بشري در طول جنگ جهاني به شمار مي آيد كه هنوز هم از مباحث مطبوعات ومحافل سياسي واجتماعي جهان مي باشد.

 

 موفق باشید

 

+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در چهارشنبه هجدهم مرداد 1385 و ساعت 0:24 |

 یاد داشت فرهنگی ۴

ضمن تبريك ولادت با سعادت بزرگ انسان عالم بشريت حضرت علي(ع) به تمامي نيكوكاران وخيرانديشان جهان ،فرصت بجا ومقتضي پيش آمده تا    با تعمق ونگرش از زواياي مختلف زندگي آنحضرت بتوان اين انسان بزرگ را شناخت.

علي(ع)اين انسان بزرگ با روح پاك وبا عظمت بايد از لابلاي موضوعات ومطالب نهج البلاغه شناخته وشناساند نه از راه ستايش،آن هم ستايش افرادي كه او را نشناختند ونمي شناسند وفقط

مي ستايند ومي سرايند.

شناخت علي(ع) اين نيست كه او وصي وجانشين پيامبر اسلام (ص) است وجايگاه او نسبت به خلافت به منزله آن پايگاهي است كه گردش به دور آن مشكلات را از ميان مي برد وهمچون گندم در زير سنگ آسيا خورد وآرد مي شود.

علي(ع)آن نيست  كه اكثر مردم قدرش را نشناخته وجلوه هاي مختلف او را نديده وعظمت وارتباط الهي او را نفهميده اند.

علي(ع)آن نيست كه پيشنهاد عبدالرحمن عوف را نمي پذيرد واز تكيه زدن بر مسند خلافت چشم مي پوشد وشخصيت وحقيقت انسانيت را بالاتر و والاتر از رياست وحكومت مي داند .

علي (ع)آن نيست كه وقتي به خلافت خوانده مي شود مي گويد:

"مرامعاف داريد ومانند هميشه ديگري را براي مسئوليت بزرگ انتخاب كنيد كه به هزاران رنگ قابل تغيير است.بگذاريد ديگري امير شود زيرا :

من هرگز از عدالت وانصاف صرفنظر نمي كنم وبر هوسهاي آلوده اشراف تكيه نمي زنم.مقررات مقدس اسلام واحكام را به دقت به موقع به  اجرا

 مي گذارم ومردم ستمكار ومتخلف را در هر شرايط ودر هر مقام كيفر خواهم داد.

براي شناخت علي(ع) زماني طولاني لازم است وراهي دراز بايد پيمود وچنين نيست كه كسي بتواند در عمر كوتاهش در باره علي (ع) اين جهان علم وعدالت اين دنياي سخن وفصاحت كاري را به سامان برساند.

پس علي كيست؟

گمشده اي كه مي گويد اگر پرده برداشته شود چيزي به يقين من افزوده

 نمي شوداين گمشده همراه رسالت وشاهد رسالت است.

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

متحيرم چه نامم شه ملك لافتي را

جبران خليل جبران مي گويد :علي(ع)اول شخص عرب  است كه در كنار روح كلي عالم،همسايه خداست.

او علي است وچيزي جزعلي هم نيست با يك ماهيت ويك رنگ.

در راه خدا سخت تر از آن است كه كسي بتواند از او شكايت كند.

پايه رسالت پشتيبان استوار نبوت ودانا به امور دين ودنياست.

كسي كه در باره احكام الهي واجراي آنها مسامحه وگذشت ندارد.

رزمنده اي كه با نيروي علم وفضيلت پر وبال آراسته وبه نام كسي كه خدا ورسولش او را دوست دارند پرچم نيروي اسلام را به دست مي گرفت.

كسي كه با تاريكيهاي شب مانوس بود ودر نميه هاي شب با خدايش به سخن مي نشست واشك فراوان مي ريخت ودر محراب عبادت با بياني دردناك وزباني سوزناك با درون خود سخن مي گفت وخداي را عبادت مي كرد.

علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را

كه به ما سوا فكندي همه سايه ي هما را

علي(ع) همان كسي است كه انگشتر خود را در حال نماز به سائل مي دهد اين چه معنايي مي تواند داشته باشد ؟مگر نه اينكه علي همان كسي است كه وقتي پيكاني كه در جنگ  به پايش فرو رفته بود در حال نماز از پاي او بيرون درآوردند پس چرا در حال نماز كه اينقدر از خود بي خود مي شود وذكر وفكرش خداست  چنين عملي انجام مي دهد؟

با كمي تعمق مي توان دريافت كه اين رفتار حضرت بيانگر اهميت كمك

 مي باشد وديگر آنكه آن شخص سائل شان وكرامت انساني اش محفوظ بماند.

برو  اي گداي مسكين در خانه علي زن

كه نگين پادشاهي زكرم دهد گدا را

علي(ع) همان كسي است كه با همه دانش ودانايي اش در كشور داري،حكومت وسروري مسلمين  وآنهمه اقتدار در تاريكي شب  غذا بر دوش به صورت ناشناس به فقرا ونيازمندان مراجعه مي كند وكمك

مي نمايد.

علي(ع) همان كسي است كه مي گويد:

"من از ستمكاري بيزار وبه اجراي عدالت سخت استوارم اگر آنچه در جهان است هفت اقليم با هر چه در زير آسمان آنهاست ازآن علي قرار دهند تا پوست جويي را از دهان مورچه اي به ستم بيرون آورم به خدا سوگند كه به چنين كاري تن نمي دهم."

علي (ع) همان شخصيتي است كه جرج جرداق» نويسنده اي مسيحي   درباره شخصيت حضرت علي(ع) چنين مي نويسد: «من يك مسيحي هستم ولي اي كاش روزگار در هر قرن يك علي به ما تحويل مي دادعلي(ع) با همه بزرگي و بزرگ منشي اش، آن چنان در برابر پروردگار به تواضع

 مي ايستد و سخن مي گفت كه دعاي او هم شگفتي ساز است در برخي از دعاها مي گويد: «خدايا! اگر گناه كردم، تو بگذر، اگر به سوي تو برگشتم، تو هم به سوي من برگرد.»

بخ دا گه در دوعالم اثر از فنا نماند

چو علي گرفته باشد سر چشمه ي بقا را

در پايان شايسته است كه از اين آستان عظمت نماي الهي كه سراسر كرم وعنايت است استدعاي مدد نماييم وياري براي صفاي جان طلبيم

به اميد آنكه شايد برسد بخاك پايت

چه پيامها سپردم همه سوز دل صبار ا

آري

آنجا كه

انديشه ها مي شتابند

واز درك فرو مي مانند

جايگاه علي است

 

                 این مطلب در سایت فردا نیوز منتشر شده است

                   http://fardanews.com/show/?id=23170

 

+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385 و ساعت 13:33 |

 سیاسی ۳

زنان وسیاست

نقش زنان در تاریخ ایران دارای فراز ونشیب هایی بوده است در ایران پیش از تاریخ تا اسلام تحولات اساسی در وضعیت زنان صورت گرفته است.

در آداب آریاییان زنان کارهای قبیله ای را به عهده می گرفتند وبه مقام روحانیت نیز می رسیدند وزنجیر اتصال خانواده به وسیله زنان صورت می گرفت ولی با گذر از این مرحله زنان دوشادوش مردان کار می کردند وبا آنان در امور مختلف همکاری داشتند وبا ورود به دوره ساسانی نه تنها زن ایرانی از شخصیتی  بهره مند نبود بلکه موقعیت اجتماعی وخانوادگی وی به مراتب پست تر واسفبارتر از زنان عهد قاجار در ایران بوده است.در این دوره کار ومشاغل زنان متناسب با طبقه ای بود که در آن تولد یافته بودند واز حقوق وامتیازات اجتماعی کمتری نسبت به مردان برخوردار بودند وخانه داری ومادر شدن وتربیت فرزندان توصیه می شد.

وضعیت وموقعیت زن در ایران بعد از اسلام تحت تاثیر دین قرار گرفت زن در اسلام چون دارای حقوقی چون(فقهی،خانوادگی،انسانی،و....)است وبه وی اجازه داده شده تا آزادی های دیگر همچون حقوق سیاسی،حق کار وغیره نیز کسب کند ولی متاسفانه این حقوق رفته رفته از زنان سلب شد وموقعیت اجتماعی زنان بدتر گردید.واین تنزل زنان در اشعار شاعران نیز نمایان شد .

بدینگونه که در شاهنامه  فردوسی آمده است:

زن واژدها هر دو در خاک به

وزین هر دو روی زمین پاک به

واما در ایران قبل از انقلاب زنان هیچگاه نسبت به مسائل سیاسی بی تفاوت نبودند چنانکه مشارکت زنان در قیامی که بر ضد امتیاز تنباکو وتوتون صورت گرفت بسیار موثر بود.

حتی در نهضت مشروطه یک دست 60 نفری از زنان چادر به سرایرانی،تفنگ به دست  محافظ یکی از سنگرهای تبریز بودند.

در دوران سلطنت قاجاریه زنان مستقیم وغیر مستقیم در نهادهای سیاسی وظایفی را بر عهده داشتند از جمله مهد علیای اول مادر فتحعلیشاه از زنان با قدرت سیاست در ایران معاصر بود که توانست از شورش های نظامی ممانعت به عمل آورد وپایتخت را تا ورود پسرش به خوبی نگهداری نماید.

واما زنان هخامنشی به زنانی ستمگر وسرشار از میل به انتقامجویی تصویر شده اند وچنین تصور می شود که انگیزه زنان در سیاست نوعی تمایل به ستمگری وخشونت بود وجالب توجه اینجاست که نقش انان کاملا مستقیم نبود.

گذشته از نقش زنان در سیاست در دوره های قبل لازم است بدانیم که مشارکت اجتماعی زنان قبل از انقلاب به آموزش وسطح سواد،میزان اشتغال،شرکت در انتخابات بستگی داشت اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی گامهای اولیه در راه نهادینه کردن نظام جدید برداشته شدوبدون هیچ شک وشبهه وتعریف در بسیاری از موارد بیش از مردان فعال بوده اند به طوری که زنان در مسائل سیاسی –اجتماعی جامعه خود بسیار فعال شدندگرچه موانع مهمی بر سر راه مشارکت سیاسی-اجتماعی زنان وجود داشت ودر زمان حکومت پهلوی مصداق بارزی نداشت چرا که اصل حکومت با رای ملت نبود ولی بعد از انقلاب اولین انتخابات که تعیین نظام سیاسی بود وبا 98 در صد رای مردم به جمهوری اسلامی  صورت گرفت،نشان داد که نیمی از آراء  متعلق به زنان  می باشد.

به همین جهت در بعد انتخابات یعنی کاندید شدن وبه عنوان نماینده  رای آوردن آمار کاهش یافته است چرا که زنان رای دهندگان خوبی هستند تا اینکه به آنان رای داده شود با این حال قانون اساسی هیچ محدودیت ویا ممنوعیتی برای شرکت زنان در مسائل سیاسی – اجتماعی قرار نداده است وهمین امر سبب شد که شورای فرهنگی – اجتماعی زنان در 19 خرداد 1366 شکل گیرد واز تیر ماه سال 1367 شروع به کار کند وهمچنین مراکز امور مشارکت زنان ودفتر امور بانوان وزارت کشور ودفتر امور زنان آموزش وپرورش نیز شکل گیرند وفعالیت خودشان را آغاز نمایند.

امیدوارم با توجه منطقی وقابل توجه به این قشرآسیب پذیر بتوانیم در جامعه زنان را به گونه ایی که هستند معرفی نماییم نه اینکه از وجودشان در جهت بهره برداری سیاسی ویا تبلیغات اقتصادی  استفاده نماییم.

به امید موفقیت روز افزون برای تک تک زنان ایرانی

موفق باشید

زهرا شریف زاده

این مطلب در روزنامه همبستگی روز ۱۵ تیرماه ۱۳۸۵ منتشر شد 

 

+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385 و ساعت 1:26 |

سیاسی ۲ 

سیاست نفتی امریکا در منطقه

 

امینت ملی امریکا تا اندازه ای در گرو امنیت انرژی است که این انرژی با میزان واردات نفت امریکا تعیین می شود وحال این نفت باید از کشورهای خاور میانه تامین گردد چرا که منبع عظیم نفت در این کشورها موجود می باشد.

واردات نفت نقش بسیار مهمی در اقتصاد کشور امریکا دارد وشوک های ناشی از کاهش ویا افزایش نفت  برای  اقتصاد امریکا زیان آور است.

بدین جعهت امریکا این منطقه کهن(خاورمیانه)را همواره در نظر دارد تا با هر قدرتی که شده بر این منابع دست یابدتا بتواند بر بازار اقتصادی خاورمیانه بویژه کشورهای تولید کننده نفت هزمونی امریکا را نسبت به هژمونی در حال رشد اروپا افزایش دهد.وطبعا هژمونی اقتصادی هژمونی سیاسی به دنبال خواهد داشت که یکی از اهداف امریکا از این  نظر گنجاندن متحد استراتژیک خود یعنی اسرائیل در این ساختار سیاسی واقتصادی می باشدچرا که اسرائیل سالانه حدود 2 میلیارد دلار

برای واردات نفت از روسیه پرداخت می کند وبودجه های کلانی صرف امنیت داخلی اش می کندوتسلط امریکا بر بازار نفت خاورمیانه این اطمینان را به اسرائیل می دهد که نفت مورد نیاز وامنیت خود را با هزینه کمتری تامین کند واز این طریق اقتصاد روسیه را نیز تحت  فشار قرار دهند .همانطور که می دانیم روسیه دروازه ارتباط با کشورهای اعراب وتازه استقلال یافته از طریق ایران می باشد وقتی نفت کشورهای  عربی  من جمله عراق در دست امریکا قرار گیرد به راحتی نیاز اسرائیل را تامین می کند واز طرفی امریکا نفت کشورهای خاورمیانه را با  قیمت مناسب خریداری کرده تا نیازی به فروش آن به روسیه نباشد واین اولین گام در تضعیف اقتصاد روسیه می باشد در کل تسلط امریکا بر بازار نفت خاورمیانه قدرت های منطقه ای وفرامنطقه ای چون ایران،روسیه ،فرانسه،چین وژاپن را به چالش می کشاند وآنها را از بعد اقتصادی وسیاسی تضعیف می نماید.

وگام دوم که همانا تحمیل کردن اسرائیل به اعراب می باشد، پدیدار می گردد.ودر نهایت آنچه که  این عوامل به دنبال خواهد داشت محبوبیت امریکا در خلیج فارس

می باشدوکشورهای عرب از دارایی های نفتی شان کمتر علیه امریکا استفاده خواهند کرد واز دشمنی شان با امریکا کاسته می شود وتصویر بهتری از امریکا در منطقه ارائه می گردد وبه فرض اگر جنگ یا بحرانی بسان عراق ویا افغانستان در منطقه روی دهد اسرائیل فشار مازادی بر دوش امریکا نخواهد داشت وحتی اگر به این کشور حمله شود توان دفاع از خودش را خواهد داشت.

موفق باشید

زهرا شریف زاده

+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385 و ساعت 7:45 |