شوراي خاخامهاي رژيم صهيونيستي در كرانه باختري با ادعاي آن كه تورات كشتار زنان و كودكان را در زمان جنگ جايز ميداند، از رژيم صهيونيستي خواست دستور كشتار غيرنظاميان لبناني و فلسطيني را صادر كند.همه ی این مسائل ناشی از خود برتر بینی خاخام ها
می باشد.لازم بذکراست چنانچه" گرافت" یهودی صهیونیست برجسته میگوید گفتارخاخام ازپیامبربالاتراست .
خاخامهاى يهودى طى سالهاى متمادى شرحها و تفسيرهاى خود سرانه وگوناگونى بر تورات نوشتند كه همه آنها را خاخام (يوخاس) در سال1500م جمعآورى نموده است..
براى اينكه بيشتر به خود پرستى و آرمانهاى ضدّ انسانى يهود پى ببريم خوب است چند جملهاى از اين كتاب را عنوان کنم:
الف ـ روز دوازده ساعت است
در سه ساعت اوّل آن خداوند شريعت را مطالعه مىكند
و در سه ساعت دوّم احكام صادر مىنمايد
در سه ساعت سوّم هم جهان را روزى مىدهد
در سه ساعت آخر روز هم با حوت دريا كه پادشاه ماهيها است
به بازى مىپردازد
هنگامى كه خداوند امر كرد (هيكل) را خراب كنند خطا كرده بود به خطاى خويش اعتراف كرده و به گريه در آمد و گفت: واى بر من كه امر كردم خانهام را خراب كنند و هيكل را بسوزانند و فرزندان مرا تاراج نمايند.
خداوند، از آن كه يهود را به چنين حالى گذاشته سخت پشيمان است و هر روز لطمه به صورت خود مىزند و زار زار گريه مىكند، گاهى از چشمانش دو قطره اشك به دريا مىچكد و آن چنان صدا مىكند كه تمام اهل جهان صداى گريه آن را مىشنوند و آبهاى دريا به تلاطم و زمين به لرزه در مىآيد.
هرگز خداوند از كارهاى ابلهانه و غضب و دروغ بركنار نيست.
ب ـ قسمتى از شياطين، از فرزندان آدم هستند، آدم زنى داشت از شياطين به نام (ليليث) كه مدّت130 سال همسر آدم بود، شياطين از نسل او متولد شدند!!
(حواء) در اين مدّت130 سال جز شيطان فرزندى نزائيد زيرا او هم همسر يكى از شياطين شده بود.
انسان مىتواند شيطان را بكشد به شرط اين كه خمير نان عيد را نيكو به عمل آورد.
ج ـ ارواح يهود، از ارواح ديگران افضل است، زيرا ارواح يهود جزء خداوند است! همچنان كه فرزند جزء پدرش مىباشد، روحهاى يهود نزد خدا عزيزتر است زيرا ارواح ديگران شيطانى و مانند ارواح حيوانات است.
نطفه غير يهودى، مثل نطفه بقيه حيوانات است!
د ـ بهشت مخصوص يهود است و هيچ كس به جز آنها داخل آن نمىشوند، ولى جهنم جايگاه مسيحيان و مسلمانان است و جز گريه زارى چيزى عايد آنها نمىگردد زيرا زمينش از گل و بسيار تاريك و بدبو است.
پيامبرى به نام مسيح نيامده است و تا حكم اشرا يعنى (غير يهود) منقرض نشود، ظهور نخواهد كرد و هر وقت كه او بيايد زمين خمير نان و لباس پشمى مىروياند، در اين وقت است كه سلطه و پادشاهى يهود باز گشته و تمام ملّتها مسيح را خدمت خواهند كرد!
آن زمان هر يهودى، دو هزار و هشتصد برده و غلام خواهد داشت.
هـ ـ بر يهود لازم است، كه املاك ديگران را خريدارى كند تا آنها صاحب ملك نباشند و هميشه سلطه اقتصادى براى يهود باشد.
و چنانچه غير از يهودى بر يهود تسلط پيدا كند، يهود بايد بر خود گريه كند و بگويد: واى بر ما، اين چه ننگى است كه ما زير دست و جيره خوار ديگران شدهايم.
پيش از آن كه يهود نفوذ و سلطه كامل خود را بدست آورند لازم است جنگ جهانى برپا و دو ثلث بشر نابود شود، در مدّت هفت سال يهود، اسلحههاى جنگ را خواهد سوزانيد و دندانهاى دشمنان بنى اسرائيل به مقدار بيست و دو ذرع كه تقريبا هزار و سيصد و بيست برابر دندانهاى عادى مىشود! از دهانشان بيرون خواهد شد.
هنگامى كه مسيح حقيقى پا به عرصه وجود گذارد، يهود آنقدر ثروتمند و مال خواهند داشت كه كليد صندوقهايشان را بر كمتر از سيصد الاغ حمل نتوان كرد!
و كشتن مسيحى از واجبات مذهبى ما است و پيمان بستن با او، يهودى را ملتزم به اداء نمىكند.
رؤساى مذهب نصرانى و هركه دشمن يهود است بايد در روز سه مرتبه او را لعن كرد.
(يسوع ناصرى) كه ادعاى پيامبرى كرده و نصارى گولش را خوردند، با مادرش مريم كه او را از مردى به نام (باندار) به زنا آورده بود، در آتش جهنم مىسوزند.
كليساهاى نصارى كه در آن سگهاى آدم نما به صدا در مىآيند به منزله زباله خانه است.
ز ـ اسرائيلى در نزد خداوند بيش از ملائكه محبوب و معتبر است. اگر غير يهودى، يك يهودى را بزند چنان است كه به عزت الهيه جسارت كرده است و جزاى چنين شخصى جز مرگ چيز ديگرى نيست و بايد او را كشت.
اگر يهود نبودند، بركت از روى زمين برداشته مىشد و آفتاب ظاهر نشده و باران نمىباريد.
همچنان كه انسان بر حيوانات فضيلت دارد، يهود بر اقوام ديگر فضيلت دارند.
نطفهاى كه از غير يهودى منعقد مىشود، نطفه اسب است.
اجانب مانند سگ هستند و براى آنها عيدى نيست زيرا عيد براى اجنبى و سگ خلق نشده است.
سگ افضل از غير يهودى است، زيرا در اعياد بايد به سگ نان و گوشت داد، ولى نان دادن به اجنبى حرام است.
هيچ قرابت و خويشى بين اجانب نيست، مگر در نسل و خاندان الاغ قرابتى است؟
خانههاى غير يهودى به منزله طويله است.
اجانب دشمن خدا و مثل خنزير و قتلشان مباح است.
اجانب براى خدمت كردن يهود به صورت انسان خلق شدهاند.
يسوخ مسيح كافر است زيرا از دين مرتد گشت و به عبادت بُت پرداخت و هر مسيحى كه يهودى نشود بُت پرست و دشمن خدا خواهد بود، از عدالت خارج است و انسانى كه بر غير يهود كوچكترين ترحمى روا دارد، عادل نيست.
غش و خدعه كردن با غير يهودى منع نشده است.
سلام كردن بر كفار (كسانى كه يهودى نيستند) اشكال ندارد به شرط آن كه سِرّا او را مسخره كرده باشد.
ح ـ چون يهود با عزت الهيه مساوى هستند، بنا بر اين تمام دنيا و هرچه در اوست ملك آنها مىباشد و حقّ دارند كه بر آن تسلط كامل يابند، دزدى از يهودى حرام است و از غير يهودى جايز مىباشد، چون اموال ديگران مانند رملهاى دريا است و هركس زودتر برآن دست گذاشت او مالك است.
يهود مانند زن شوهردار هستند و همچنان كه زن در منزل به استراحت مىپردازد و شوهر، خرجى او را مىدهد بىآن كه در كارهاى خارج از منزل با او شركت كند، يهود هم به استراحت پرداخته و ديگران بايد آنها را روزى بدهند.
ط ـ هرگاه يهودى و اجنبى شكايت داشته باشند بايد حقّ را بجانب يهودى داد اگرچه بر باطل باشد.
براى شما جايز است كه مأمورين گمرگ را غش بنمائيد و براى او قسم دروغ خوريد... از خاخام (صموئيل) ياد بگيريد، صموئيل از مرد اجنبى كاسهاى از طلا به قيمت چهار درهم خريدارى كرد، در حالى كه فروشنده نمىدانست كه آن طلا است. با اين حال يك درهمش را دزديد!
ربودن اموال ديگران بوسيله ربا مانعى ندارد، زيرا خداوند شما را به ربا گرفتن از غير يهودى امر مىفرمايد.
به كسانى كه يهودى نيستند قرض ندهيد مگر آن كه نزول بگيريد در غير اين صورت، قرض دادن به غير يهودى جايز نيست و ما مأموريم كه به آنها ضرر برسانيم.
حيات و زندگانى ديگران ملك يهود است، چه رسد به اموال آنها! هرگاه غير يهودى احتياج به پول داشته باشد آن قدر بايد از او (ربا) و نزول گرفت كه تمام دارائى خود را از دست بدهد.
ى ـ غير يهودى هرچند صالح و نيكوكار باشد، او را بايد كشت.
حرام است غير يهودى را نجات بدهيد، حتّى اگر در چاهى بيفتد بايد فورا سنگى بر در آن گذاشت!
اگر يكى از اجانب را بكشيم مثل اين است كه در راه خدا قربانى كردهايم.
اگر يك نفر يهودى كمكى به غير يهودى بكند گناهى نابخشودنى مرتكب شده است.
و اگر غير يهود در دريا در حال غرق شدن است، نبايد نجاتش بدهى، زيرا آن هفت ملتى كه در زمين (كنعان) بودند و بنا بود يهود آنها را به قتل برساند همه آنها نابود نشدند و ممكن است آن شخصى كه در حال غرق شدن است از آنها باشد.
تا مىتوانيد از غير يهود بكشيد و اگر دستتان به كشتن او رسيد و او را نكشتيد، مرتكب خلاف شدهايد.
هلاك كردن مسيحى ثواب دارد و اگر كسى نمىتواند او را بكشد لااقل سبب هلاكتش را فراهم نمايد.
كسانى كه مرتد شوند، اجنبى و اعدامشان لازم است مگر آن كه براى خدعه به ديگران مرتد شده باشند.
ك ـ تعدّى كردن به ناموس غير يهودى مانعى ندارد، زيرا كفار مثل حيوانات هستند و حيوانات را زناشوئى نيست.
يهودى حقّ دارد، زنهاى غير مؤمنه را به غصب بربايد و زنا و لواط به غير يهودى عقاب و كيفرى ندارد.
كسى كه در خواب ببيند كه با مادرش زنا مىكند حكيم و خردمند خواهد شد و كسى كه ببيند كه با خواهر خود جمع شده است نور عقل نصيبش مىگردد.
براى يهودى مانعى ندارد تسليم اميال و شهوات خويش شود.
هرگاه يهودى در نزد زن خود با زنى زنا كند زن او حقّ ندارد مانع او شده يا آن كه بر عليه او شكايت كند.
لواط با زن جايز است، زيرا زن مانند گوشتى است كه آن را از بازار خريدارى مىكنيد و به هر طور كه بخواهيد آن را تناول مىكنيد.
ل ـ قسم خوردن جايز است، خصوصا در معاملات با غير يهود.
اصولاً قسم خوردن براى قطع نزاع تشريع شده است امّا نه براى كفّار، زيرا آنها انسان نيستند.
جايز است انسان شهادت زور بدهد، چنانچه لازم است اگر مىتوانيد بيست قسم دروغ بخوريد ولى برادر يهودى خويش را در معرض خطر قرار ندهيد.
بر يهود واجب است روزى سه مرتبه مسيحيان را لعن كنند و دعا كنند تا خداوند آنها را نابود سازد.
بر ما لازم است كه با نصارى، مانند حيوانات معامله كنيم.
كليساهاى نصارى، خانه گمراهان است و خراب كردن آنها ضرورى و واجب است.
م ـ ملّت برگزيده خداوند مائيم و لذا براى ما حيوانات انسانى خلق كرده است زيرا خدا مىدانست كه ما احتياج به دو قسم حيوان داريم، يكى حيوانات بىشعور مانند بهائم و حيوانات غير ناطقه و ديگرى حيوانات ناطقه و با شعور مانند مسيحيان و مسلمانان و بودائيان و براى آنكه بتوانيم از همه آنها به اصطلاح سوارى بگيريم، خداوند ما را در جهان متفرق ساخته است و لهذا ما بايد دخترهاى زيبا و خوشگل خود را به پادشاهان و وزرا و شخصيّتهاى برجسته يهود به تزويج در آوريم، تا بوسيله آنها بر حكومتهاى جهان، تسلط داشته باشيم!
گمان نكنم، آنچه نقل كرديم احتياج به توضيح و تعليق از ما داشته باشد زيرا خود بهترين معرف (يهود) است. چنانچه معلوم شد يهود يك حزب خطرناكى است براى فريب دادن مردم آن هم كه به صورت مذهب و آئين در آمده است
اما ببینیم قرآن کریم این قوم را چگونه توصیف می کند:
خداوند در سوره مبارکه اسراء ميفرمايد: "ما در تورات حکم به انقراض بني اسرائيل نموديم زيرا بني اسرائيل دوبار در زمين فساد نمودند و بر ديگران فخر فروشي و بزرگي بسيار خواهند نمود" همچنين در سوره مبارکه اعراف آيه 167داريم: "پروردگار تو اعلام ميدارد کساني را بر يهوديان چيره خواهد کرد که تا روز قيامت آنانرا مجازات و شکنجه خواهند نمود" و آخرين آيه که اشاره ميکنم آيه 104 سوره اسراء است که ميفرمايد: "و ما ميان آنان تا روز قيامت دشمني و کينه توزي افکنديم و هرگاه آتش جنگي برافروزند ، خداوند آنرا فرو مينشاند"
در ماجرایی مربوط به شخصي به نام عبداللهبن سلام که يهودي بوده و تازه مسلمان شده و توسط همسايگان و دوستان يهوديش مورد آزار و اذيت قرار گرفته. نزد پيامبر ميآيد و در همان هنگام آيه ولايت بر پيامبر نازل ميشود و ما بقي ماجرا (رنگ سبز رنگ روايت است و رنگ قرمز آيه قرآني که پيامبر آنرا تفسير نموده است)
پس شنيدم که رسول خدا را فراگرفت آنچه او را فراميگرفت هنگام نزول وحي به خاطر تعظيم در برابر فرمان خدا سپس اين حالت جريان يافت و نازل شد بر او "بدرستيکه سرپرست شما خدا و رسول او و کسانيکه ايمان آوردند و نماز را برپا ميدارند و زکات ميدهند درحاليکه در رکوع هستند ، ميباشند" پس فرمود يا عبدالله به درستيکه ولي شما خداست و ياري کننده شما بر يهود که قصد بد براي تو و رسول او کرده اند خداست. همانا سرپرست و ياري کننده تو کساني هستند که ايمان آورده اند ، کساني که صفتشان اين است که نماز را برپا ميکنند و زکات ميدهند در حاليکه در حالت رکوع هستند. يعني در رکوع نمازشان. سپس فرمود اي عبدالله کسي که خدا و رسولش و آنان که ايمان آوردند را دوست بدارد و کسانيکه آنها را دوست دارند دوست بدارد و دشمن بدارد دشمنان آنها را در امور مهم پناه ببرد به خداوند سپس به آنها پس به درستيکه حزب الله ، سپاهيانش پيروز ميشوند بر يهود و ساير کافرين و غمي برايشان نيست.
اي پسر سلام بدرستيکه خدا و اينها(رسولش و کسانيکه ايمان آوردند و در حال رکوع زکات ميدهند) ياري کننده هايت هستند و آن کافيست براي تو جهت امان از شر دشمنانت و حامي تو از نيرنگهايشان. پس رسول خدا فرمود اي عبدالله بشارت ده که همانا خدا قرار داد براي تو اوليائي بهتر از آنان(يهود) خدا و رسولش و آنان که ايمان آوردند و زکات دادند در حالت رکوع. پس عبدالله گفت کيستند آنانکه ايمان آوردند. پس رسول خدا نگاه کرد بر سائل و گفت آيا کسي به تو اکنون چيزي داد؟ گفت بله آن نماز گذار و اشاره کرد با انگشتش که انگشتر را بگير و آنرا گرفتم . پس به او و به انگشتر نگاه کرد. آن انگشتر علي بود پس رسول اکرم فرمود: الله اکبر. اين ولي شما بعد از من و سرپرست مردم است. علي بن ابيطالب.
در ادامه دارد که کارهاي عبدالله آسان شد و همسايگان يهوديش مريض شدند و به فقر مبتلا گشتند و... تا جاييکه از همسايگان يهوديش هيچ کس باقي نماند مگر آنکه به او محتاج شد و خدا حيله يهود را بر او خنثي نمود و زندگي او را به واسطه ايمان به رسول خدا و دوستي و محبت علي ولي خدا طيب و پاک گرداند
خداوندا پيروزي را نصيب حزب الله لبنان بگردان. آمين
موفق باشید

