تبليغاتX
چشم انداز
 

سیاسی ۱۷۸

نبرد ایران وما

(چگونه یک حرکت می تواند این جو را تفسیر کند؟)

 

اکنون نبرد مشترک برای قلب های ایرانیان وافکار آنها جایی است که نبرد کلی عقیده  باشد.در مقابل دموکراسی ،حکومت ستمگرانه،ملاقات های دیکته شده ی جغرافیای خاورمیانه،مکان هایی مانند عراق،سوریه،عربستان سعودی ودیگر دولت های  عرب تکه های پازلی است که چهره های برجسته آن  نه با سنت های ارزشمند ایالتی ،حک شده اند وریشه های بزرگ اشغال قدرت فارس سرزمین ایرانیان به دوره های  امپراطوری هخامنشی،اشکانی وساسانیان برمی گردد.نزدیک به 70 میلیون نفر سرزمین های بین ثروت نفت دریای خزر  وثروت نفت خلیج فارس را که ایران مفصل کلی جهان مسلمان است را تصرف کرده اند.

قدرت ایرانیان چه نرم چه سخت از مدیترانه تا هندوراس احساس شد ودر عوض تاثیر ایران در غرب لبنان  وغزه قسمتی از یک سنت تاریخی امپراطوری است که نقش شیعه با نفوذ قانونی قدرت روحانی،تظاهرات در تهران ودیگر شهرها صلاحیت پیدا نمود وایران در خاور میانه مکان جارزدن  یک میدا تاریخ جدید وسیاست های مرکز آسیا می باشد.

موسسات دولتی ایران باوجود نیتهای شایع ضد لیبرالی شان مهمترین ساختارصداکننده ها در جهان عرب می باشند.

زمانی که شاه سقوط کرد هرج ومرج به دنبال آن نیامد ،در ظرف هفته ها یک  سیستم بورکراتیک شیعه فضای خالی را پرکرد.وارتباط را سفسطه نمود ومذهب وهرگونه فرهنگ بالا را عادلانه انعکاس نداد.

ایران یک حکومت ستمگرانه  مانند صدام حسین در عراق با وجود آیت الله ها نیست آن یک سیستم پیچیده با انتخاب پارلمانی وقوه مجریه  است. همچنین جنبش وحرکت دموکراسی ایران قابل توجه غرب در انضباط سازمانی ونحوه دقیق استفاده کردن از تکنولوژی است .دوره های توسعه ایران  به ترکیه بیشترتا سوریه وعراق  نزدیک است،مادامی که  دو گروه توانایی انفجار در داخل را دارند.

ایران یک وابستگی  داخلی داردو هر گونه سختگیری را روی همسایگان خود داشته است ودرآینده یک ایران دموکراتیک می تواند حس خیر اندیشی داشته باشد چنانکه یک حکومت خدایی در ایران مانند جوخه های  کشتار نفوذ وقدرت در بغداد  می تواند خطرناک باشد.

ایران مرکز سرنوشت خاورمیانه است که حتی خواهان تغییر در رفتار رژیم است. علاوه برآن که یک درجه اختلاف مختصرنسبت به عراق،لبنان،اسرائیل یا ایالت متحده دارد واین میتواند تاثیر دراماتیکی روی این ناحیه داشته باشد،دقیقا مانند یک رهبر رادیکال ایرانی می تواند نیرو به "دنیای عرب"بدهد  ویک اصلاح طلب ایرانی می تواند به نیروها سازمان ببخشد واما بورژوازی عرب دراین میان  غیرشفاف است.این راه نمایش کاندیدای ریاست جمهوری میرحسین موسوی است اما دیگر رادیکال ها ولو اینکه با مهربانی وبا سطح بالاتری وظاهری مناسبتر در سطح خارجی نسبت به محمود احمدی نژاد داشته باشند موضوع را کاملا از دست می دهند.

چنانکه در ایالت شوروی سابق تغییر در ایران می تواند فقط از داخل صورت گیرد وآن  جز با میر حسین موسوی یا فردی مانند میخائیل گورباچف میسر نمی شود.

نیاز دارد که با حسن نیت روز  روشنی را در سیستم  فراهم کند ورخنه ها را افشا کند وفقط یک حامی وفدارد وثابت از جمهوری اسلامی مانند موسوی که حتی اکنون که وی رهبر یک جنبش دموکراتیک است، می تواند اعتماد را به  رقابت های انتخاباتی باز گرداند.

جنگ سرد تمام شدنی نیست چنانکه در چند روز گذشته شاهد آن بوده ایم،نبرد ایرانیان برای دموکراسی که اکنون مرکز سیاست خارجی مان است  مانند دموکراسی در غرب اروپا  در دهه 1980 بوده است.

حیاتی وحساس است که ما نگاهی روی  هدف اصلی از تغییر رژیم در عراق  بدهیم،هر کسی که از جنگ حمایت کند مانند صدام حسین سقوط می کند.

 گرچه نتیجه دموکراسی  عرب های سنی ثابت وپایدار شد اما شروع یکتاتوری محض وهرج ومرج ...  دست شیعه را  در این ناحیه قوی تر می کند.واین لازم است ونیاز بدی به نظر نمی رسد، در11 سپتامبر تروریست ها نیز چشمه ای از این گونه سرکشی ها  داشتند  زیرا ایالت های

سرسخت دیکتاتوری مانند سنی های   مصر وعربستان سعودی که شدت عمل  وناسازگاری ها  ومخالفت آنان بسیار زیاد بود و باموازنه قدرت  دراین ناحیه وحضور شیعیان ایران وبا اصلاحات آرام  شده بود وامید آن است که ایران هرگونه شورشی را در عراق برای تغییر تحمل کند واشغال عراق به شیوه ای کاملا مناسب صورت گرفته است  وبا اینحال نه فقط در ایران در هر گیرودار وآشوب دموکراتیک این حوادث اتفاق می افتد اما در مصر وعربستان سعودی هر دو کاملا سریع اصلاح یافتند.

در سال های اخیر یک پیوستگی ضد ایرانی از سوی اسرائیل پدیدار شد که دیکتاتورهای عرب سنی از آن خسته شده بودند.چرا که سراسر تاریخ ایرانیان ،یهودی ها وفارس ها یک نوع پیوستگی در برابر توده های عرب ودیگر مردمان مرزهای ایران به سمت غرب وجنوب دارند.در دیدارهای که من با کشور ایران داشته ام احساس کردم که ایران با عربستان سعودی مخالفت دارد برای مثال اسرائیل یک دشمن زهرآگین از یهودی ها ممکن است توسط  شهرت رژیم روحانی ها خاموش شود وحداقل در همین اندازه ومقدار دوام بیشتری نخواهد آورد در صورتی که محمد رضا شاه پهلوی پیوستگی مجازی خود را با اسرائیل حفظ کرد ورهبران آینده ایرانیان باید به دنیا وجهان از موقعیت جغرافیایی خود نگاه کنند چنانکه شاه اینگونه نگاه می کرد.بدون این موارد رادیکالیسم جهان سوم با ملاها در دوره ی خمینی  اشباع شده بود .

اما در آینده  نبردی پنهان بین  عرب های سنی مذهب وایرانیان شیعه برای تضاد خاموش استراتژیکی با اسرائیل  احساس می شود که  می تواند  فقظ با فشار قوی  روی اسرائیل  به واگذاری سرزمین های وست بانک تاثیر بگذارد.هرگز زمان بهتری  برای پیش رفتن به سمت صلح بین اسرائیل-فلسطین وجود ندارد حتی اگر نیاز به فروریزی ائتلاف اسرائیل وتصفیه ی این فرآیندها باشد.

خاورمیانه به دوره ی ریزش عمیقی وارد شده است واین دوره با انتخابات عراق بیشتر وسعت یافته وبعد از آن انتخابات دولت لبنان می باشد وایران شانس بهتری به چیره شدن در این ناحیه تحت نقش پویا  ودموکراتیک از آنچه تحت نظر تحصیل کرده ها ی نادان (احمدی نژاد) باشد ،دارد وآن می تواند برای ایالت متحده خیلی خوب باشد.  

موفق باشید

نویسنده:رابرت .دی.کاپلان

منبع:واشینگتن پست چهارشنبه 24 ژوئن 2009

مترجم:زهرا شریف زاده

 

+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در چهارشنبه دهم تیر 1388 و ساعت 15:37 |
 

سیاسی ۱۷۷

  

یک نبروی نادیده گرفته شده در ایران

 

زنان با عینک های آفتابی وروسری هایی برسرشان که با بلندگوها با مردم سخن می گفتندودر ضمن دوربین هایی نشانه هایی دردست داشتند ،اعتراضات خود را برای اولین بار مطرح نمودند.

اولین تصاویر از آنها در سال 2005 در دانشگاه تهران در اعتراض به حقوق زنان بود که  یک ذهنیت قوی از پتانسیل واقعی زنان ایرانی را نشان می داددر آن تصاویر زنان زیادی با سنین متفاوت به چشم می خورد که به مدت طولانی به بخشنامه هایی اشاره می کردند وشاید در حال حاضر مرده باشند.

اکنون تصاویر  توسط مجموعه ای رسوا شد وویدئو ها وتصاویر در اواخرهفته گذشته از زنان جوان ایرانی نشان دهنده خشونت وحشی رژیم علیه زنان را نشان داد از جمله تیراندازی به زن جوانی که کف خیابان های تهران کشته شد.

من نمی دانم که آیا این سمبلی از کشته های انقلاب است بنا به آنچه بعضی ها قبلا پیشگویی کرده اند اما من می دانم در هفته گذشته خشونتی در ایران علیه زنان وجود دارد وجنبش حقوق زنان در ایران  بخصوص در چند سال گذشته خیلی کم رشد کرد.

در ایالت متحده بیشترین مفسرین عقیده دارند که نوعی نشانه های غم  در طول تظاهرات های اخیر انتخابات باراک اوباما به چشم می خورد ودیگران می خواهند اعتبار قدرت نطق وبیان وفصاحت وبلاغت از حکومت بوش را بدست آورند.هنوز دیگران  می خواهند این را "انقلاب تویتر"یا یک "انقلاب فیس بوک"بنامند .چنانچه اگر تکنولوژی جدید که تنها الهام بخش به معترضین بسته شود همه چیز تمام می شود.

اما حقیقت آن است که واقعیت به مدت زیادی خاموش شد ونتیجه آن این بود که سال های زیادی از کار سازمانی،توسط گروه های کوچک فعالین حقوق شهری ودر راس آن همه گروه های زنان اداره می شد،وانجام کارهای بزرگ بدون توجه وبدون کمک از بیرون صورت می گرفت.

از سال 2006 یک میلیون امضاء کننده از رقابت های انتخاباتی دادخواستی را آنلاین بخشنامه کردند وقوانینی رابرای خاتمه دادن تبعیض نسبت به زنان خواستار شدند و تصویب قوانینی را خواستند که حقوق مساوی برای زنان درازدواج،حقوق برابر برای طلاق ،حقوق ارث برابر وحقوق شهادت های برابر برای مردان وزنان دردادگاه فراهم شود،هر چند بیرون کشور شکل گرفت از جمله موسسه  خیریه عبدالرحمن برومند  که توسط دو خواهر پیدا واسناد حقوق اساسی بشر ترجمه ومنتشر شدوبه صورت زنده وآنلاین اطلاعات اساسی که نام هزاران قربانی از جمهوری اسلامی در آن به چشم می خورد ،نگهداری می شود.

در دهه ی گذشته زنان ایرانی در اعتصابات دانش آموزی وهمچنین اعتصابات معلمین شرکت داشتند وسازمان های بهایی،مسیحیت ودیگر مذاهب اعضای آن توسط رژیم مرتد فرض شده بودند.

نه اوباما ونه بوش ونه Twitter بلکه دردیگر جوامع در سال های نلاش وکار دروغ پشت نمایش های عمومی مبارزه طلبی وبخصوص عده ای از زنان در خیابان ها  و..پنهان شده بود وموضوعات تکراری شون و وقوعش می تواند انفجار عمیقی در مقابل رژیم ایجاد کند،وبرای قلب ایدئولوژی جمهوری اسلامی که همانا رهبر قانونی آن  ادعای وحی الهی دارد ومی گوید سرکوبی عظیم زنان را خدا حکم کرده است، بسیار نگران کننده است.

خروج یکدفعه  ازاین عقیده توسط دهها وهزاران زن  در انتهای هفته ی گذشته  این موضع را نشان داد که دهه های گذشته ضعیف شده بود .

نخبگان سیاسی کشور می دانند که ادعای جمهوری اسلامی مبنی بر شکست ناپذیری در ایران وخاورمیانه خوب است اما دو هدف تغییری پذیری احمدی نژاد که وی را در انتخابات جمهوری اسلامی ایرانیان به چالش کشید قول ها و وعده وعیدهایی بود که بدان عمل نکرد از جمله لغو قوانین مربوط به تبعیض زنان بود که چنین چیزی اتفاق نیفتاد ومنجر به هیچگونه تغییری نگردید.اما آقای میر حسین موسوی از همسرش که شخصیت علمی وسیاسی ورئیس  سابق دانشگاه  می باشد در ظهور وپیدایش رقابت های انتخاباتی اش وی را یاری نمود وباهوش های ایرانی می دانند که زنان یک تهدید عمیق برای قدرتشان می باشند.

فعالینی چون لادن برومند نوشته است :

رژیم  دردسر برای فرونشاندن  وحشیانه مخالفینش نمی خواهد بلکه فقط قصد ارعاب آنها را دارد،هیچ کس قتل وخودکشی نمی خواهد بلکه همه طالب صلح وخلع سلاح کردن زنان در شلوارهای آبی  هستند.مگر اینکه این مراحل در خیابان ها تکرارا شود ورژیم یک تهدید شوم برای آنان ارائه دهد.در این میان ممکن است رژیم موفق شود  ودر کوتاه مدت معمولا خشونت موفقیت آمیز بوده است اما در بلند مدت پیوندها ،ساختارها ،سازمان ها ومجموعه ی گروه هایی که توسط زنان ایرانی  اداره می شود ،تکرار خواهد شد واین سبب فرسوده تر شدن رژیم ایرانیان می گردد.

من بارها ودر سال های اخیر مباحث و موضوعات زنان را مطرح کرده ام . اما در دنیای اسلام مسئله زن در  رده دوم قرار دارد.وآنچه مورد بحث  پایداری امنیت ،نفت وحفظ توانایی می باشد اما در نیم جمعیت جهان به علت فرونشاندن ونادیده گرفتن حقوق بشر وشهروندی یک نوع بی ثباتی ذاتی وجود دارد وبزودی در ایران نیز شاهد یک عقب نشینی خواهیم بود وما آشکارا آن را به نظاره خواهیم نشست.

موفق باشید

مترجم:زهرا شریف زاده

منبع:واشینگتن پست سه شنبه 23 ژوئن 2009

نویسنده:خانم آن آپل بایوم

 

+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در شنبه ششم تیر 1388 و ساعت 10:38 |
 

سیاسی ۱۷۶

 

بسم الله الرحمن الرحیم
ان الله يامركم ان تؤدوا الامانات الي اهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل
مردم شريف و هوشمند ايران
این روزها و شب‌ها نقطه عطفی در تاریخ ملت ما در حال شکل گرفتن است. مردم از یکدیگر و درمیان جمعشان از اینجانب سوال می‌کنند که چه باید کرد و به چه سو باید رفت. بر عهده خویشتن می‌بینم که آنچه را باور دارم با شما در میان بگذارم، با شما بگویم و از شما بیاموزم، باشد كه رسالت تاریخی‌مان را از یاد نبریم و شانه از بار مسئولیتی که سرنوشت نسل‌ها و عصرها بر دوش ما گذاشته است خالی نکنیم.
سی سال پیش از این در کشورما انقلابی به نام اسلام به پیروزی رسید؛ انقلابی براي آزادی، انقلابی براي احياي کرامت انسان‌ها، انقلابی براي راستی و درستي. در اين مدت و به خصوص در زمان حیات امام روشن ضمير ما سرمایه‌های عظیمی از جان و مال و آبرو در پای تحکیم این بنای مبارک گذارده شد و دست‌آوردهای ارزشمندي حاصل آمد. نورانیتی که تا پیش از آن تجربه نکرده بودیم جامعه ما را فراگرفت و مردم ما به حیاتی نو رسيدند که به‌رغم سخت‌ترین شداید برایشان شیرین بود. آنچه مردم به دست آورده بودند کرامت و آزادی و طليعه‌هايي از حیات طیبه بود. اطمينان دارم کسانی که آن روزها را ديده‌اند به چيزي كمتر از آن راضي نمي‌شوند.
آیا ما مردم شایستگی‌هایی را از دست داده بودیم که دیگر آن فضای روح انگیز را تجربه نمی‌كردیم؟ من آمده بودم بگویم چنین نیست؛ هنوز دیر نیست و هنوز راهمان تا آن فضای نورانی دور نیست. آمده بودم تا نشان دهم می‌توان معنوی زندگی کرد و در عین حال در امروز زیست. آمده بودم تا هشدارهای اماممان را درباره تحجر بازگو کنم. آمده بودم تا بگویم گریز از قانون به استبداد می‌انجامد؛ تا به ياد آورم كه اعتنا به کرامت انسان‌ها پايه‌هاي نظام را تضعيف نمي‌كند، بلكه استحكام مي‌بخشد. آمده بودم تا بگویم مردم از خدمتگزارانشان راستی و درستي می‌خواهند و بسیاری از گرفتاري‌هاي ما از دروغ برخاسته است. آمده بودم تا بگویم عقب‌ماندگي، فقر، فساد و بي‌عدالتي سرنوشت ما نیست. آمده بودم تا بار ديگر به انقلاب اسلامی آن گونه که بود و جمهوری اسلامی آن گونه که باید باشد، دعوت كنم.
من در این دعوت بلیغ نبودم، ولی پیام اصیل انقلاب حتی از بیان نارسای من آنچنان دلنشین بود که نسل جوان را، نسلی که آن روزگاران را ندیده بود و میان خود و این میراث بزرگ احساس فاصله می‌کرد، به هیجان آورد و صحنه‌هایی را که تنها در ایام نهضت و دفاع مقدس دیده بودیم بازسازی کرد. حرکت خودجوش مردم رنگ سبز را به عنوان نماد خویش برگزيد. اینجانب اعتراف می‌کنم که در این امر پیرو آنان بودم. و نسلی که به دوری از مبانی دینی متهم می‌شد در شعارهای خود به تکبیر رسید و به «نصر من الله و فتح قريب» و «یاحسین» و نام خمینی تکیه کرد تا ثابت کند این شجره طیبه هرگاه که به بار می‌نشيند میوه‌هایش شبیه به هم است. این شعارها را کسی جز آموزگار فطرت به آنان نیاموخته بود. چقدر بی‌انصافند کسانی که منافع كوچكشان آنها را وا می دارد تا این معجزه انقلاب اسلامی را ‌ساخته و پرداخته بيگانگان و «انقلاب مخملين» بنامند.
اما آن چنان که می‌دانید همگی ما در راه این تجديد حيات ملي و تحقق آرمان‌هایی که در دل و جان پیر و جوان ما ریشه دارند با دروغ وتقلب روبرو شدیم و آن چيزي كه از عواقب قانون‌گريزي پيش‌بيني كرده بوديم به صريح‌ترين شكل ممكن و در نزديك‌ترين زمان تحقق يافت.
استقبال عظيم از انتخابات اخير در درجه نخست مرهون تلاش‌هايي بود كه براي ايجاد اميد و اعتماد در مردم صورت گرفت تا براي بحران‌هاي مديريتي موجود و نارضايتي‌هاي گسترده‌اجتماعي، كه انباشت‌شان مي‌تواند كيان انقلاب و نظام را نشانه برود، پاسخي شايسته فراهم شود. اگر اين حسن‌ظن و اعتماد مردم از طريق صيانت از آراي آنها پاسخ داده نشود و يا آنها نتوانند براي دفاع از حقوقشان به نحوي مدني و آرام واكنش نشان دهند مسيرهاي خطرناكي در پيش خواهد بود كه مسئوليت قرار گرفتن در آنها بر عهده كساني است كه رفتارهاي مسالمت‌آميز را تحمل نمي‌كنند.
اگر حجم عظيم تقلب و جابه‌جايي آرا، كه آتش به خرمن اعتماد مردم زده است، خود دليل و شاهد فقدان تقلب معرفي شود، جمهوريت نظام به مسلخ كشيده خواهد شد و عملا ايده ناسازگاري اسلام و جمهوريت به اثبات مي‌رسد. اين سرنوشت دو گروه را خوشحال خواهد كرد؛ يك دسته آنان كه از ابتداي انقلاب در مقابل امام صف‌آرايي كردند و حكومت اسلامي را همان استبداد صالحان ‌دانستند و به گمان باطل خود مي‌خواهند مردم را به زور به بهشت ببرند و دسته ديگر كه با ادعاي دفاع از حقوق مردم اساسا ديانت و اسلام را مانع تحقق جمهوريت مي‌دانند. هنر شگرف امام باطل كردن سحر اين دوگانه‌‌انگاري‌ها بود. من آمده بودم تا با تكيه بر راه امام تلاش ساحراني را كه دوباره جان گرفته‌اند خنثي كنم.
اكنون مقامات كشور با صحه گذاشتن بر آنچه در انتخابات گذشت مسئوليت آن را پذيرفته‌اند و برای نتایج هرگونه تحقیق و رسیدگی بعدی حد تعیین کرده‌اند، به صورتی که اين رسيدگي‌ها موجب ابطال انتخابات نشود و نتایج آن را تغییر ندهد، حتی اگر در بيش از 170 حوزه انتخاباتي تعداد آراي به صندوق ريخته شده بيشتر از تعداد واجدين شرايط باشد.
از ما خواسته مي‌شود كه در اين شرايط شكايت خود را از طريق شوراي نگهبان پيگيري كنيم، حال آن كه اين شورا در عملكرد خود چه قبل، چه حين و چه بعد از انتخابات عدم بي‌طرفي خود را به اثبات رسانده است و نخستين اصل در هر داوري رعايت بي‌طرفي است.
اينجانب همچنان قويا اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجديد آن حقي مسلم است كه بايد به صورتي بي‌طرفانه از طريق يك هيئت مورد اعتماد ملي مورد بررسي قرار گيرد، نه آن كه پيشاپيش امكان ثمربخش بودن آن منتفي اعلام شود، يا با طرح احتمال خونريزي، مردم از هرگونه راهپيمايي و تظاهرات بازداشته ‌شوند، يا شوراي امنيت كشور به جاي پاسخگويي به سوالات مشروع در خصوص نقش لباس‌شخصي‌ها در حمله به افراد و اموال عمومي و ايجاد التهاب در حركت‌هاي مردمي به فرافكني بپردازد و مسئوليت فجايع به وجود آمده را بر عهده ديگران بگذارد.
اينجانب چون به صحنه می‌نگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور می‌بینم. من به عنوان يك همراه که زیبایی‌های موج سبز حضور شما را ديده است هرگز به خود اجازه نخواهم داد بر اثر عمل من جان کسی درمعرض خطر قرار گيرد. در عین حال بر اعتقاد راسخ خويش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استيفاي حقوق مردم پای می فشارم و عليرغم توانايي‌هاي اندكي كه در اختيار دارم براين باورم كه انگيزه و خلاقيت شما مردم همچنان مي‌تواند حقوق مشروع تان را در چهره‌هاي مدني جديد مورد پيگيري قرار دهد و محقق كند. مطمئن باشيد كه اينجانب همواره در كنار شما خواهم ماند. آنچه اين برادر شما در در يافتن اين راه‌حل‌هاي جديد، خصوصا به جوانان عزیز توصيه مي كند اين است که نگذارید دروغگويان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربايند و نا اهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدارن راستگویتان است از شما مصادره کنند. با توكل به خداوند و اميد به آينده و تكيه بر توانمندي‌هايتان حركات اجتماعي خود را پس از اين نيز براساس آزادي‌هاي مصرح در قانون اساسي و اصل امتناع از خشونت پيگيري كنيد. ما در اين راه با بسيجي روبرو نيستيم؛ بسيجي برادر ماست. ما در اين راه با سپاهي روبرو نيستيم؛ سپاهي حافظ انقلاب و نظام ماست. ما با ارتش روبرو نيستيم؛ ارتش حافظ مرزهاي ماست،ما با نیروی انتظامی روبرو نیستیم نیروی انتظامی حافظ امنیت شهروندان ماست، ما با نظام مقدس خود و ساختارهاي قانوني آن روبرو نيستيم. اين ساختار حافظ استقلال ، آزادي و جمهوري اسلامي ماست. ما با كجروي ها و دروغ گويي ها روبرو هستيم و در پي اصلاح آنيم؛ ا صلاحي با برگشت به اصول ناب انقلاب اسلامي .
ما به دست اندركاران توصيه مي كنيم براي برقراري آرامش در خيابان ها مطابق اصل 27 قانون اساسي امكان تجمع هاي مسالمت آميز را نه تنها فراهم كنند، بلكه چنين گردهم آيي هايي را تشويق كنند وصدا و سيما را از قيد بدگويي ها و يك طرفه عمل كردن ها رها سازند. بگذارند صداها قبل از آن كه به فرياد تبديل شود به صورت استدلال و مجادله احسن در اين رسانه جاري، تصحيح و تعديل گردد. بگذارند جرايد نقد كنند، خبرها را آنچنان كه هست بنويسند و در يك كلام فضايي آزاد براي مردم جهت ابراز موافقت ها و مخالفت هاي خود آماده سازند. بگذاريم آنهايي كه علاقه دارند تكبير بگويند و آن را مخالفت با خود تلقي نكينم. كاملا مشخص است كه در اين صورت احتياجي به حضور نيروهاي نظامي و انتظامي در خيابان ها نخواهد بود و با صحنه هايي كه ديدن آنها و شنيدن خبر آنها دل هر علاقمند به انقلاب و كشور را به درد مي آورد، روبرو نخواهيم بود.

برادر و همراه شما - میرحسین موسوی

+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 و ساعت 15:50 |
 

سیاسی ۱۷۵

 

 

شکستن روشنایی ها روی ایران

نویسنده:میخائیل جرسن 18 مارس 2009

ترجمه:زهرا شریف زاده

 

یکی از بی اهمیت ترین موضوع ها بین باراک اوباما وهیلاری کلینتون در طی بحث های اولیه ارتباط با ایران بودو در این میان انگیزه اوباما رضایت به ملاقات با رهبران رژیم های گوناگون متمرد در سال های اولیه ریاست جمهوری اش می باشد.وکلینتون  در محاسبات خود اظهار نمود نمی خواهد  برای رسیدن هدف های تبلیغاتی از این موارد استفاده نماید.وگفت  ما نمی خواهیم رئیس جمهورمان با فیدل کاسترو وهوگو چاوز ملاقات داشته باشد.وشما رئیس جمهورهای کره شمالی ،ایران وسوریه را  می شناسید وما روش های پیشرفت آنان را بهتر می دانیم.بنابراین رهیافت کلینتون روی ایران به چندین دلیل مستولی شده است .

 

اول:ایران در 12 ژوئن انتخابات ریاست جمهوری دارد  واحمدی نژادرئیس جمهور پوپولیستی ایران  که چهره مخالف قوی اصلاح طلب می باشد در حال حاضر با توجه به رشد 20 درصدی تورم  وافزایش نرخ بیکاری نزدیک به 30 درصد توقف سیاسی بوجود آمده و احمدی نژاد انتظارش جهت بالا بردن سطح درگیری با امریکا قوی تر شده است.وشایسته است حکومت از عوام فریبی جهانی در طول انتخابات دوری کند .

 

دوم:ایران طرح تشریک مساعی وهمکاری ندارد واحمدی نژاد با درخواست اوباما مبنی بر توسعه یافتن کمک ها ضعف نشان داد وحتی اوباما درخواست پوزش به خاطر خیانت هایی که نسبت به ایران وبه طور عمیق واساسی تغییر در سیاست ایالت متحده  شد را ارائه نمود.

 

اخیرا برای محک زدن وی(احمدی نژاد) او تاکیدش را در مورد هولوکاست تکرار کرد وگفت یک دروغ بزرگ است ودراین ماه رهبر انقلاب اسلامی آیت الله علی خامنه ایی در  دوره جدید یک دیپلماسی  وبازگشایی را در پیام های عمومی اش واگذار نمودوبه اوباما برای پذیرش ارتکاب استراتژی جرج دبلیو بوش حمله نمود وگفت که این ملت یک "تومر سرطانی"است  وحمایت واضح وآشکار خود را برای حرکت های تروریستی مانند حماس وحزب الله  اعلام نمود واز رهبران فلسطینی برای هر گونه مصالحه با رژیم صهیونیست را مورد انتقاد قرار داد.رهبر ایرانیان وپروکسی های موجود ارائه هر گونه مذاکرات را تضعیف  می نماید.

ایالت متحده وامریکایی ها با وجود شماتت های رهبر حزب الله حسن نصرالله آماده هر گونه صحبت با هر حزبی نه از سر حس مهربانی ودلسوزی می باشند.اما به دلیلی نقشه ها ی درنظر گرفته شده در این ناحیه با شکست مواجه شد.

در ضمن نیروهای قدس ایران به آموزش تروریست های سپاه شیعه در داخل عراق مشغول هستند وبراساس گواه کمیته سنا ومدیر آژانس ملی دنیس بلیر در هفته گذشته به این نتیجه رسیدند که  بعضی مقامات رسمی مانند فرمانده سپاهیان انقلاب اسلامی ژنرال محمد علی جعفری نجف آبادی اشاره کرده است که ایران در حملات روی منافع امریکا در زمان های خیلی دور دست داشته است وپیشنهاد ایران احتمالا نقشه هایی برای جنگ غیرقراردادی وخلاف عرف وتروریسم در برابر ایالت متحده وهم پیمانانش می باشد.

 سوم:کلینتون وفرستاده ویژه جرج میتچل از سفرهای خاورمیانه بازگشتند واز شدت ترس عرب ها از نیت های ایرانیان آگاه شدند وبعد ازملاقات با وزیر خارجه عرب،کلینتون شنیده ها را برشمرد و"بیشتر وبیشتر "از ارتباط خطرناک در مورد تهدید ایرانیان خبر داد وتوسعه بیشتر این مطالب به ایران ممکن است ،می خواهد به  رهبران عرب  خیانت های امریکا را بفهماند.

این پیش فرض ها توطئه معینی است که دیپلماس عرب را برآن داشت که امریکا در حال برش یک ارتباط مرموز با ایران است ودرنتیجه به ارتباط هایی در بین خودشان(عرب ها)منتهی خواهد شد.

بنابراین حکومت یک رهیافت توسعه را قبول نمود  وکلینتون پیشنهاد یک کنفرانس بین المللی در افغانستان را داد که مقامات ایرانی نیز در آن حضور یابند وشاید شانسی برای ملاقات چهره به چهره  این دو کشور فراهم شود.

مانند آنچه که کاندولیزا رایس پیشنهاد داده بود که یک کنفرانس بین المللی در عراق تشکیل شود ومقامات ایرانی نیز در آن حضور داشته باشند ویک ملاقات چهره به چهره صورت گیرد.

ودر بررسی های غیرمستقیم کلینتون نیز به این نتیجه رسید که هر گونه توسعه با سوریه را فراهم نماید مانند رایس که قبل از کنفرانس صلح آنا پلیس به سوریه رسید.وبه دور از هرگونه انگیزه وتحریکی  حکومت امریکا برای ایران علامت ها ونشانه هایی  را درمورد حساسیت  وضرورت  سازش فرستاده است .

آژانس بین المللی انرژی اتمی اخیرا به این نتیجه رسید که ایران ذخیره زغال سنگ کافی برای غنی سازی اورانیم دارد.مهمترین قسمت سکل غنی سازی می تواند بعد از یک دوره کوتاه سلاح هسته ای بسازد.

رئیس ستاد مشترک فرماندهی میخائیل مولن می گوید:

ایران در مرحله توسعه سلاح های  هسته ای است .!!!؟؟؟

در همین زمان منشی دفاع رابرت گیتس اشاره می کند که آنها (ایران)به سلاح هسته ای نزدیک نیستندو  از هر گونه عملیات نظامی در برابر ایران حمایت نمی کند.

واین سوال پیش می آید که :

                                         آیا مجبوریم در خانه به این کشور حمله کنیم؟

واین  برای اسرائیل ویا دوستان عرب امریکا دلداری خوبی نیست واین یک سیاست همراه با اغتشاش می باشد واحتمالا  ترساندن یاترغیب به نظر نمی رسد. 

+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در پنجشنبه بیستم فروردین 1388 و ساعت 21:13 |